با ذهن فعال خودم چ كنم؟ جايش اينجا نيست!!! ...

بسم رب شهدا و صدیقین

با عرض سلام ، اتفاق جالبي كه امروز صبح واسم رخ داد اين بود وقتي ميدان ونك سوار اتوبوس BRT  شدم و وسط اتوبوس ايستادم آقاي صادق زيبا كلام استاد دانشگاه تهران را روبروي خودم ديدم و تازه متوجه شدم يكي از دلايل جذابيت متنهاي ايشان همين با مردم بودن و نگاه به مسائل از ديد مردم مي باشد. بگذريم...

قبل از بیان هر موضوعی عرض می كنم که دلیل نوشتن متن بیان سوالات ذهنی خودم از درگاه دوستان بزرگوار و جواب به بعضی از سوالات و سو تفاهم های دوستان نسبت به بنده می باشد که در گروه تلگرامی شهید گرانقدر روح الله خادمی به وجود آمد. جادارد از همینجا نظر خودم را درمورد چاپ کتاب بگویم، نظر کلی من درمورد چاپ خوب بوده و این حرکت را عالی دانسته ولی همانجور که قبلا هم گفته ام از کارهایی که جنبه نمادین و آماری داشته که متاسفانه درکشور ما زیاد می باشد بیزار بوده و حرکت های موازی درکنار این برنامه را دوست دارم که بدون شک یکی از مهمترین کارهایی که باید روی آن برای ترقی شهرمان برنامه ریزی نماییم مسائل فرهنگی و اجتماعی می باشد...

قبل از ورود به بحث اصلی جادارد از مسئولان هیات امام سجاد(ع) فرخی های مقیم تهران (آقایان رحمانی و چوپانی) که نقش مهمی در این حرکت بزرگ چاپ کتاب شهید روح اله خادمی داشته اند تشکر و قدردانی کنم (دلیل تشکر از دوستان در آخر متن متوجه خواهيد شد)

و اما متن اصلی... با عرض معذرت که بیان بنده تند می باشد...

بعد از اینکه چند شب پیش  برای بار دوم به گروه شهید عزیز روح اله خادمی دعوت شدم سوالات و انتقاداتی را بیان نمودم که به زعم دوستان جای بیان آن سوالات انجا نبود، اینکه بعد از یک سال از اتفاقی هنوز جای پرسیدن آن سوال پیدا نشده است جالب و قابل تفکر می باشد!!!

اگر گروه شهید روح اله خادمی را که به گفته  دوستان عزیز تر از جان کلاس درس می باشد، من هم کلاس درس فرض نموده و فکر کنم در ترم درسی خود باید از این کلاس بهره ببرم سوالاتی در ذهنم نمایان می گردد که تعدادی از آنها را بازگو خواهم کرد

سوال اول که برایم پیش میاید این است که اگر در طول ترم، از این کلاس بهره نبرم و آنرا در زندگی خود جاری نکنم، آیا امکان دارد بعد از پایان ترم و برگزاری امتحان - که اینجا جمع اوری خاطرات می باشد – از آن کلاس بهره ببرم ؟!

سوال دوم، بزرگوران عزیزی که درگروه حضور دارند که مدارک بالای دانشگاهی را اخذ نموده  و بعضا از اساتید گرانقدر شهر می باشند، آیا در کلاس درسی دانشگاههای خود از مسائل متفرقه غیر درسی حرف و سوال و انتقادی به میان نیامده است؟؟ در مورد مسائل سیاسی روز،مسائل اخلاقی،اجتماعی، فرهنگی و تاریخی و حتی ورزشی حرف و گفتگویی بین اساتید و دانشجویان رد و بدل نگردیده است؟؟

ادامه متن در ادامه مطلب

ادامه نوشته

مهر و یاد مدرسه

لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب

بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت

توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت  

 

*********************

 

همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم

تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته

 

**********************

 

یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که

زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!

افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه

از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود

 

**********************

 

من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که

اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !

 

**********************

 

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم

الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم

گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم

 

**********************

 

تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم

درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن

 

**********************

 

یادتون میاد

اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!!!!!!

یادش به خیر......... یادش بخیر زمزمه های پدر و مادر در غروب ۳۱ شهریور

"غصه نداره که تا چشم به همبزنی ۹ ماه تموم میشه ... "

 

**********************

 

شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المساعل بود

 

از اختلاص هم جرمش بیشتر بود !

وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود D:

 

**********************

 

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !

 

**********************

 

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :

یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !

 

**********************

 

آخه من نمیدونم شادی های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟

والا ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیم

شادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پاره

که البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومدن D:

 

**********************

 

یکی از جملاتی که در دوران مدرسه

از معلمین و مدیر و معاونین محترم به کرات شنیده میشد این جمله بود :

"پرونده تون رو میزاریم زیر بغلتون"

خداییش کی دیده پرونده دانش آموزی را بزارن زیر بغلش ؟

مگه هندونس ؟!

 

**********************

 

یادش بخیر غربت کلاس جدید و غصه همکلاس نبودن با بچه های سال قبل !

 

**********************

 

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده

 

که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی

یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟

مهر و یاد مدرسه

لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب

بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت

توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت  

 

*********************

 

همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم

تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته

 

**********************

 

یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که

زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!

افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه

از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود

 

**********************

 

من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که

اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !

 

**********************

 

وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم

الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم

گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم

 

**********************

 

تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم

درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن

 

**********************

 

یادتون میاد

اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !!!!!!!!!!

یادش به خیر......... یادش بخیر زمزمه های پدر و مادر در غروب ۳۱ شهریور

"غصه نداره که تا چشم به همبزنی ۹ ماه تموم میشه ... "

 

**********************

 

شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المساعل بود

 

از اختلاص هم جرمش بیشتر بود !

وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود D:

 

**********************

 

یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !

 

**********************

 

یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :

یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !

 

**********************

 

آخه من نمیدونم شادی های راه مدرسه که میگن یعنی چی؟

والا ما که یا کتک میخوردیم یا کتک میزدیم

شادی مادی هم در کار نبود فقط گریه و لباس پاره

که البته بعداز اون هم مادر گرامی از خجالتمون حسابی درمیومدن D:

 

**********************

 

یکی از جملاتی که در دوران مدرسه

از معلمین و مدیر و معاونین محترم به کرات شنیده میشد این جمله بود :

"پرونده تون رو میزاریم زیر بغلتون"

خداییش کی دیده پرونده دانش آموزی را بزارن زیر بغلش ؟

مگه هندونس ؟!

 

**********************

 

یادش بخیر غربت کلاس جدید و غصه همکلاس نبودن با بچه های سال قبل !

 

**********************

 

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده

 

که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی

یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟

عاشق مسافرتم

سلام
خوبین؟
چ خبر؟
معذرت میخوام که یه مدته کمتر میام،شاید پستای وبمم قدیمی باشه
ببخشید قبلا به تاریخ اینروزا گذاشتم
از چهارشنبه دوهفته پیش(1392/11/16) تو مسافرتم،واسه همین وقت نکردم زیاد نت بیام
کلا مسافرت رفتنو دوست دارم،خوش میگذره دوستان
جای شما خالی
پنج شنبه (1392/11/17) رو تو شهر نایین گذروندم
جمعه و شنبه بعدشو رفتم شهرم فرخی به دیدار خانواده و دوستانم،که یه شبش رفتیم به ایراج،خیلی خوش گذشت
یکشنبه (1392/11/20) را رفتم شهر اردکان،از این شهر کلی خاطره دارم،4 سال دانشگاهو اونجا درس خوندم
تو شهر اردکان دور زدم،اونجا هم خوش گذشت
دوشنبه و سه شنبه رو تهران بودم
از چهارشنبه ساعت 7 صبح از تهران بیرون اومدم و الان چند روزی میشه در شهر عسلویه به سر میبرم
جای همه دوستان خالی،برعکس مسافرتهای این ده روز که همه تو محیطی تقریبا یکنواخت و آشنا بود محیط شهر عسلویه کاملا متفاوته
چندروز دیگه اینجا هستم،برگشتم انشالله مطالبی را درمورد شهر گاز و پتروشیمی خواهم نوشت
خدا نگهدارتون

جمعه شب(1392/11/18)

کلک ها
دسته جمعی
از راست:خواهرزاده م علی ،داش مصطفی،خودم،خواهرزاده م محمد و خواهرزادم مهدی کوچولوی ناز و دوست داشتنی
کلک
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif
ادامه نوشته

تصاويري از برف بازي روز چهارشنبه هفته قبل(1392/11/16)

syp48rg47666er2xb7sq.jpg
g5xn8olcbz679yd5mo8w.jpg
xwcikkypwlc351h5dzo9.jpg
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

خانه خوبان

چند شب پیش دوست و پسر دایی گرامیم آقای اسحاق رحمانی زنگ زد و خبر داد که عکس خانوادگی شما روی جلد مجله ای با نام خانه خوبان است. وقتی مشخصات عکس را گفت متوجه شدم که عکسی است که حدودا ۲۷ سال پیش در خانه گرفته ایم.

