سوگواري ائمه معصومين (عليهم السلام) بر امام حسين (ع): زنده نگهداشتن قيام كربلا

دراين مقاله بعد از مقدمه اي كوتاه درباره ي اوضاع زمان امام حسين (ع) و دلايل انتخاب راه شهادت آن بزرگوار، معني لغوي «سوگواري» را بيان خواهيم كرد. آن گاه به ضرورت برگزاري مجالس سوگواري امام حسين (ع) خواهيم پرداخت و با بيان اينكه خداوند روز عاشورا را روز عزا ناميد، با اشاره به گريه جبرئيل و پيامبر (ص) بر امام حسين (ع)، اهميت مجلس سوگواري را از ديدگاه ائمه معصومين (عليهم السلام)بررسي خواهيم كرد و به اين نتيجه خواهيم رسيد كه ائمه معصومين (عليهم السلام) به برگزاري مجالس سوگواري تأكيد داشتند و معتقد بودند : اجر سوگواري امام حسين (ع) با خداوند است و اشك ريختن بر مصيبت آن امام شهيد (ع) باعث آمرزش گناهان مي شود.

ادامه نوشته

سایـه ی خـوشبختـی !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شب سرسام گرفته ی وحشتناکی بود ...

نمی دانم زمین چه بلایی بر سر آسمان آورده بود که آسمان آنقدر سوخته دل و ناراحت اشک می ریخت؟

تازیانه های کمر شکن باران، جان سکوت را به لب رسانیده بود ! …

سکوت ماتمزده و غمناک، زیر دست و پای باران، دست و پا میزد و فریاد می کشید و در پریشانی سینه خراش آسمان و ناله بی پناه سکوت، طوفانی افسار گسیخته و گیج، به جان درختها افتاده بود !

متصل درخت بود که ناله می کرد ! و در واپسین ناله ی یک آرزوی ناکام، می شکست.

گویی باغبانی سالخورده که گذشته های خزان زده در سوز و گداز مشتی آرزوی سرگردان،
زندگی او را از دستش ربوده بودند، عمدا درخت هایی را که خودش کاشته بود، می شکافت،
تا در پوسیدگی ریشه ی یکی از آنها، جوانی گمشده اش را پیدا کند.

در چنین شب وحشت زده ی وحشت آوری، سالها پیش از این فرزند طلا،
که بی چیزان خانه به دوش فقرش می نامند، پدر مرا بٌرد.

پدر من سالها پیش از این، در شبی گرسنه و لخت، لخت و گرسنه مٌرد.

ادامه نوشته

     دختر با این ویژگی ها مجرد می ماند

دختر با این ویژگی ها

چه خصوصیاتی باعث می شود دیگران از ما فاصله بگیرند؟ اگر نمی خواهید مجرد بمانید این خصوصیات را در اسرع وقت از خودتان از بین ببرید. هیچ کس دوست ندارد با چنین آدم هایی ازدواج کند.
 
تا به حال فکر کرده اید چرا بعضی افراد این همه طرفدار دارند ومحبوب همه هستند اما بعضی دیگر ... انگار کسی دوست ندارد حتی نزدیکشان بشود؟ خب، دسته اول مهره مار ندارند – شما که به این جور خرافات اعتقاد ندارید؟! – بلکه خصوصیاتی دارند که باعث محبوبیتشان می شود، یا بهتر بگوییم فاقد خصوصیاتی هستند که آدم ها را از آنها براند.
 
چه خصوصیاتی باعث می شود دیگران از ما فاصله بگیرند؟ اگر نمی خواهید مجرد بمانید این خصوصیات را در اسرع وقت از خودتان از بین ببرید. هیچ کس دوست ندارد با چنین آدم هایی ازدواج کند.
 جدیدترین آهنگ پیشوازهای مرتضی پاشایی91
ادامه نوشته

جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شعر محرمی

آسمان در نظرم تیره وتار است حسین

هرطرف می نگرم بوته خار است حسین

تا رسیدیم اخا تشنگیم افزون شد

این عطش حاصل نفرین بهار است حسین

آن سیاهی که نمایان شده نخلستان نیست

پس چرا دشت پر از نیزه سوار است حسین!

خنده حرمله در دشت طنین افکنده

به گمانم که پی صید شکار است حسین

کوفیان شهره غارت گری و تاراجند

حتم دارم که دگر آخر کار است حسین ...


محرم بهترین ماه

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

اشهد ان لا…شهادت اشهد ان لا …شهید
محشر الله الله است می دانی چرا؟

یک بغل باران الله الصمد آورده ام
نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟

راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف
راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟

از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست
فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟

از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید
انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟

از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد
باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

ویکتور هوگو

از سارقان و جانیان نترسید. خطرهای بیرونی، خطرهای ناچیزند. باید از خودمان بترسیم. غرض ورزی ها سارقان واقعی و خباثت ها جانیان واقعی اند. خطرهای بزرگ در اندرون ما هستند. چرا باید از چیزهایی که سر و کیف مان را تهدید می کنند، بترسیم؟ بگذارید به جایش به چیزهایی که وجدان مان را تهدید می کنند، بیندیشیم

ویکتور هوگو
“Have no fear of robbers or murderers.  They are external dangers, petty dangers.  We should fear ourselves.  Prejudices are the real robbers; vices the real murders.  The great dangers are within us.  Why worry about what threatens our heads or purses?  Let us think instead of what threatens our souls.”
– Victor Hugo
(1802-1885)

روایتـی از دنیـای 1 بـام و 2 هــوا ... !

آیا خداوند با این افراد چکار خواهد کرد ؟

روایتـی از دنیـای 1 بـام و 2 هــوا ... !
 
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید، معشوق همین جاست بیایید بیایید
آیا خداوند با این افراد چکار خواهد کرد ؟

و قسمت دوم این داستان آیا خداوند با این افراد چکار خواهد کرد ؟

ادامه نوشته

محرم

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

هر محرم که فرا می‌رسد

از روز نخست تا عاشورا

روزها کند می‌گذرند و عطشناک

و من ...