پارسال نهم اسفند وقتی گفتگویی را که با عنوان پرجمعیت ترین خانواده جوان ایرانی منتشر شده بود خواندم و موضوعش را جالب دیدم در سایت گذاشته و عکسی را نیز از نوجوانی خود که با پدر و مادر و خواهران و برادرانم بود در پایان آن گفتگو اضافه کردم.

http://akhondy.ir/?p=938

اکنون این عکس در روی جلد یک مجله خانه خوبان که توسط موسسه امام خمینی(ره) در تیراژ ۲۰۰۰۰ نسخه چاپ می شود مشاهده می شود. وقتی باگردانندگان مجله صحبت کردم گفتند ما می خواستیم دو خانواده قدیم و جدید را نشان بدهیم. در قدیم در خانه هایی ساده با فرزندان بسیار زندگی می کردند و امروز بسیاری از فرزندان همان خانواده ها خود به یک فرزند بسنده کرده اند. عکسی که در کناز آن نیز چاپ شده است همین مفهوم را دارد که بسیاری خانواده های امروز  تک فرزندی هستند.

JELD-1_Page_161

از راست: خواهرانم طیبه، معصومه، صدیقه، آمنه، پدرم، برادرم میریحیی، کوچولو خودمم، مادرم و برادرم علی اصغر

زمستان ۱۳۶۴


داستان سگ و گربه

سلام
یادتونه کتاب کلاس اول یا دوم ابتدایی یه داستان داشتیم به نام سگ و گربه؟؟


سگ راه می رود... سگ گربه را می بیند... سگ گربه را دنبال می کند... گربه بالای درخت می رود... سگ به دنبال گربه می رود... گربه فرار می کند...

شاید از خودتون بپرسید چی شده حالا یاد اون داستان افتادم؟
وقتی یه داستانی را که تو کتابهای ابتدایی خونده باشی و بعد از 22-23 سال اون اتفاقو میبینی ناخودآگاه به یاد اون داستانهای زیبا میفتی

99tx068sjobebtguoeby.jpg

صبح روز عاشورا بود داشتم واسه عزاداری میرفتم مسجد،که تو مسیر یه سگ خوابیده بود
یه گربه هم با فاصله زیاد داشت قدم میزد،سگه تا گربه رو دید دنبالش کرد و داستان معروف رخ داد
من هم دوربین همراهم بود تا روشن کردم تونستم همین یه دونه تصویرو تهیه کنم که سگ از پای درخت ناامیدانه داشت برمیگشت!!

تصاویر یادگاری از محرم 1392

vs9juqmy5q3clc6kipf.jpg

0ccuxatqgi4zwcv7427.jpg

zk3k37ew9rpf1r4dqmv7.jpg

5ili0v9mwpl3y0cqzmx.jpg

20sts1pxz52dgc907fx.jpg

uqxhpochkgu6yacuah3j.jpg

http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

تا حالا شده!!

سلام
تا حالا شده آرزو کرده باشید که ای کاش ایرانی نبودید؟؟
تا حالا شده آرزو کرده باشید تو ایران زندگی نمی کردید؟؟
من تا به حال خیلی از اینکه تو ایران زندگی میکنم واسه خودم تاسف خوردم این روزها هروقت پشت لبتاپ خودم مینشینم و به نت وصل میشم خیلی بیشتر تاسف میخورم که دارم تو این کشور زندگی میکنم
سرعت نت من وحشتناک افتضاحه ، تو کشوری زندگی میکنم که فقط پول میگیرن و هیچ گونه خدماتی بهت ارائه نمیدن و این واقعا جای تاسف داره

بگذریم!!!
اما امروز خبری شنیدم که واقعا متاسف شدم که یه ایرانی هستم و با بعضی افراد 75 میلیون نفرو تشکیل دادم
بعد از اینکه مراسم قرعه کشی جام جهانی فوتبال در برزیل برگزار شد،حتما خبردارید کامنت های بسیار زیادی در صفحه اجتماعی ستاره فوتبال جهان لیونل مسی توسط هموطنان عزیزمون درج شد،کامنت هایی که به این بازیکن توهین کرده بودند یا ایشونو مورد تمسخر خودشون قرار دادند
تعداد کامنت ها به بالای 50000 کامنت در سایت فیس بوک،صفحه مربوط به لیونل مسی میرسید
اما امروز شنیدم اینقدر کامنت توهین آمیز درج شده برای مجری خانم برگزاری مراسم قرعه کشی جام جهانی 2014 از طرف هموطنان ایرانی زیاد بوده که این خانم مجبور شده صفحه فیسبوک خودشو ببنده!!!!

قابل توجه دوستان سایت فیس بوک سایتیه که در ایران فیلتره و طبق نظر برخی از مراجع تقلید رفتن به این سایت حرام می باشد
با این اوصاف ما واقعا گل کاشتیم،آزاد میبود چکار میکردیم خدا میدونه!!!

اما سوالی که مطرحه اینه که فرهنگ ایرانی کجاست ؟؟
و یا اصلا ایرانی ها فرهنگ دارند؟
مسئولین محترم در رابطه با مسائل چکار کردند و چکار میکنند که این حال و روز ماست؟
البته که در مسائل دیگر هم حال و روز خوبی نداریم که شاید بدتر از این باشه

صدا وسیمای محترم که در برخی موضوعات میلیاردها تومان پول بیت المال را خرج کرده و میکنه تا نشون بده بعضی از بزرگان این مملکت مهره های سوخته نظام هستند و بعضی از جریان های سیاسی از بین رفتند و تا بحال شکست هم خورده بدون شک یکی از ارگان هاییه که تو این بی فرهنگی جامعه مسئوله و بسیاری از ارگانهای دیگه که با ایجاد محدودیت های زیاد باعث این اتفاقات میشند مسئولیت دارند


تو دنیا الان دارند از این موضوع استفاده میکنند که نشون بدهند ایرانیها بی فرهنگ ترین آدمای دنیا هستند، و ای کاش ما با این نوع برخوردها فقط نام ایران و ایرانی را خراب میکردیم
 ما ایرانیها با این حرکاتمون لطمه بسیار زیادی به دین اسلام و مذهب تشیع وارد میکنیم

نمیدونم چی بگم ؟؟؟!!!
فقط باید بگم متاسفم
متاسفم واسه بعضی از مسئولین
متاسفم واسه خودم

گفتگوی جالب یه دخترخانم ترک و یه آقا پسر لر

سلام

قبل از اینکه گفتگو رو واستون بذارم جاداره توضیحی بدم که خبر داشته باشید موضوع بحث این دختر خانم و آقا پسر چی بوده،البته باید ذکر کنم که قصد هیچ گونه توهینی به هموطنان عزیز ترکی و لری خود ندارم

فقط از باب جالب بودن گفتگو،اونو اینجا درج میکنم

من تو یکی از سایتهای اجتماعی شبیه فیس بوک عضو هستم و تو سایت پست میذارم و نظر میدم و لایک و...

یه دختر خانم اهل آذربایجان به نام سارا که ورزشکار رزمیم هست تو یه پست عکس خودش با لباس ورزشیش گذاشته بود و پایینش نوشته بود خوشتیپم؟

معمولا بعضی افراد لایک میکنند و بعضیا هم نظر میدن دیگه

یه آقا پسر لر به نام پارسا تو نظرات قصد داشت دخترخانومو دست بندازه که گفتگوی جالب این دو عزیز در ادامه مطلب میباشد ،خالی از لطف نیست که بخونید

تمام نظرات مربوط به این پست در ادامه مطلب درج شده است

جالبه بدونید تاریخ درج پست دوروز پیش بوده ولی گفتگوها تو این دو روز ادامه داشته

ادامه نوشته

سفر به اصفهان - جمعه 1392/06/08

xtyaqb4nnt9x34ppzmu.jpg

vfz4zkjy14hvqrrq7ll.jpg

http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

سفرنامه بانه

k5vv3kz5hmyzumqnb سفرنامه بانه

دو سه سالی بود گاهی با برادرم محمدصادق حرف بانه را پیش می کشیدیم و می گفتیم باید سفری به بانه برویم. یک بار در خرداد ۱۳۸۹ به اتفاق جمعی از همکاران هنرستان شهید بهرامی با اتوبوس رفته بودم. . قصد داشتم یک بار دیگر نیز سفری به آنجا داشته باشم. بهر حال امسال نیز محمدصادق چند بار پیشنهاد داد و من هم گفتم با برادر میریحیی نیز هماهنگ کن اگر او هم می آید حرفی نیست می رویم. میریحیی به مسافرت خیلی تمایلی ندارد و بودن در فرخی را به هر چیزی ترجیح می دهد. در همین اثنا او نیز خبر داد که یک دوره کلاس ضمن خدمت از تاریخ ۲۸ تا ۳۱ مرداد در تهران دارد و این موقعیت خوبی بود برای عملی کردن برنامه سفر به بانه بود.

DSC08099 سفرنامه بانه

منبع:http://akhondy.ir/

ادامه مطلب در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عشق به استقلاله دیگه!!!

سلام و عرض تبریک دارم به تمام ایرانیای عزیز


دیروز بعد از اینکه از کارم تعطیل شدم از ساعت 16 رفتم ورزشگاه آزادی واسه تماشای بازی استقلال ایران و بوریرام تایلند در مرحله یک چهارم نهایی جام باشگاههای آسیا

بازی ساعت 20:15 شروع میشد، قبل بازی آفتاب حسابی ورزشگاهو داغ کرده بود و تعدادی از تماشاچیان هم به کری خوندن واسه پرسپولیسیا مشغول بودند
تا ساعت 19 خسته کننده بود ولی از اون موقع دیگه بازیکنای دو تیم اومدند واسه گرم کردن خودشون، ورزشگاه هم تقریبا پر شده بود و تشویق هوداران استقلال شور و هیجان خاصی را به ورزشگاه آورده بود

بازیم سر موقع خودش شروع شد و استقلال دقیقه 3 با گل خسرو حیدری پیش افتاد و همه امیدوار شدند که یه بازی جذاب و پرگل از تیم محبوبشون میبیند اما کاملا برعکس شد
 اوایل نیمه دوم باز استقلال بهتر بود ولی دوباره تیم قدرتمند تایلندی بازی را در دست گرفت ولی خدارو شکر که استقلال برنده از بازی بیرون اومد و 95 هزار تماشاگر را ناراحت به خونه نفرستاد

انشاالله تو بازی برگشت بتونه یه نتیجه خوب بگیره و به نیمه نهایی صعود کنه و باعث سربلندی ایران عزیزمون بشه
ساعت 22:20 بازی تمام شد ولی من رسیدم خونه ساعت 00:15 بود یعنی روز بعد از بازی
ولی با تمام این اوصاف خوش گذشت،بعد بازی داداش یحیی را هم تو ورزشگاه دیدم و از ورزشگاه تا میدون آزادی هم باهم بودیم اما بعدش من اومدم خونه و ایشونم رفتند خوابگاه محل کلاسشون


متاسفانه دوربین همراه خودم نداشتم چندتا عکس از این بازی بگیرم و بذارم تو وبم
اینم تقدیم به پرسپولیسیای عزیز:
بازی با توپ آسیا ... حسرت پرسپولیسیا

فرخی(از 92/05/16 تا 92/05/19)

اواخر ماه مبارک رمضان بعد از 4 ماه (125روز) 4 روز رفتم به زادگاهم فرخی
4 روزی که خیلی خوش، ولی زود گذشت
بعد از 4 ماه دیدن خانواده و دوستانم تاثیر بسیار خوبی تو روحیه م گذاشت
چند تا عکس از خودم که تو سایت فروی نیوز و وبلاگ داش مصطفی درج شده را میذارم تا تو آلبوم وبم موجود باشه و چشم دوستان به جمال نازنینم روشن شه!!!




 از دوستان معذرت میخوام که تمام عکسها در اماکن مذهبی تهیه شده بود البته از بچه بسیجی انتظاری غیر از اینم نیست !!!

http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

تولد فاطمه سادات

با سلام
نماز و روزه هاتون قبول
تو این ایام منو از دعای خیرتون خودتون فراموش نکنید
یه مدتی دسترسیم به نت کم میشه،واسه همین نمیتونم پست بذارم اما سعی میکنم نظرات شما رو تایید کنم و جواب بدم



روز يكشنبه (1392/05/05) برای ششمین بار به لطف خدا دایی شدم
اسم خواهر زاده عزیزم
فاطمه سادات خانومه

به همین مناسبت چند تا عکس از فاطمه سادات علوی گذاشتم
دیروز که منو دید فقط میگفت داییییییی جااااااااان !!!!!!!!!!!!
جالب اینکه به اسم منو صدا میزد
v8n33n3wd0x2r275uqp.jpg

venx640cu0xxdm01z9f.jpg

ماشاالله عزیز دل دایی
bcrq3037bhsl59ualyk.jpg
xqh0wwt0y1l1rkkyb6.jpg
چقدر به داییش رفته؟؟؟؟

ادامه مطلب در خدمت باشیم...

ادامه نوشته

نیمه شعبان92،تهران

با سلام
چند روز پیش یه پست با همین عنوان گذاشتم اما تصاویر اون پست مربوط به سال قبل بود،اما تصاویر این پست مربوط به امسال هستش
http://u14.fileup.ir/l/p/2106288/51cc751550a0a8c8/2924d94/51cc7524/30/HBlSuQjNwEDMDNFR/368d2
http://u14.fileup.ir/l/p/2106291/51cc7515dfcd9bcf/2924d94/51cc7539/30/HBlSuUzNwEDMDNFR/956d6
http://u26.fileup.ir/l/p/2102217/51c7ecf8f0470b96/2925305/51c7ed1a/30/nBnauk72yuNsbD72zidqanL2/261d0
http://u14.fileup.ir/l/p/2106304/51cc771ff7ad708c/2924d94/51cc7745/30/HBlSuETOwEDMDNFR/b3862
http://u14.fileup.ir/l/p/2106290/51cc7515fca78a12/2924d94/51cc7535/30/HBlSuIzNwEDMDNFR/24f44
http://u14.fileup.ir/l/p/2106281/51cc73c278e11f47/2924d94/51cc7404/30/HBlSuATNwEDMDNFR/99b2f
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

نیمه شعبان،تهران

http://u26.fileup.ir/l/p/2102508/51c8148446117ef3/2925305/51c81503/30/HBlSuADO4EDMDNFR/bc6d2


http://u26.fileup.ir/l/p/2102501/51c8135a32832b9f/2925305/51c81464/30/HBlSugjN4EDMDNFR/d4d50

ادامه نوشته

تبریک به ایرانیای عزیز

به همه بازدیدکنندگان وبلاگم تبریک میگم برد تیم ملی فوتبال کشور عزیزمون و صعود به جام جهانی 2014 برزیل را

من فقط 5 دقیقه آخری بازیو دیدم ولی خیلی حال داد

بعد از حماسه سیاسی،حماسه ورزشی هم رخ داد،منتظر حماسه اقتصادی هستیم فقط

بازم تبریک میگم

فعلا دارم میرم جشن،برگشتم در خدمتم

امشب جشن ورزشی سیاسی با همه ایرانیان داریم

خوش باشیم همیشه، مثل این هفته

موسوی موسوی،رایتو  پس گرفتیم

از زمانی که دکتر حسن روحانی به عنوان رییس جمهور منتخب اعلام شد به میدان ولی عصر رفتم و تا همین الان یعنی حدود 4 ساعت اونجا بودم،شور و هیجان وصف نشدنی بین جمعیت بسیار زیاد مردم تهران که شامل پسران و دختران و زنان و مردان بودند برپا بود

همچنین روز بیست وپنجم خرداد سالروز راهپیمایی طرفدارن موسوی در سال 1388 بود و امشب هم بیشتر شعارهای جوانان حاضر در جشن پیروزی در حمایت از موسوی و کروبی و دیگر زندانیان سیاسی بود

بیشتر شعارهایی که طرفداران اصلاحات سر میدادند شامل شعارهای زیر بود:

موسوی موسوی، رایتو پس گرفتیم (محبوبترین شعار)

یا حسین،میرحسین

زندانی سیاسی آزاد باید گردد

روحانی یادت باشه،موسوی باید باشه

و همچنین عالیه عالیه ،جای ندا خالیه

و ....