نگران که مباد امروز با آنان باشم که امام حق را

به شمشیر باطل و قساوت سر بریدند

بیمی گنگ که

مرز حق و باطل چه باریک است

مبادا پوستین حق بر باطل پوشانده باشم؛

و به این امید واهی که در خیل حق‌مدارانم ...

اما روز حساب دریابم که

آمدن محرم فرصتی است دوباره تا از خویشتن خویش بازخواست کنم

محرم ماه عشق

ماهی که در آن عشق آفریده شد و مردانگی و شرف در عطش عشق به حسین معنا گرفت
ماهی که هیچ واژه ای گنجایش اندوه بی کرانه ی آن را ندارد
ماهی که هر ساله خون خدا را بر آسمان دنیا می پاشد تا ابرهای روزمره سرخی آفتاب را نپوشاند

محرم ماه فریاد و ماه بیداری و پایداری است
محرم ماهی که تمام تاریخ وام دار یک نیم روز آن است
ماهی که خاک و خون و آتش و عطش و مشک و تیر، رازهای سر به مهر آنند
ماهی که هفتاد و دو آیه ی سرخ بر صحیفه ی دل ها نازل شد و هفتاد و دو کهکشان در مدار هستی قرار گرفت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

ادامه نوشته

باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست

چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است

x2411_DSC04655.jpg

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...

گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی...

یادم آمد شب بی چتر وکلاهی ؛ که به بارانی مرطوب خیابان ؛ زدم آهسته و گفتم چه هوایی است خدایی ؛

 من و آغوش رهائی ؛ سپس آنقدر دویدم، طرف فاصله تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی ؛

دلم آرام شد آنگونه که هر قطرهء باران، غزلی بود نوازش گر احساس که می گفت فلانی! چه بخواهی چه نخواهی به سفر می روی امشب ؛ چمدانت پر باران شده پیراهنی از ابر به تن کن وبیا! ؛

پس سفر آغاز شد و نوبت پرواز شد و راه نفس باز شد و قافیه ها از قفس حنجره آزاد و رها

در منِ شاعر؛ منِ بی تاب تر از مرغ مهاجر؛ به کجا می روم اقلیم به اقلیم؛ خدا هم سفرم بود و جهان زیر پرم بود سراسر ؛

 که سر راه به ناگاه  مرا تیشهء فرهاد صدا زد : نفسی صبر کن ای مرد مسافر ؛

قَسَمَت می دهم ای دوست سلام من دلخستهء مجنون شده را نیز به شیرین غزلهای خداوند به معشوق دوعالم برسان؛

 باز دلم شور زد آخر به کجا می روی ای دل، که چنین مست ورها می روی ای دل،

 مگر امشب به تماشای خدا می روی ای دل، نکند باز به آن وادی... ،

مشغول همین فکر وخیالات پر از لذت و پر جاذبه بودم ؛ که مشام دل من پر شد از آن عطر غریبی، که نوشتند کمی قبل اذان سحر جمعه پراکنده در آن دشت خداییست.

چشم وا کردم وخود را وسط صحن وسرا ، عرش خدا، کرب وبلا ، مست و رها در دل آیینه؛

جدا از غم دیرینه ولی دست به سینه یله دیدم

من سر تا به قدم ، محو حرم ، بال ملک دور و برم ، یک سره مبهوت به لاهوت رسیدم ؛ چه بگویم که چه دیدم ؛ که دل از خویش بریدم ، به خدا رفت قرارم ،

نه... به توصیف چنین منظره ای واژه ندارم؛  سپس آهسته نشستم،و نوشتم (فقط ای اشک امانم بده تا سجدهء شکری بگذارم)

که به ناگاه نسیم سحری، از سر گلدستهء باران واذان آمد و

 یک گوشه از آن پردهء در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را پس زدو

 چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند ، به شش گوشهء معشوق

خدایا تو بگو این منم آیا ، که سراپا شده ام محو تمنا و نماشا ،

 فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا ، دلم آزاد شد از همهمه دور

از همه مدهوش ، غم وغصه فراموش ،

 در آغوش ضریح پسر فاطمه آرام سر انجام گرفتم.

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود


خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...

برکات توسل به امام حسین(علیه السلام)

به سينه هركه تمناي كربلا دارد!!
هميشه در دل خود روضه اي به پادارد!!
كسي كه عشق تو دارد دگرچه كم دارد!!
بدون عشق تو عالم كجا بها دارد!!
n8961_DSC00996.jpg
 
همگي به سوي وسايل نجات بخش حسين عليه السلام بشتابيد! بشارتتان باد که در توسل به او يک مژده خوشحالي کننده و شگفت آور و يک نعمت پر شکوه و يک لطف بسيار بزرگ ديگري از جانب خداست و آن اين است که در توسل به آن حضرت ويژگي و آثاري است که به جهاتي چند، سر آمد همه اسباب و وسايل نجات و برتر از همه کارهاي شايسته است.
براي نمونه:
1 - بالاترين ثمره انجام کارهاي شايسته، نجات از آتش دوزخ است، ولي ثمره توسل به آن حضرت و زيارت عارفانه او سرآمد آن است، چرا که در پرتو آنها نه تنها خود زائر و سوگوار از آتش نجات پيدا مي کند، بلکه نجات ديگران هم مي تواند باشد.
2 - نتيجه نهايي انجام کارهاي شايسته، ورود به بهشت پرطراوت و زيباست، اما ثمره زيارت او و ارادت به او، سر آمد اين است، چرا که نه تنها فرد مي تواند در پرتو آنها به بهشت وارد گردد، بلکه مي تواند ديگري را نيز بدانجا ببرد.
 
 
ادامه نوشته

«جبران محبت»

796_DSC04654.jpg

 سید مرتضى در کتاب عیون المعجزات از امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت می کند که فرمود:

اهل کوفه به حضور امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) آمدند و از نیامدن باران و خشکسالی به آن‏ بزرگوار شکایت کردند و گفتند: "از خدا براى ما باران بخواه!"

امیرالمؤمنین (علیه السلام) به امام حسین (علیه السلام) فرمود: "برخیز و از خدا براى ایشان طلب باران نما!"

امام حسین (علیه السلام) برخواست و پس از آن که حمد و ثنای خدای را به جا آورد و درود بر پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرستاد، این دعا را قرائت فرمود:

"پروردگارا! ای بخشاینده نیکویی ها، و ای فرو فرستنده برکت ها، باران های پر برکت آسمان را فرمان ده تا پی در پی بر ما ببارند و ما را از بارانی بسیار سیراب گردان؛ بارانی گسترده، فراوان، با عظمت، دانه دانه و روان؛ تا به وسیله آن ناتوانی را از میان بندگانت بزدایی و شهرهای مرده ات را زنده کنی. آمین ای پروردگار جهانیان."

هنوز آن حضرت از دعا فراغت حاصل نکرده بود که باران رحمت پروردگار شروع به باریدن گرفت. تا آنجا که برخی بیابان نشینانی که از نواحى کوفه آمده بودند، گفتند: "نهرها و جویبارها را دیدم که از آب موج می زدند!"

آری؛ آن روز گذشت و خدا با استجابت دعای امام حسین (علیه السلام) مردمان کوفه را وامدار ایشان کرد و باران رحمت خویش را به دعای مستجاب آن حضرت بر کوفیان فروفرستاد. اما سالیانی نگذشت که چرخش روزگار در محرم سال 63 هجری بار دیگر مردمان کوفه را مقابل حسین بن علی (علیه السلام) رسانید. ولی این بار به گواهی تاریخ، کوفیان و اهل شام در حالی فرزند پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و خانواده و اصحاب او را به شهادت رساندند که حتی از دادن جرعه ای آب به فرزند شیرخوار او نیز دریغ ورزیدند.

و این سوال برای همیشه در طول تاریخ تکرار خواهد شد که: "مگر جزای نیکی، جز نیکی است؟!"

(برگرفته از کتاب "عیون المعجزات تالیف: "علامه شیخ حسین عبدالوهاب" (همراه با اضافات))

  

 وبلاگ ای کلک، فرا رسیدن

 ماه محرم الحرام

ایام عزاداری بر مظلومیت اهل بیت (علیهم السلام)،

را به تمامی مسلمانان جهان، خصوصا شما دوست گرامی تسلیت عرض می کند.

محرم آمد

ضمن عرض تسليت و تعزيت فرا رسيدن ايام عزاي شهادت سيد و سالار شهيدان ،

حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و ياران با وفايش به محضر مقدس امام زمان(عج) و
همه شيعيان آن حضرت ،  در اين ايام ما را از دعاي خير فراموش نفرماييد.

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است


التماس دعا

تازه ترین خبرها از دنیای آی تی و تکنولوژی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خداحافظی با ماوس، سلام به تاچ پد

پژوهشگران دانشگاه امیرکبیر موفق به تولید گرافن به روشی جدید شدند

پریزی برای شارژ شدن گجت‌های شما


ژاپنی‌ها به دنبال نامرئی‌کردن صندلی عقب خودرو در هنگام دنده عقب!

ناسا امکان شنیدن صدای زمین از فضا را فراهم کرد!

چگونه از روی رودخانه عبور کنیم؟
ایده ای متفاوت برای طراحی پل

مرهمی برای دهان سوخته

پردازشگر ۱۰ هسته ای اینتل سال آینده ارایه می شود


مشروح خبرها را در ادامه مطلب ببینید

ادامه نوشته

کارت پستـال  عـاشقانه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

جغرافياى آقايان !!!

آقايان در سن ۱۴ تا ۱۸ سالگي
مانند کشور کره شمالي هستند :
قدرتي ندارند ولي ادعاي قدرت و سرکشي مي کنند !


در سن  ۱۸ تا ۲۰ سالگى،
مثل هندوستان هستند :
براي زندگي کردن
۴ راه پيش روي خود ميبينند
يا کنکور
يا سربازي
يا بيشتر مواقع عاشق ميشوند
و يا پايان زندگي و مرگ ...!

در سن ۲۰ تا۲۷ سالگى،
مانند کانادا هستند :
بسيار خون گرم و مهربان
و در اوج جواني، زيبا و دلربا،
براي هر دختري خيلي زود ويزاي پذيرش صادر مي کنند!
در اين دوران در تمام مدت ازطرف جنس مخالف زير نظر هستند
و برايشان دامهاي زيادي گسترانده شده است...!!!


ادامه نوشته

موضوع انشاء:یک لقمه نان حلال!!

نان حلال خیلی خیلی خوب است.من نان حلال را خیلی دوست دارم.ما باید همیشه دنبال نان حلال باشیم.مثل آقا تقی.آقاتقی یک ماست‌بندی دارد.او همیشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت می‌دهد تا آبی که در شیرها می‌ریزد و ماست می‌بندد حلال باشد. آقا تقی می‌گوید:آدم باید یک لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد تا فردا که سرش را گذاشت روی زمین و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بیراه نباشد.
دایی من کارمند یک شرکت است.اومی‌گوید:تا مطمئن نشوم که ارباب رجوع از ته دل راضی شده،از او رشوه نمی‌گیرم.آدم باید دنبال نان حلال باشد. دایی‌ام می‌گوید: من ارباب رجوع را مجبور می‌کنم قسم بخورد که راضی است و بعد رشوه می‌گیرم!
 
 عموی من یک غذاخوری دارد.عمو همیشه حواسش است که غذای خوبی به مردم بدهد. او می‌گوید: در غذاخوری مااز گوشت حیوانات پیر استفاده نمی‌شود و هر چه ذبح می‌کنیم کره الاغ است که گوشتش تُرد و تازه است و کبابش خوب در می‌آید. او حتماً چک می‌کند که کره الاغ‌ها سالم باشند وگرنه آن‌ها را ذبح نمی‌کند. عمویم می‌گوید: ارزش یک لقمه نان حلال از همه‌ پول‌های دنیا بیشتر است!! آدم باید حلال و حروم نکند.عمو می‌گوید:تا پول آدم حلال نباشد، برکت نمی‌کند. پول حرام بی‌برکت است.
من فکر می‌کنم پدر من پولش حرام است؛چون هیچ‌وقت برکت نداردو همیشه وسط برج کم می‌آورد. تازه یارانه‌ها را خرج می‌کند و پول آب و برق و گاز را نداریم که بدهیم. ماه قبل گاز ما را قطع کردند چون پولش را نداده بودیم.دیشب می‌خواستم به پدرم بگویم: اگر دنبال یک لقمه نان حلال بودی، پول ما برکت می‌کرد و همیشه پول داشتیم؛ اما جرأت نکردم.
 ای کاش پدر من هم آدم حلال خوری بود
!!!