همچنین شعارهایی هم برای رییس جمهور متقلب کنونی سر میدادند از جمله:

دکتر،برو دکتر

احمدی بای بای

تا آخر هفته،احمدی رفته

خبر داغ هفته،... گرمابه رفته

برادر رفتگر، ... بردار ببر

و...

بیشتر افراد حاضر در این جشن مردمی پوسترهایی از آیت الله هاشمی،خاتمی ،محمدرضا عارف و حسن روحانی و یا نوارهای پارچه ای سبز و بنفش در دست داشتند

در زمانهایی هم که نیروی انتظامی از مردم میخواست که اطراف میدان ولی عصر را خلوت کنند مردم با شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد جواب ماموران انتظامی را میدادند

البته در گاهی مواقع برگزار کنندگان جشن با شعار نیروی انتظامی،تشکر تشکر،از نیروی انتظامی تشکر میکردند

در لحظات پایانی و نزدیک ساعت 12:30 که من داشتم اونجا را ترک میکردم همچنان جشن پیروزی توسط جمعیت بسیار زیادی از مردم در حال برگزاری بود

جای همه دوستان خالی،خوش گذشت

به امید اینکه سه شنبه شب با صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی شاهد جشنی فراگیرتر در سرتاسر ایران عزیزمان باشیم

یا علی...

تبریک به همه دوستان

به همه افراد روشن فکر و آزاد اندیش پیروزی دکتر حسن روحانی را تبریک عرض میکنم

پایان دوران ذلت بار اختناق،افترا،دروغ و فریب،حصر و بند
و تکرار رخداد الهی دوم خرداد و انتخاب دکتر حسن روحانی بعنوان ریاست جمهوری مبارکباد


هر چند که آرا ما 4 سال دیر شمارش شد ولی بالاخره شمارش شد،به همین جهت تبریک فراوان عرض میکنم به همه اصلاح طلبان عزیز

درود به همه ایرانیها
درود به اصلاح طلبان
درود بر هاشمی
درود بر خاتمی
درود بر عارف
درود به عزیزان در بند
درود به دکتر روحانی عزیز
قابل توجه همه دوستان پیش بینی من در مورد ترکیب آرا کاملا درست بود

به نظر شما ترکیب انتخابات ریاست جمهوری چگونه خواهد بود؟

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

سلام

امشب شب آخر تبلیغات ریاست جمهوریه

البته در این دور از تبلیغات انتخابات با اینکه در پایتخت به سر میبردم،ولی واقعا تبلیغات در خور انتخابات ریاست جمهوری را مشاهده نکردم

دو دوره قبلی انتخابات ریاست جمهوری تو شهر آقای خاتمی،اردکان، بودم و واقعا شور و هیجانی عجیب در بین مردم موج میزد مخصوصا انتخابات سال 1388

انتخاباتهای قبل از اون هم که در زادگاهم،فرخی،بودم با اینکه 2500 نفر بیشتر جمعیت نداره تبلیغاتی بیشتر از این که در تهران دیدم را میدیدم

گرمای انتخابات شورا در این دوره خیلی بیشتر از گرمای انتخابات ریاست جمهوری بود

به نظر شما ترکیب انتخابات چگونه خواهد بود؟

به نظر من انتخابات ریاست جمهوری دو مرحله یی میشه ولی ترکیب دور اول انتخابات به صورت زیر میشه:

1-    آقای  روحانی

2-  آقای قالیباف

3-آقای جلیلی

4-  آقای رضایی

5- آقای ولایتی

6-  آقای غرضی

البته این حدسه،ممکنه کاملا درست باشه،ممکنم هست کاملا اشتباه باشه

باید یه نکته را هم ذکر کنم که من فقط ترتیب رای آوردن کاندیدها را گفتم،اینکه واقعا چه کسی رییس جمهور میشه خیلی به ترتیب رای آوردن کار نداره

من با توجه به اینکه آقای روحانی نامزد مورد تایید اصلاح طلبانه و همچنین رایهای خاموش رو به نفع ایشون میدونم ایشون را در صدر قرار دادم

همینجور که میدونید بعد ار انتخابات 88 شرایطی پیش اومده که خیلی از افراد که طرفدار روحانی هستند جرات اسم بردن از نامزد مورد تایید خودرا ندارند ولی در عوض شک نداشته باشید افرادی که طرفدار کاندیداهای دیگه هستند بدون هیچگونه ترسی نظر خود را خواهند گفت

برای من که خیلی فرق نمیکنه رییس جمهور آینده کشور چه شخصی باشه ولی دوست دارم رییس جمهوری صادق و رو راست با مردم را در مسند ریاست جمهوری ببینم

دیگه 8 سال دروغ شنیدیم خسته شدیم بخدا

دوست دارم رییس جمهور آینده 80 میلیون ایرانی را ببینه و برای سربلندی تمام ایرانیان تلاش کنه،ایران در یک نفر یا یک گروه خلاصه نمیشه

امیدوارم رییس جمهور آینده به فکر اقتصاد و معیشت مردم باشه،همه میدونیم اگه مردم در رفاه باشند به دین و ایمانشون لطمه یی وارد نمیشه و خدا نکنه روزی که مردم باید واسه نون خالی دست به هر جرمی بزنند

به افرادی که پای صندوق میرند برادرانه میگم هوشمندانه انتخاب کنید و امیدوار باشید آرا خونده شه

واسه شوخی بهتون بگم هر کی نذر و نیازی داره میتونه پول،سکه و جواهرات و ... برداره و داخل صندوق بیندازه

ما در سال 88 از صندوق انتخابات ریاست جمهوری معجزه دیدیم،معجزه یی که بدون شک از دست هیچ امامزاده یی بر نمیومد ولی از دست برگزار کنندگان انتخابات براومد،واسه همین به شما هم توصیه میکنم اگه نذر و نیازی دارید به پای صندوق رای رفتید باهاش راز و نیاز کنید شاید جواب گرفتید!!!!