جملات الهام بخش برای زندگی



فرهنـگ های موبـایلی در کشـورهای دنـیا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


براساس آمارهای جهانی سه چهارم از ساکنان کره زمین به تلفن همراه دسترسی دارند اما کلمات برای توصیف کردن این دستگاه و آداب استفاده از آن در هر فرهنگی با فرهنگ دیگر متفاوت است. این دستگاه در بریتانیا موبایل، در ایالات متحده آمریکا سل فون، در آمریکای لاتین سلولار، در ژاپن کیرتای (قابل حمل)، در چین شوجی (ماشین دستی)، در بنگلادش موتوفن (تلفن در کف دست)، در سوئد نال (خرس پشمالوی عروسکی) و در آلمان هندی (دستی) نامیده می شود.

- در ژاپن افرادی که با قطار درون شهری سفر می کند اخطاری می شنوند که به آنها گفته می شود تلفن همراه خود را در حالت سکوت یا لرزش نگاه دارید، حالتی که به آن "manner mode" گفته می شود، این حالت زمانی است که تلفن به آرامی زنگ می زند و صدای آن موجب اختلال صوتی در محیط اطراف نمی شود. در ژاپن استفاده از تلفن همراه در اماکن عمومی در جایی که نیازهای جمعی بر نیازهای فردی ارجحیت دارند معمولا مورد قبول نیست. ساتومی سوپییاما استادیار کالج فرانکلین سوئیس توصیح می دهد: فرهنگ ژاپن ارزش بسیاری برای هماهنگی اجتماعی قائل است و در فرهنگ این کشور مزاحمت اجتماعی امری به شدت تقبیح شده محسوب می شود.

ادامه نوشته

چگـونه فراتـر از خـود زنـدگی کنیـم ؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


اخیراً خیلی به موضوع خودخواهی فکر کردیم. شاید چون این موضوعی است که خیلی از ما با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. مطمئن هستیم که این سوال، سوال خیلی از ماست، "آیا خودخواه بودن تمایل ذاتی انسان است؟" ممکن است بگویید که سیستم اقتصادی ما به طمع و خودهواهی پاداش می‌دهد و اینکه باوجوداینکه اولویت دادن به دیگران احساس خوبی به آدم می بخشد، اکثر ما علایق و تمایلات شخصی‌مان را در اولویت قرار می‌دهیم و در سطحی ابتدایی‌تر، اینکه زندگی روزمره‌مان را می‌سازیم، میزان خودخواهی ما را تعیین می‌کند.

آیا فقط به خودمان فکر می‌کنیم یا برای دیگران هم دغدغه‌هایی داریم؟ آیا شرایطی هست که نگران خودمان، سود و زیان شخصی خود و لذت‌ها و تمایلاتمان باشیم درست باشد؟ بهترین تعادل در این زمینه چیست؟ همانطور که می‌بینید، می‌دانیم چه سوالاتی می‌توانیم بپرسیم اما پاسخ‌ها را نمی‌دانیم. در زیر ملاحظاتی در‌این‌باره مطرح شده که به نظر شما دوستان خواهد رسید :

امروز تعداد افراد خودخواه نسبت به گذشته بیشتر شده است. احتمالاً افراد بیشتری را می‌بینید که موقع عوض شدن صف به شما اجازه جلو آمدن نمی‌دهند، برای میهمانی که دعوتشان کرده‌اید با تماس یا ایمیل تشکر نمی‌کنند یا اینکه می‌خواهند همیشه مرکز توجه باشند. به نظر می‌رسد که آدمها در پیله‌ای که به دور خود تنیده‌اند زندگی می‌کنند و نمی‌دانند در دنیای اطرافشان چه می‌گذرد.

خوشبختانه برای آندسته از ما که می‌خواهیم با بهترین بودن، در زندگی خود به موفقیت دست پیدا کنیم، با اولویت دادن به علایق دیگران، می‌توانیم خودمان را از مردم دیگر متمایز کنیم.

اگر بخواهیم لیستی از صفات افراد غیرخودخواه تهیه کنیم، این صفات می‌توانند به خوبی این افراد را توصیف کنند: دوست‌داشتنی، صمیمی، قابل‌اعتماد، مهربان، باملاحظه، محترم، بخشنده و پیشقدم.

ادامه نوشته

مسلمان، تکلیف ما چیست

عجيبه كه براي اثبات نام "خليج فارس" فوري هر پتيشني رو امضا ميكنيم ولي براي حمايت از مظلوم (بگذريم كه مسلمون هستند) بعد از چند روز كمتر از 1000 تا امضا جمع ميشه. آخر الزمان به اين ميگن! مطمئن نيستم كه راجع به نام خليج فارس اون دنيا مجبور باشيم حساب پس بديم ولي مطمئنم كه واسه "شنيدن صداي مظلوميت برادر مسلمان و به داد او نرسيدن" هم اين دنيا و هم اون دنيا بد حسابي پس ميديم. ان شاءالله كه كار به اينجاها نكشه
 

به متن زير توجه كنيد
بسم الله
به گزارش پایگاه برای مستضعفین میانمار،به همت دانشجویان ایرانی مقیم هلند هفته آینده تجمع اعتراض آمیزی در اعتراض به فجایع انسانی رخ داده درخصوص مسلمان میانماردر شهر لاهه (پایتخت سیاسی هلند) برگزار خواهد گردید
همراه با این تجمع، یک دادخواست بین المللی به  ۵ زبان عربی‌، فارسی، انگلیسی‌، آلمانی‌ و هلندی نیز تهیه شده است که قراراست پس از جمع آوری امضا به حد کافی، به نهادهای ذیربط ارسال و نتایج آن پیگیری گردد. در خصوص اثربخشی این مساله، یکی از دانشجویان ایرانی مقیم هلند گفت: چندی پیش درخصوص عدم صدور و عدم تمدید ویزا دانشجویان ایرانی توسط کشور هلند و اعمال محدودیت های شدید در خصوص دانشجویان ایرانی، مشابه چنین دادخواستی تهیه و از طریق نهادهای ذیربط پیگیری شد که بسیار موثر و اثربخش بود. لذا از کلیه عزیزان مجدد تقاضا دارم که این دادخواست را امضا نموده و آنرا برای سایر دوستان نیز ارسال نمایند
برای اینکه بتوانیم صدای این مردم بی پناه را به گوش جامعه جهانی رسانده و مانع خشونت بیشتر علیه ایشان باشیم دادخواستی به شرح لینک زیر تهیه شده استhttp://www.ipetitions.com/ petition/stop-violence- against-muslim-minority-in- myanmar/
فقط کافیه در فرم پایین صفحه اسم و ایمیل و کشور خودتون رو وارد کنید و کلید ساین رو بزنید. باور کنید 30 ثانیه هم نمیشه...

عکس العـمل حیـوانات با دوربیـن عـکاسی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

حکایت عده ای از جوانان که نماز را به فارسی می خوانند!

روایتی جالب از نحوه صحیح امر به معروف.

چرا نماز را باید به زبان عربی خواند؟درحالیکه ما فارسی (پارسی) زبان یا ایرانی هستیم؟

خاطره آقای محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی در رابطه با راز عربی بودن نماز:

سال 1332 شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نمازرا به عربی بخوانیم؟

چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نمازرا به زبان فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم.والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند.آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و کافرمان خوانداین عمل او ما را در کارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند

جدیدترین آهنگ پیشوازهای مرتضی پاشایی91

ادامه نوشته

روایـت هایی خواندنی از داستـان روبـاه و کـلاغ !

روایـت هایی خواندنی از داستـان روبـاه و کـلاغ !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گاهی مواقع ممکن است با شنیدن یک کلمه و یا یک جمله کوتاه، ذهنمان مکث کوتاهی کند و بی درنگ به گذشته های دور برود و یاد خاطره ای تلخ یا شیرین بیفتد. یا زمانی پیش آمده که با دیدن یک صحنه یا یک رویداد کوچک این تداعی در ذهن بوجود آمده که فکر کنیم این صحنه را قبلاً دیده ایم یا برایمان اتفاق افتاده است.

بعضی از خاطرات هم به قدری شیرین و دل چسب هستند که هیچ گاه رنگ کهنگی و فراموشی به خود نمی گیرند و هرگاه یاد آنها می افتیم انگار همین چند لحظه پیش اتفاق افتاده اند. شعر کلاغ و روباه را که در یکی از کتاب های دوره ی دبستان داشتیم یادتان هست؟ داستان کلاغی بود که یک قالب پنیر پیدا می کند. آن را به منقار گرفته، روی شاخه درختی می نشیند. روباهی او را دیده و می خواهد به هر ترفندی پنیر را از کلاغ بگیرد. شروع می کند به تعریف و تمجید از کلاغ. سرانجام از او می خواهد تا با صدای خوش و دلنوازش آوازی بخواند. کلاغ که از تعریف و تمجید روباه خوشش آمده، دهان باز می کند تا آوازی بخواند. پنیر از دهانش می افتد و روباه با خوردن آن پنیر دلی از عزا در می آورد.

در ادامه نگاهی داریم به شعر روباه و کلاغ دوره ی دبستان که سروده حبیب یغمایی هست و نمونه هایی که بعدها و به پیروی از هدف و انگیزه ی شاعر که همانا تجسم تقابل فریبکاری و سادگیست به تعدد این سروده اضافه شده ...


ادامه نوشته

دانستنی های جالب و کاربردی


برای فرار مورچه ها

http://www.iranvij.ir/upload/images_aban/02768733742573982256.jpg

پوست خیار را نزدیك سوراخ مورچه‌ها قرار دهید.

ادامه نوشته

ترول های بامزه و خنده دار

ترول به مجموعه شخصیت های با مزه ای گفته میشود که با ترکیب آنها واقعیت های خنده دار و جالبی خلق میکنند!
 

عکس های خنده دار, ترول, ترول خنده دار

جدیدترین آهنگ پیشوازهای مرتضی پاشایی91

ادامه نوشته

تصویر ذهنی


شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن ۵ کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع ۵ کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان ۵ کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید

منتظر

www.nazpatogh.com | جملات و متن های زیبا در موردامام زمان(عج)

ای که دائم به جهان منتظر منتظری
گیری از مردم دانا ز ظهورش خبری

روز و شب ذکر زبان تو بود یا مهدی
در فراقش غم دل داری و اشک بصری

فرض کن، حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
بر در خانه و یا بر سر کوی و گذری

ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی
باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟

دیده ای هست تو را قابل دیدار امام
می توانی تو به خورشید جمالش نگری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم ز همه دارائیت
داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟

گر بپرسد ثمرت چیست تو از طول حیات
داری از بهر ارائه سند مختصری؟

ور بپرسد عملت چیست ز بگذشتن عمر
در عملکرد تو باشد عمل معتبری؟

برده ای نان و غذا بهر مساکین یک شب
یا تو داری ز یتیمان و فقیران خبری؟

در پی امر به معروف و نهی از منکر
بوده ای بهر محبان ولایت سپری؟

هیچ گه داشته ای بهر ظهور حضرت
ناله نیمه شب و ذکر دعای سحری؟

آن چنان هست که افسرده و غمگین نشوی
گر بگیرد " سِمت تو" بدهد بر دگری؟

داری آمادگی آنکه اگر حضرت خواست
از سر مال جهان بهر خدا در گذری؟

واقفی از عمل خویش تو بیش از دگران
می توان گفت تو را شیعه اثنی عشری ؟

گر از این جمله که گفتم همه را دارایی
خوش به حال تو که خود ساخته و منتظری

ور از این گفته تو را هست قصوری بیگی
توبه کن بلکه ز محبوب بیابی اثری

نصرت الله بیگی درباغی

 