همیشه سربلند باشید و دوست داشتنی

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

من و برادر


سالروز دوم خرداد گرامی باد

به همه دوستان اصطلاح طلب و آزاد اندیشی که از وبلاگ من دیدن میکنند روز بزرگ دوم خرداد را تبریک عرض مینمایم


هر چند که میدانم همه دوستان از اتفاقات این روزهای جامعه ناراحتند و نگران از آینده

اما بی شک نگرانی اصولگریان از آینده نه چندان دور بیشتر از ماست
این نگرانی در رای خنده دار شورای نگهبان،امروز بیشتر از قبل به ما آشکار شده است
به امید روزی که اصلاحاتی اساسی را در نظام جمهوری اسلامی شاهد باشیم
همیشه مثل اکنون سربلند باشیم و پیروز

فردا;مرحله نیمه نهایی بازی سیاست

سلام
همونجوری که همه در جریان هستید فردا اسامی نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام خواهد شد

فردا احتمالا یک روز پر تنش سیاسی را پیشرو خواهیم داشت
به نظر شما شورای نگهبان عادلانه!!!! چه کسانی را تایید می کند؟؟؟

مطلوبترین لیست برای احزاب اصولگرا تایید شدن قالیباف،حداد عادل،ولایتی،لنکرانی خواهد بود

و بدترین شرایط برای این حزب تایید شدن ایت الله هاشمی رفسنجانی است

اما از دید من بهترین شرایط زمانی رخ میده که هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت و اسفندیار رحیم مشایی تایید صلاحیت شود، کشور ما تنها با رحیم مشایی میتواند به روند رو به رشد!!!! دولت کریمه!!! ادامه دهد


اما آزادترین انتخابات زمانی رخ میدهد که لیست اصولگریان مورد تایید قرار بگیرد یعنی نه هاشمی تایید شود نه رحیم مشایی

جذابترین اتفاق تایید شدن هاشمی به همراه چند اصولگرا میباشد، همه دوست داریم رد صلاحیت شدن رحیم مشایی و عکس العمل محمود احمدی نژاد را ببینیم
 

به امید روزی خوب و زیبا که ما را شاد کند

بیست و ششمین نمایشگاه کتاب تهران

همونجوری که در جریان هستید نمایشگاه کتاب تهران از روز چهار شنبه 1392/02/11 شروع بکار کرده
امروز یکشنبه پنجمین روز نمایشگاه بوده،که من تا حالا تونستم سه روز مختلف به نمایشگاه سر بزنم واسه تهیه کتاب

dsc07362.jpg

dsc07355(1).jpg
نمایشگاه تا تاریخ بیست ویکم اردیبهشت در مکان مصلای تهران دایر میباشد
دوستانی که امکان مراجعه به نمایشگاه را دارند این فرصت را از دست ندن

http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

کودکی مدیران ۳ وب سایت معروف


عکس 7 سالگی خودم

ادامه نوشته

سوم فروردین 1392 - صحرای فرخی

hgvcox2wrd9a2efqjq6u.jpg

l9rdq4f3nl1i8f6ltv.jpg

4tylri9josxoqot3t41.jpg



ادامه نوشته

چند عکس ازخودم؛فرخی؛عید امسال

3mstvj63jy8um1d6yei.jpg

v1ecnrte65dr6zybuzb.jpg

ادامه نوشته

سفر به شهرصنعتی چادرملو (21 تا 26 اسفند91)

2013-03-11-433 [1600x1200].jpg

یک شنبه (91/12/21) فرودگاه مهرآباد


pdms94o9eioc4jfmj5ti.jpg

از راست: خودم و آقایان رحمانی،ارغیانی،باقری،صدفی و دبوری

zenmkhnqqqbzgl1yuqtg.jpg

ادامه نوشته

شنبه 91/12/19 در شهر مقدس قم

ugoiwh7wkjh3t57lrg4z.jpg

شنبه تاریخ 1391/12/19 به شهر قم رفته بودم جهت زیارت و خرید برای نمایشگاه فرهنگی هدی

v5xwl8e5t61q604tu7b.jpg


ادامه نوشته

حسابرسی آبیک قزوین

با سلام خدمت همه دوستان

چند روزی میشد که پستی نذاشته بودم ،از این بابت از همه دوستان معذرت میخوام

از دوستانی که تماس گرفتند یا پیامک دادند و ابراز نگرانی کردم از اینکه شاید اتفاقی واسم افتاده باشه،تشکر ویژه دارم

با توجه به اینکه در اسفند ماه به سر میبریم،سرم خیلی شلوغ بوده و نتونستم به موقع به نت سر بزنم،البته مسافرتم رفته بودم که کلا دسترسی به نت نداشتم

از روز سه شنبه 1391/12/15 لغایت جمعه شب 1391/12/18 در شهر قزوین به سر میبردم
واسه کار حسابرسی و انبار گردانی شرکت آسفالت طوس در آبیک قزوین به این شهر سفر کردیم


روز شنبه رو هم در شهر مقدس قم گذروندم که عکسای اونو تو یه پست جداگانه میذارم

انشاالله فردا (دوشنبه) هم به شهر یزد و شهر صنعتی چادرملو مسافرت میکنیم


آخر اسفند ماه هم سفرهای استانی خودم را با سفر به استان اصفهان و زادگاه خودم کامل خواهم کرد

التماس دعا


2013-03-08-422.jpg

2013-03-06-388.jpg
از راست: استاد باقری(حسابرس ارشد و سرپرست گروه حسابرسی)،آقای ارغیانی و رحمانی(از تیم حسابرسی)
2013-03-06-390.jpg
از راست:آقای صدفی(از مدیران مالی شرکت آسفالت طوس) و خودم(از تیم حسابرسی)
ادامه نوشته

حسرت روزهای زیارت

http://akhondy.ir/wp-content/uploads/Image_12.jpg



چه زود دل تنگ زیارت مولای رئوف می شویم.هفته پیش (۲۰-۲۲ بهمن ۹۱) مشهد بودیم و در حال هوای حرم ثامن الائمه. و هنوز یک هفته نگذشته در دلتنگی و حسرت آن لحظات.

حضور در حرم هر کدام از امامان برای من بچه شیعه یعنی حضور در بهشت.

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد

ادامه نوشته

در روز تولدم یه دنیا لطافت و زیبایی تقدیم به شما

امروز اول بهمن (11/1) روز تولدمه
 بیست و هشت سالگیم کامل شد و وارد بیست و نه شدم

در روز تولد خودم بهترینها را برای تمامی روزهای شما آرزومندم

از تمامی دوستانی که تا حالا تبریک گفتند ممنونم

از دوستانی هم که الان میخوان تبریک بگند سپاسگزارم

امیدوارم همیشه خنده رو لباتون جاری باشه

در ادامه یه دنیا لطافت و زیبـایی تقدیـم به همه شما دوستان زیباتر از گل 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

همیشه شاد باشید

یلدای به یاد ماندنی


با سلام خدمت همه دوستان
امیدوارم شب یلدا به همه دوستان خوش گذشته باشه و شبی خاطره انگیز شده باشه
دیشب،شب یلدای 1391 شبی خاطره انگیز شد واسه من
تا ساعت 11:30 خونه بودم تنها و با لپتاپ و نت مشغول سپری کردن شب یلدا بودم
این موقع دوستان تماس گرفتند که میخوان برند به شهر ری،حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، و پرسیدند منم میرم یا نه؟منم از خدا خواسته آماده شدم و رفتیم حرم
یه یه ساعتی اونجا بودیم با دوستان سید محمدرضا قاضوی،عباسعلی صفار ،احمد قدرت و من حقیر،جای همه دوستان خالی خوش گذشت،بعد قرار شد بریم امامزاده صالح (ع) در تجریش و دوری بزنیم

از اونجا راه افتادیم به سمت تجریش ولی یادمون رفت که قرار بود بریم امامزاده صالح(ع)،رفتیم به گردش به سمت اوین،درکه ،بام تهران ولنجک،تجریش و...
جای همه دوستان خالی واقعا خیلی خوش گذشت و به یاد ماندنی شد تنها بدی که داشت این بود یه دوربین عکاسی همراهمون نبود که چند تا عکس با کیفیت از این شب یلدا در کنار دوستان در تهران بگیرم که واسه همیشه در ذهنمون بمونه ،البته چندتا عکس با گوشی گرفتیم که متاسفانه نشد آپلود کنم
چیزی رو که در این شب یلدا احساس کردیم این بود که واقعا شب یلدا، شب خیلی طولانیه
در آخر هم با دوستان یه حلیم توپ میل کردیم،بازهم جای شما خالی