تازه های جغرافیا

تازه های جغرافیا

سیاره ای هم عمر انسان

فقط تصور کنید که بتوانیم سن زمین را که غیر قابل تصور است ، فشرده کنیم و هر صد میلیون سال آن را یک سال در نظر بگیریم !در اینصورت کره زمین مانند فردی ۴۶ ساله خواهد بود!هیچ اطلاعی در مورد هفت سال اول این فرد وجود ندارد و در باره ی سالهای میانی زندگی او نیز اطلاعات کم و بیش پراکنده ای داریم ! اما این را میدانیم که در سن ۴۲ سالگی ، گیاهان و جنگلها پدیدار شده و شروع به رشد و نمو کرده اند. اثری از دایناسورها و خزندگان عظیم الجثه تا همین یکسال پیش نبود ! یعنی زمین آنها را در سن ۴۵ سالگی به چشم خود دید و تقریبا ۸ ماه پیش پستانداران را به دنیا آورد . در اوایل هفته ی پیش میمون های آدم نما به آدمهای میمون نما تبدیل شدند! و آخر هفته گذشته دوران یخ سراسر زمین را فرا گرفت . انسان جدید فقط حدود ۴ ساعت روی زمین بوده و طی همین یک ساعت گذشته کشاورزی را کشف کرده است !!! بیش از یک دقیقه از عمر انقلاب صنعتی نمی گذرد وحالا ببینید انسان در این یک دقیقه چه بلائی بر سر این بیچاره ی ۴۶ ساله آورده است !!! او از این بهشت یک آشغالدانی کامل ساخته است..او خودش را ب نسبت های سرسام آوری زیاد کرده ،و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض کرده است!سوختهای این سیاره را مال خود کرده و همه را به یغما برده است.

برگرفته از وبلاگ برادرمhttp://khodmoonitar.blogfa.com/

خنده بازار دااااااااااغ آخر هفته

دیشب پشت چراغ قرمز میدون بودیم

دیدم افسر داره یکیو جریمه میکنه که از چراغ قرمز قبلی رد شده

یارو گفت سرکار ننویس ندیدمت !

.

دوستم تعریف میکرد هروقت می خواسته بره حموم گوشیشو قفل میکرده

بعد میرفته یک روز که از حموم میاد میبینه خواهر کلاس اول دبستانیش

گوشیرو گرفته جلو نور تا از جای انگشت رو گوشی رمزشو پیدا کنه D:

ما کجااااااا و دهه هشتادی ها کجاااااا !

.

تا حالا دقت کردین سر جلسه امتحان

همه منتظرن یکی برگشو ببره تحویل بده تا بقیه برگشونو ببرن تحویل بدن !

جدیدترین آهنگ پیشوازهای مرتضی پاشایی91

ادامه نوشته

خلاقیت های دیدنی با میوه ها

 

http://bestgroups.ir/fun/November%20/creat-fruit_files/1.jpg

http://bestgroups.ir/fun/November%20/creat-fruit_files/1.jpg

جدیدترین آهنگ پیشوازهای مرتضی پاشایی91

ادامه نوشته

دیدنی ها

دختری که خواست هنرنمایی کند اما با صورت به دیوار برخورد کرد و داغون شد!!

ذوق مرگ شدن مربی با شخصیت تیم از برد تیمش!!

 
ادامه نوشته

با این غول بزرگ اینترنتی بیشتر آشنا شوید

جستـجوهای 14 گانـه ویـژه سایـت گوگـل

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید


شاید بسیاری از کاربران تنها وظیفه گوگل را نمایش سایت های جستجو شده و ارائه برخی از سرویس های جانبی بدانند اما در این موتور جستجو قابلیت های ویژه ای نیز قرار دارد. البته این ویژگی ها مثل برخی از موتور های جستجو پیشرفته نیستند که برای امور خاصی طراحی شده اند اما میتوان با چند ترفند ساده از آنها بهره گرفت.

ادامه نوشته

کدام شخصیت‌ها به درد هم می‌خورند؟

روان‌شناسی شخصیت

می‌گویند اگر دنبال همسر ایده‌آل‌تان می‌گردید، راهش این است که اول، شخصیت خودتان را بشناسید و بعدش براساس شخصیت خودتان، دنبال شخصیتی بگردید که با شما سازگار باشد. اگر شما هم این تئوری را قبول دارید، با ما همراه شوید…
ماجراجویان با ماجراجویان ازدواج کنند
افراد ماجراجو عاشق ریسک کردن هستند. اگر چنین شخصیتی داشته باشید، احتمالا بسیار کنجکاو، خلاق و پرانرژی هستید و معمولا فرد خودانگیخته‌ای هستید. علایق فراوانی دارید؛ از کوهنوردی و ماهی‌گیری گرفته تا رفتن به سینما و تئاتر.
گزینه ازدواج: شما با افراد ماجراجویی که درست مانند خودتان باشند، به خوبی رابطه برقرار می‌کنید. اگر دنبال همسر ایده‌آل خودتان هستید، عجله نکنید؛ چون ماجراجویی شما باعث می‌شود خیلی سریع در عشق گرفتار شوید و عاقلانه‌ عمل نکنید. اگر به کسی واقعا علاقه دارید، به خودتان فرصت دهید تا بهتر او را بشناسید. در عین حال گاهی ماجراجویی بیش از اندازه ممکن است شما را وسوسه‌ کند که روابط جدید را امتحان کنید ولی باید با این خصوصیت نادرست مبارزه کنید.
روان‌شناسی شخصیت: افراد ماجراجو شخصیت خود را بیش از همه مدیون میزان ترشح زیاد هورمون دوپامین در مغزشان هستند. این هورمون، همان هورمونی است که به شما احساس شادی و شادابی و سرزندگی می‌بخشد.
اگر آدم خلاقی باشید، احتمالا خصلتا باوفا هستید و وظیفه‌شناسی و آبروداری از خصوصیات عالی شخصیت شماست. آرامش، اجتماعی بودن و مدیریت عالی منابع انسانی از خصوصیات عالی شخصیت شماست
 

ادامه نوشته

با پرسیدن ۵ سوال ساده از خودتان،زندگیتان را بهتر کنید

سعی کنید این سوالات را در انتهای هر روز از خودتان بپرسید. اینکار به شما کمک می‌کند فردی بهتر و موفق‌تر شوید.
۱ – بهترین اتفاقی که امروز برایم افتاد چه بود؟
چه اتفاقی باعث شد احساس غرور، شادی، یا قدرشناسی کنید؟ آیا امروز حتی برای لحظه‌ای احساس لذت و موفقیت کردید؟
برای لحظه‌ای دوباره آن احساس را در خودتان زنده کنید. ما به لحظات این چنینی بیشتری در زندگیمان نیاز داریم، به همین خاطر بهتر است که به چیزهای مثبت فکر کنیم. خیلی وقت‌ها اتفاقات خوب را نادیده می‌گیریم. اما نباید اینطور باشد، باید از آنها نهایت لذت را برده و قدردانشان باشیم. این سوال کمک می‌کند، مثبت، شاد و قدرشناس باشیم.
۲ – چه کاری را می‌توانستم بهتر انجام دهم؟
از تجربیات امروزتان چه درسی می‌توانید بگیرید؟ چه اشتباهی مرتکب شدید که باید در آینده از آن جلوگیری کنید؟ چطور می‌توانستید یک موقعیت گفتگو را بهتر انجام دهید؟ به راه‌هایی فکر کنید که این مسئله را در آینده بهبود بخشید.
ادامه نوشته

از بیل گیتس پرسیدند از تو ثروتمند تر هم هست؟

در جواب گفت بله فقط یک نفر.
پرسیدند کی هست؟
در جواب گفت : من سالها پیش زمانی که اخراج شدم و به تازگی اندیشه های
در حقیقت طراحی مایکروسافت را تو ذهنم داشتم پی ریزی میکردم، در فرودگاهی در
نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک
روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد
ندارم برای همین اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه
پر توجه منو دید گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت
گفتم آخه من پول خرد ندارم
گفت برای خودت بخشیدمش برای خودت
سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز داشتم دوباره چشمم به یه مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همون بچه بهم گفت
این مجله رو بردار برا خودت
گفتم پسرجون چند وقت پیش باز من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد
اینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟!
پسره گفت آره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم
به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من مونده که با خودم فکر کردم
خدایا این بر مبنای چه احساسی اینا رو میگه
بعد از ۱۹ سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم
تا جبران گذشته رو بکنم
اکیپی رو تشکیل دادم و گفتم برید و ببینید در فلان فرودگاه کی روزنامه
میفروخته. یک ماه و نیم تحقیق کردند متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمانه که الان
دربان یک سالن تئاتره خلاصه دعوتش کردن اداره
ازش پرسیدم منو میشناسی؟
گفت بله جناب عالی آقای بیلگیتس معروف که دنیا میشناسدتون
بهش گفتم سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی دو بار
چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا اینکار رو کردی؟
گفت طبیعی است چون این حس و حال خودم بود
حالا میدونی چه کارت دارم، میخوام اون محبتی که به من کردی رو جبران کنم
جوون پرسید به چه صورت؟
هر چیزی که بخوای بهت میدم
(خود بیلگیتس میگه خود این جوونه وقتی با من صحبت میکرد مرتب میخندید)
پسره سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟
هرچی که بخوای
واقعاً هر چی بخوام؟
بیل گیتس گفت: آره هر چی که بخوای بهت میدم، من به ۵۰ کشور آفریقایی وام داده ام
به اندازه تمام اونا به تو میبخشم
جوون گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی
گفتم: یعنی چی؟ نمیتونم یا نمیخوام؟
گفت: تواناییش رو داری اما نمیتونی جبران کنی
پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم؟
جوون سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو
بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه
اصلا جبران نمیکنه. با این کار نمیتونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!
بیل گیتس میگه همواره احساس میکنم ثروتمند تر از من کسی نیست

جز این جوان ۳۲ ساله مسلمان سیاه پوست

جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی !


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عکس نوشته های طنز آبان ماه

جدیدترین حلقه ازدواج با قابلیت تنظیم برای انگشتان نامزد عزیزتان !

pictures-fun-radsms15
رانندگی بانوان در عربستان آزاد شد !
pictures-fun-radsms06
دقت کنین حنا چه خوشگل میشه !
اینقد این لاک های شیمیایی نزنین به ناخناتون تورو خدا !
pictures-fun-radsms18
 
ادامه نوشته

آرزوهــــا …


آرزوهــــا …

برگی از دفتر شعر مریم حیدرزاده

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی از پروانه‌ها یادی کنیم

کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم

کاش وقتی آسمان بارانی است
از زلال چشم‌هایش تر شویم

کاش دلتنگ شقایق‌ها شویم
به نگاه سُرخشان عادت کنیم

کاش شب وقتی که تنها می‌شویم
با خدای یاس‌ها خلوت کنیم

کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم

فاصله‌های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم

کاش مثل آب، مثل چشمه‌ سار
گونه نیلوفری را تر کنیم

ما همه روزی از اینجا می‌رویم
کاش این پرواز را باور کنیم

کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب‌های نقره‌ای را نشکنیم

کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم‌های خفته را رنگی زنیم

کاش بین ساکنان شهر عشق
ردپای خویش را پیدا کنیم

کاش رسم دوستی را ساده‌تر
مهربان‌تر، آسمانی‌تر کنیم

کاش اشکی قلبمان را بشکند
با نگاه خسته‌ای ویران شویم

کاش وقتی آرزویی می‌کنیم
از دل شفافمان هم رد شود

مرغ آمین هم از آنجا بگذرد
حرف‌های قلبمان را بشنود

محبت و انسانیت را در این تصاویر پیدا کنید

Description: Description: faith in humanity restored

من یک مامور پست هستم و هرازگاهی این متن های کوچیک را به صورت تصادفی در صندوق مردم می اندازم. " سلام، لطفا یادت باشه که تو یک انسان زیبا هستی و می تونی به هرچی که دوست داری برسی! آرزو می کنم که یک روز خوب و بی نظیری داشته باشی !"