با چند عکس دیگر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

یکسال گذشت

سال گذشته در این تاریخ(1390/09/26) بود که فرخی رو به مقصد تهران ترک کردم

49gjrin2zsarrrxbzj1v.jpg

q3wkedra0vcxt2xmb9xp.jpg

آذر90-فرخی

یکسال گذشت، برداشت کلیم از این یک سال خوبه ، در مقاطعی بوده و هست که جریان مخالف دلخواه من بوده ،ولی خدا رو شکر تو این یک سال تو امور مختلف پیشرفت حاصل شده

gteukmdmf1jm81zifl.jpg

5h17z6hezkiscmyl3krp.jpg

نوروز 91 -فرخی

از لحاظ فرهنگی ،اجتماعی ،علمی ،اقتصادی،سیاسی ،مذهبی ،تیپ ظاهری و... به روزتر شدم

4v07yx92oz74sf4cat8.jpg

اردیبهشت91 - فرحزاد تهران

بالاترین دلیل رضایتم از زندگی در شهر بزرگی مثل تهرانم برمیگرده به اینکه از آزادی فکری بالاتری برخوردارم و از دید دوستانی که چشم دیدن پیشرفت دوستان خودرا ندارند دورم

olcd5gxvyj2b2exeyc.jpg
تیر 91 - شهر ری

در ضمن دوست بودن با دوستان همشهری و همشهرستانی خودم با افراد جدیدی دوست شده ام که هر کدام درسهایی را برای من در زندگی به همراه داشته اند و من را تو زندگی کمک کرده اند(با تشکر از همه دوستان)

o3734_DSC03332_Copy.jpg

شهریور 91-شهمیرزاد سمنان

بدون شک روزی که به تهران میومدم ناراحت بودم و ترس از اینکه در آینده چه رخ خواهد داد؟

اما الان بعد یک سال از تصمیمی که گرفتم راضیم،امیدوارم با دعای همه دوستان رضایتم ادامه داشته باشه

jgee56fbca73klevufg.jpg

آذر91-فرخی

البته رضایت من به این معنا نیست که در شرایط راحتی دارم زندگی میکنم، شرایط سخته

ولی ایمان دارم به اینکه شرایط سخت از من فرد بزرگتر و موفقتری خواهد ساخت

امیدوارم به ایمان خودم دست پیدا کنم

8yt12h74euwotat8cdhh.jpg

آذر 91 -فرخی

بدون شک در این راه محتاج دعای همه ی دوستان خیرخواه هستم

مرا از دعای خیر خود بی بهره نفرمایید

با تشکر

م ص آخوندی 1391/09/26

چند عکس ازخودم؛فرخی؛محرم

jgee56fbca73klevufg.jpg

8yt12h74euwotat8cdhh.jpg

cujue9uv3bt5i3z8oyjs.jpg

jfyghmrlfddc6xdituf2.jpg

ادامه نوشته

.....


به نام خدای حق و حقیقت
با سلام خدمت همه دوستان
ضمن آرزوی موفقیت برای همه دوستان وبلاگ نویس همشهری،ایام پربرکت دهه ولایت و ولادت امام هادی(ع)را خدمتتان تبریک عرض میکنم
شب گذشته توسط دوتن از دوستان وبلاگ نویس خود باخبر شدم که در وبلاگ آنها نظری به دور از شان یک فرد مسلمان با نام من گذاشته شده است و به دوستان و خانواده آنها ناسزا گفته شده است،باتشکر از این دو دوست
لذا اینجانب بر خود دانستم ضمن عرض معذرت،خدمت همه دوستان عرض کنم که در هر وبلاگی این اتفاق رخ داده، این کار به هیچ عنوان کار من نبوده و توسط شخص معلوم الحالی جهت تخلیه درونی خود صورت گرفته است
در پایان از خداوند بلند مرتبه خواستارم همه ما را به راه راست هدایت فرماید
التماس دعا
محمدصادق آخوندی-1391/08/10

گفتگوی دو برادر

با سلام خدمت برادرم علی اصغر
قبل از اینکه موضوعی را نقد کنم جا داره عرض کنم قصد توهین به هیچ شخص و یا گروهی را ندارم و ارادتمند همه دوستان دوستدار فرخی و مخصوصا بزرگان دین وعلم (جامعه روحانیت) هستم
خودم را کوچکتر از این می بینم که به نقد بپردازم اما از اونجا که برادر علی اصغر هستم نظر و نقد خودم را به نامه ایشون به حاج آقا رییسی بیان میکنم:
۱- من دوست داشتم از طرف شما(علی اصغر) به مصوبات مجمع عمومی جامعه روحانیت اعتراضی وارد نمیشد تا نتیجه مصوبات را بعدا می دیدیم، اگر مصوبات جامعه روحانیت عملی میشد و نیروی انتظامی به چند جشن عروسی میامد و در آن جشنها عده یی ناراحت میشدند بدون شک هیچکس ایرادی به شما نمیگرفت بابت این مصوبات واز جایگاه روحانیت در نزد مردم تا حدودی کاسته میشد اما الان که شما نامه داده اید اگر مقدار خیلی کمی هم از جایگاه روحانیت نزد مردم به دلیل مصوبات کاسته شده باشد،انگشت اتهام به سمت شماست ،چون بی شک جامعه روحانیت این عمل شما را نپذیرفته و اگر برخوردی از سمت مردم در فرخی با خود ببینند شما را آغازگر این اتفاقات میدانند
شما از روی دوستی و ارادت به جامعه روحانیت اینکار را کرده اید اما برداشت آنها چیز دیگری است
۲- با عرض معذرت از بزرگان اهل نظر خدمت شما عرض کنم که انسان کلا باید دلسوز افرادی باشد که آن افراد ارزش دلسوزی داشته باشند، شما با نامه خود نقدی به مصوبات داشته ید اما شاهد این هستیم که به غیر چند عزیز ،بعضی دوستان بجای اینکه نامه شما را نقد کنند دست به نقد خود شما و افرادی از جامعه روحانیت زده اند که اینکار نشان دهنده طرز تفکر پایین بعضی از اشخاص است.
۳- و اما در آخر نقد نامه شما: درموردتاسیس حوزه علیمه در فرخی و اینکه خوشحال میشید از تاسیس حوزه در فرخی
۲۸ نفر از روحانیان عزیز و بلندمرتبه شهرمون که در حوزه های علمیه قم و تهران تحصیل کرده و در دوران تحصیل خود شاگرد مراجع عظام تقلید و بزرگان علم و دین بوده اند و هم اکنون بعضا در دانشگاه و حوزه تدریس می نمایند یا به سمتهای مهم اجرایی و قضایی مشغول به خدمت هستند، در روز ولادت ضامن آهو امام رضا (ع) دور همدیگر جمع میشوند و مصوباتی دارند که باعث می شود شما و بعضی عزیزان دیگر به این مصوبات اعتراض کنید اما در نامه خود خواستار تاسیس حوزه علمیه در فرخی شده اید که این جای تعجب دارد!!
آیا فکر کرده اید که اگر حوزه علمیه تاسیس شود و جوانانی به کسب علوم دینی در حوزه آنجا که به دور از امکانات و اساتید مجرب است بپردازند،۲۰ سال دیگر که آنها برای تصمیم گیری درباره امور جاری آن زمان دور هم جمع میشوند،مصوبات آنها چه خواهد بود؟؟

در پایان از همه دوستان معذرت میخوام و معذرتخواهی ویژه هم از برادرم دارم که بدون اجازه به نقد نامه شون پرداختم امیدوارم ایشون و همه دوستان من را ببخشند و کسی هم ناراحت نشده باشه
التماس دعا

با سلام خدمت برادر عزیز و دوست داشتنی ام محمد صادق

۱ جای بسی خوشحالی دارد که امروز افراد آگاه بسیاری در جامعه وجود دارند و به نوعی همه آنها نیز از روی دل سوزی و حتی زودتر از من به نقد پرداخته اند.اگر من نیز توفیق نوشتن آن نامه را پیدا کردم از روی همین دلسوزی بوده است.تو بهتر از هر کس می دانی که رشته من الهیات است که همان رشته علوم حوزوی است اما در مقیاس دانشگاهی.و باعث افتخار من است که بیشتر اساتید من روحانیان عزیز و معززی بوده اند که به حضور در کلاس هایشان افتخار می کنم.من با تحصیل در این رشته به صورت مستقیم و غیر مستقیم از حوزه درس روحانیت استفاده کرده ام.انسان های بزرگی چون آیة الله عمید زنجانی، حجج اسلام بی آزار شیرازی، حجتی کرمانی، محمدی عراقی و مهدوی راد و نجارزادگان و…و جند سالی که در قم نیز بوده ام از جلسات تفسیری آیة الله معرفت و سید احمد خاتمی بهره برده ام.به همین خاطر خود را چه در مسائل زندگی و چه در علم و دانش مدیون روحانیت می دانم.من مطمئن بوده و هستم که به جایگاه روحانیت در فرخی آسیبی نخواهد رسید نه با نامه من و نه با مصوبه خودشان.ولی اگر قرار بوده است آسیبی وارد شود پس چه بهتر که من جلو این آسیب را گرفته باشم.