ادامه نوشته

هیچوقت و همیشه

 

هیچ وقت این دو جمله رو نگو :
١(ازت متنفرم ٢)دیگه نمیخوام ببینمت

هیچ وقت با این دو نفر همصحبت نشو :
١(از خود متشکر ٢)وراج

هیچ وقت دل این دو نفر رو نشکن :
١(پدر ٢)مادر

هیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو:
١(نمیتونم ٢)بد شانسم

هیچ وقت این دو تا کارو نکن :
١(دروغ ٢)غیبت

هیچ وقت این دو تا جمله رو باور نکن :
١(آرامش در اعتیاد ٢)امنیت دور از خانه

همیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار:
١(آرامش با یاد خدا ٢)دعای پدرو مادر

همیشه دوتا چیز و به یاد بیار:
١(دوستای گذشته رو ٢)خاطرات خوبت رو

همیشه به این دو نفر گوش کن:
١(فرد با تجربه ٢)معلم خوب

همیشه به دو تا چیز دل ببند :
١(صداقت ٢)صمیمیت


تـفاوت های زنـان و مـردان در خیـلی چیـزها ...


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


یکی از شگفتی های آفرینش، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است. بیولوژیست ها و پژوهش گران، پس از بررسی و تحقیق های متعدد، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی، با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر، عمل می کنند. بخشی از تفاوت های مردان و زنان را به صورت زیر می توان عنوان نمود:


آینده:
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیکه ازدواج نـکرده هــرگز نگران آینده نخواهد بود.

دست خط:

مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ قورباقه" استفاده میکنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک در انتهای آن میکشد.

اسامی مستعار:

اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را هرکول، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.

c1tz9u7qrqmgctjf5gkh.gif

ادامه نوشته

دو کار سخت در دنیا

دو کار در این دنیا خیلی سخته.
اول اینکه موضوعی را که در ذهن توست در ذهن دیگری وارد کنی،
دوم پولی را که در جیب دیگری است در جیب خود وارد کنی.
اگر کار اول را خوب انجام دهی معلم هستی،
اگر دومی را خوب انجام دهی بیزنس من و تاجر هستی.
اگر هر دو را بخوبی انجام دهی زن هستی و
اگر هیچ یک از دو کار را نتوانی انجام دهی میشی شوهر

جوک روز

‏خبرنگار:برای محرم امسال چه  برنامه هایی دارید؟

یارو:ما امسال 10تا  علم اضافه کردیم /15تا پرچم/150تا  زنجیر/12تا   قمه و 40تا زنجیرزن جدید , انشاءالله ... یزید  را  سرویس  ميکنیم 

سی ثانیه پای صحبت برایان دایسون

 

فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد.

نـمـره شـادی شمـا چـنـد اسـت ؟

تستی جالب و واقعی !


آیا به نظر خودتان جزو افراد شاد هستید یا فکر می‌کنید که مسئولیت‌های سنگین زندگی اجازه شادبودن را به شما نمی‌دهد؟ بهتر است که به جای فکرکردن به جواب این سوال آزمون زیر را انجام بدهید تا متوجه بشوید که سطح شادی‌تان چقدر است... شما می‌توانید برای هر سوال، 6 نوع پاسخ متفاوت داشته باشید و در نهایت با جمع‌کردن امتیازهایی که کسب كرده‌اید جواب آزمون را در مورد خودتان تفسیر کنید:

من ۴۷ شدم شما چند شدید؟

ادامه نوشته

خـودآموز جامـع خواستـگاری به هم زدن !!! (طنـز)

خـودآموز جامـع خواستـگاری به هم زدن !!! (طنـز)
فوق العاده کاربردی و صد البته مخرب !


در این نوشتار می خواهیم به شما راه هایی را آموزش دهیم که بتوانید مراسم خواستگاری تان را خراب کنید! طوری که اگر دختر هستید، داماد آینده، فراری شود و اگر پسر هستید، عروس آینده از این که فکر زندگی با شما را به سرش راه داده به خودش لعنت بفرستد. این راه ها ردخور ندارد؛ تضمینی است و همه آنها که پیش تر امتحان شان کرده اند هنوز هم در خانه پدر و مادرشان هستند و نتوانسته اند ازدواج کنند!

روش های بر هم زدن مراسم خواستگاری برای دختران جوان
هنوز سلام و علیک تمام نشده سر صحبت درباره مهریه را باز کنید و بگویید که شما جد اندر جد، مهریه را سنگین می گیرید و این رسم خانوادگی تان است و همه دخترهای فامیل تان همین کار را کرده اند. برای این که کسی شک نکند چند تا مثال هم ردیف کنید مثلا بگویید "همین پارسال دخترعموی مامانم ازدواج کرد با ۴۰۰۰ سکه، آبجی خودم مهرش ۵۰۰۰ تا بود... حالا دو هزار تای ناقابل که چیزی نیست."

برای شما چه اهمیتی دارد که داماد بالقوه در صورت موافقت با مبلغ مهریه تان، به زندانی بالقوه، تغییر نام می دهد؟

وقتی چایی آوردید و همه مشغول خوردن شدند و به به و چه چه کردند بگویید رمال توی پارک که امروز دیده اید کارش حرف ندارد چون این لحظه را پیش بینی کرده و راست گفته که اگر توی قوری تف کنید مهر و محبت خانواده داماد به شما چند برابر بـیـشتـر می شود.
ادامه نوشته

خاطره لطیف از دکتر علی شریعتی

« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست

… که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛

اول آنکه کچل بود،

دوم اینکه سیگار می کشید .

و سوم – که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!

… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :

زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم.

وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند

ممکن است در خودش بوجود آید.

پیشنهادهای جالب علمی


برای زدن میخ بر روی دیوار بجای نگهداشتن میخ با انگشت از شانه استفاده کنید

ادامه نوشته