حرف شماره ۲ شما را نیز قبول ندارم زیرا که من با دوستان خود سخن گفته ام و همه آنها برای من اینقدر عزیز و بزرگوار  و ارزشمند هستند که بتوانم جان خود را نیز فدای آنها کنم.واما کسانی که به نقد من پرداخته اند. برادر گرامی ام من خدا را شاکرو سپاسگزارم که دوستانی دارم که هر از گاهی و به بهانه ای به نقد من می پردازند و به من یادآوری می کنند که یک بار دیگر  به خود بنگرم و عیوب و اشتباهات خود را اصلاح کنم.مگر نه اینکه مولایمان امام جعفر صادق(ع) فرموده است: “بهترین برادران من کسی است که عیب های من را به من هدیه دهد”. پس خدا را شکر که برادرانی دارم در عالم مجازی عیب ها و اشتباهات مرا به من گوشزد می کنند.اگر بعضی نقدهایی که از من می شود نیز گاهی از حد انصاف خارج می شود این من را شادتر می سازد چرا که می بینم زنده ام و دارای حرکت. همین چند روز پیش در وبلاگت سخن شهید مطهری را گذاشته بودی که چرا وقتی قطار در حال حرکت است به او سنگ می زنند.نکند خودت نخوانده ای؟ انتقاد و نقد  نشان دهنده این است که در حال حرکت هستیم.همه باید از این بابت خوشحال باشیم.

بگذار سخن که به اینجا رسید مطلب و یا شاید خاطره ای را برایت بیان کنم که فکر می کنم به یاد نداشته باشی.قدیم در لرد پایین مابین موتور آب پدر بزرگمان مرحوم حاج محمد صادق و حوض (حوضوی) بزرگ استخری بود که در زبان محلی به آن سَرخ گقته می شد. که آب موتور در اینجا جمع و سپس به آب جوی فرخی وارد می شد.نزدیک جایی که محل خروج آب بود درخت خرمایی بود که به قول خودمان پیس رس بود و خیلی زود خرما می داد.این درخت دو مشکل برای بچه ها داشت: اول ینکه زود خرما می داد(شایدم این حُسن بود) و دوم اینکه ارتفاع پیدا کرده بود.خوب می دانی که خرمای پیس رس و نوبرانه برای بچه ها بسیار با ارزش بود و چون دستشان نمی رسید که بچینند با سنگ به جان آن درخت می افتادند.شاید حکایت ما نیز برای بعضی ها حکایت همان درخت است. سنگ ها درد دارد ولی شیرین است.درد آن در مقابل شیرینی اش چیزی به حساب نمی آید.

و اما شماره ۳، این حوزه که درباره اش سخن گفته شده است قرار نیست در آن تا پایان دروس حوزوی تدریس شود بلکه یکی دو سطح در آنجا تدریس خواهد شد.اما اگر چنین برکتی نیز داشته باشد که تا پایان دروس حوزوی را داشته باشد چه بهتر.البته نوع نگاه شما به این مسئله جالب بود. اما به عنوان شوخی شاید برای تدریس از ما نیز دعوت شود آن وقت به گونه دیگری تدریس خواهد شد.

در ضمن من از این جهت به این حوزه علاقه مند هستم که خود یک مرکز فرهنگی معنوی خواهد بود. و از این مراکز هر چه بیشتر باشد نوجوانان و جوانان ما بیشتر بیمه خواهند شد. مگر نه این است که خانه ای که در سال ۷۲ با کمک دو تن از دوستان و با دستانی خالی با نام خانه قرآن تأسیس کردیم امروز بحمدالله به همراه مرکز ثامن الائمه دارای برکات بیشماری شده است. در مورد این مدرسه علوم دینی نیز به همین گونه. حد اقل مرکزی خواهد بود که دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان  به تحصیل دروس عربی خواهند پرداخت.

شرمنده از مزاحمت.

التماس دعا

آدینه چهاردهم مهر نود و یک

برادرت علی اصغر

برگرفته از سایت برادرم:http://akhondy.ir/

_________________________________________________________________

محمدصادق

|

سلام
من این نقدو نوشته بودم واسه سایت فروی نیوز،اما بعدش پشیمون شدم ولی گفتم واسه خودتون بفرستم
میخواستم پیام بهتون بدم که تایید نکنید اما ما بجای شما ناراحت میشیم وقتی بعضی اظهار نظرها رو می بینیم یا وقتی میبینم بعضی دوستان که میخواهند نامه شما رو تو وبلاگ خودشون درج کنند از عکس شما کنار دریا یا کوه استفاده می کنند در صورتی که تو سایتتون عکس هایی از خود در حرم امام رضا(ع) یا صحن مسجد مقدس جمکران هم دارید
اما وقتی تصاویر شما در کنار دریا یا کوه درج میشه ،فردی که از شما شناختی نداشته باشه احساس این بهش دست میده که شما همیشه در حال تفریح هستید هر چند با خواندن نامه میتونه متوجه شه باید در این زمینه سر رشته داشته باشید
محتاج دعای فراوان

ali

|

فکر کنم نمی خواستی این نوشته را تأیید کنم ولی نظر خوبی است.برگرد به مثال درخت خرما و روی آن فکر کن یا داستان قطار شهید مطهری.اونوقت جایی برای ناراحتی وجود ندارد.
اما عکس ها.به نظر من انتخاب های بسیار جالبی است.بار دیکر به صحنه ها نگاه کن.از اینکه فضای پشت سرت کوه و باز باشد ببیننده چه حس خوبی پیدا می کند. دوستان در این انتخاب ها خیلی دقت می کنند.فضای کوهستان با کوه های بلند و طبیعت اطراف آیا نشانه بزرگی صاحب فکر نیست؟آیا منظور انتخاب کننده این نیست که این نامه از ذهن باز و بزرگی سرچشمه گرفته است.ودقیقا دریا.آرامش و بیکران بودن فضای ذهنی نویسنده را نشان می دهد.پشت سر مقداری ابرو غبار نیز وجود دارد این غبار فضای جامعه است ولی نویسنده در این فضا از آرامشی دریا گونه برخوردار است.
چقدر خود شیفتگی؟نه….

یاد اون روزا بخیر!!!

یادش بخیر سالهای قبل این موقع سال میرفتم مزرعه مون، گل آفتابگردونها (قُپه) را میچیدم و چه صفایی داشت تخمه از گل آفتابگردون خوردن، مخصوصا زمانی که جلوی تلویزیون مینشستم واسه فوتبال

cgsk89uvtkkz0bgp1la.jpg


واقعا چه صفایی داشت انار خوردن تو مزرعه و پیش درخت انار

n3188_ps4pdyri2fz29vdzcnsg.jpg

خرما خوردن تو مزرعه،اونم خرمایی که خودت رفته باشی بالای درخت و چیده باشی

http://www.uploadtak.com/images/o1617_DSC04509.jpg

رضا در مزرعه

412_DSC04514.jpg

a159_DSC04512.jpg

این عکسها مربوط میشه به دوسال پیش که با رضا رفته بودم مزرعه مون (اتحادیه)

رضا جون; من نیستم نری مزرعه خرما و انار بچینی، راضی نیستم،به قول یارو هزار تا ف... میدم !!!!

مهرماه و باز گشایی مدارس و یاد آوری خاطرات

فرا رسیدن بهار تعلیم و تربیت ، گشایش دو باره مدرسه ها ، هنگامه تجلی زیبای مهر و محبت و ایثار معلمان ومهر افروزان را به صاحبان خرد و اندیشه و به ویژه به فرهنگیان گرانقدر ، پرتلاش ، دلسوز و متعهد و دانش آموزان عزیز و به همه ره پویان طریق علم و معنویت تبریک و تهنیت عرض می نمایم

اول مهر و آغاز سال تحصیلی جدید نیز فرصت مغتنمی است تا مراتب سپاس و قدرشناسی خودمان را از تمامی معلمان شریف ، متعهد و دلسوز و فرهنگیان بصیر و سختکوش که با همت و تلاش مضاعف در راستای تربیت نیروی انسانی عالم ، خلاق ، فکور ، مومن و پای بند به ارزش های دینی و اخلاقی گام های موثری بر می دارند، اعلام داریم. بدون تردید معلمان عزیز عصاره ی بزرگ تعلیم و تربیت هستند که دانایی محوری و خردورزی را که محور توسعه پایدار محسوب می شود در کلام رسا و شیوای خودشان جاری و ساری و به منصه ظهور می رسانند.
در آغاز سال تحصیلی جدید از دانش آموزان و دانش پژوهان عزیز انتظار این است که قدر این دوران پر برکت را بدانند و شاکر نعمت های پروردگار متعال باشند و با توکل به خدا و اعتماد به نفس و تلاش و جدیت شان در فراگیری علم و دانش راه خود را به سوی آینده ای درخشان بگشایند و پیوسته برای تزکیه نفس از خدای سبحان یاری بجویند و خودشان را به دو بال علم و ایمان مجهز کنند چرا که این دو بال لازمه پروازی موفق است . در پایان امیدواریم  بتوانیم به کمک معلمان عزیز و فرهنگیان گرانقدر و فرهیخته شهرستان و با عزمی راسخ برای وصول به چشم اندازها و تحقق اهداف آن گام های موثری برداشته و شاهد پیشرفت همه جانبه آموزش و پرورش و شکوفایی استعدادهای درخشان و بالقوه دانش آموزان عزیز شهرستان باشیم . انشاءا...

تو این پست یه نگاهی داشتم به عکسهای جالبی که تو این دو روز تو وبلاگها و سایتهای مختلف از مدارس فرخی دیدم،نگاهی که بیشتر حالت طنز داره ولی بعضیاش جای تاسفم داره

بی شک نسل ما نسبت به نسل قدیمتر نواقصی داشته ولی اوضاع کنونی مدارس فرخی یه مقدار نگران کننده است،اینقدر امکانات درسی در اختیار دانش آموزان باشه اما متاسفانه استفاده کننده از امکانات نباشه

من که این پست را هم نوشتم نمیگم درسم خیلی خوب بوده ولی خوب بوده و مهمتر از اون از لحاظ انضباطی چون نمیتونم خودم واسه خودم نظر قطعی بدم باید بگم فکر میکنم خوب بودم


1.اولین نکته جالب اینه که دانش آموزها در حال حاضر اول دبیرستانشونو میخونند بعد به راهنمایی وابتدایی میرند

به سردر دبستان شهید امامی توجه داشته باشید

و اینم یه عکس از دبیرستان پسرانه شهید صفار با عنوان مدرسه


ادامه نوشته

یکی از روزای تولدم

سلام به همه دوستان

امروز،یکی از روزای تولدمه!!!!!!!!

من تو سال دو روز تولد دارم!!!!!

یکی اول بهمن که روز تولد واقعیمه

یکیم روز بیست و پنجم شهریور که روزتولد شناسنامه ییمه

نایت اسکین

تولدم مبارک


یه روز تفریحی در شهمیرزاد

پنج شنبه (1391/06/16) من و داداشم علی اصغر رفته بودیم تفریح به شهمیرزاد سمنان

جای خیلی با صفا و با طبیعت زیبایی بود ،جای همه دوستان خالی خیلی خوش گذشت


e5366_DSC03316_Copy.jpg

o3734_DSC03332_Copy.jpg

s1154_DSC03309_Copy.jpg

ادامه نوشته

چند تصویر زیبا از طبیعت شهمیرزاد

پنج شنبه (1391/06/16) رفته بودم شهمیرزاد از توابع سمنان،چندتا عکس از طبیعت زیبای اونجا گرفتم که تو این پست گذاشتم،امیدوارم واسه شما هم زیبا باشه

p2141_DSC03293_Copy.jpg

o5988_DSC03295_Copy.jpg

k685_DSC03301_Copy.jpg

برای دیدن چند عکس زیبای دیگر c1tz9u7qrqmgctjf5gkh.gif

ادامه نوشته

امروز یه روز دیگه ست

j2ukmx0nb5esk2auxia.jpg

سلام به همه دوستان

تشکر میکنم که به وبلاگ من سرزدید

آخرین پنج شنبه ماه مبارک رمضان،برای من با تمام روزای دیگه که تهران بودم فرق داشته،امیدوارم تا آخر شب همین طور باشه

من معمولا هر شب،اولین دقایق هر روز فال روزانه اونروزمو میخونم و وقتی دیشب فال امروزو زدم فالم این بود

يك ملاقات و يا حضور در جمع دوستان برايت خاطره‌انگيز خواهد شد. از طرف دوست يا خانواده‌اي نزديك، خبرهاي خوشي براي تو و خانواده‌ات در راه است. از راه دور خبر بسيار مسرت بخشي خواهي شنيد. موضوع يك مسافرت به خوبي و خوشي به انجام مي‌رسد.

به كمك يكي از دوستانت مشكلي كه آزارت مي‌داد، رفع مي‌شود. در يك آزمون و يا رقابت كاري موفق مي‌شوي و نگراني‌ات بي‌مورد است چون اين موفقيت زمينه‌ساز تحولات اقتصادي بعدي برايت خواهد بود.


صبح که از خونه واسه آزمون رفتم بیرون،اصلا فکر نمیکردم قبل آزمون یکی از دوستای جدیدمو ببینم،ولی برخلاف تصورم ایشونو دیدم و چند دقیقه یی که با هم بودیم خیلی خوش گذشت و کلی حال داد

دوستم بهم امیدواری داد که غیر ممکنه تو آزمون قبول شم و ازم خواست آزمون ندم،من که تا اونموقع زیاد به خودمم امیدوار نبودم واسه رو کم کنی دوستم به خودم امیدوار شدم و رفتم آزمون دادم و قبول شدم (مبارکم باشه)

بعد آزمون یکی از صمیمی ترین دوستام که خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم،زنگ زدو واسه افطار دعوتم کرد که برم خونه شون دورهم باشیم و باهم خوش باشیم،مطمئنم که برم انشاالله خونه شون، خیلی خوش میگذره

معذرت میحوام که خیلی طول کشید تا بیام این پستو تکمیل کنم،دسترسی به اینترنت نداشتم

خدمتتون عرض میکردم:

ساعت 5 بعدازظهر از تهران با یکی از دوستام راه افتادیم به سمت کاشان،واسه افطار خونه دوستم که دعوتم کرده بود بودیم تا ساعت 12 اونجا بودیم خوش گذشت

ساعت 12 شب هم راه افتادیم به سمت زادگاه خودمون;فرخی

ساعت 4:15 صبح و دقیقا موقع سحر رسیدم به خونه،وقتی اومدم خونه همه تعجب کردند چون هیشکی خبر نداشت تو راهم

جای همه دوستان خالی سحریو خوردیم،بعد هم به یاد سالهای گذشته رفتم مسجد جامع فرخی واسه نماز و دیدن دوستان،بعد از نمازم با برا بچ رفتیم به گلزار شهدا



شبی با دوستان در یکی از پارکهای تهران

پنج شنبه شب (91/4/29) با چندتن از دوستان که از شهرمون فرخی به تهران اومده بودند، به یکی از پارکهای تهران رفتیم که خیلی خیلی خوش گذشت،جای همه دوستان خالی


xemkzgts4jtwlbau4prw.jpg


e1ajaiso60n0ox0k00m.jpg


این پست با چندتا عکس دیگه به زودی تکمیل خواهد شد


ادامه نوشته

سوتی من و ماشین های ایرانی

باسلام خدمت همه دوستان

دیروز اتفاقی جالبی رخ داد،البته سوتی من باعث شد این اتفاق جالب رخ بده

دیروز واسه یه کار بانکی 5 تا 15 دقیقه یی میخواستم از شرکت برم بیرون،زمانی که داشتم میرفتم بابای رییس شرکتمون که هر یکی دو ماه، یه بار تا شرکت میاد سوئیچ ماشینشو داد به منو ،گفت زمانی که بر میگردی یه دسته کلید تو ماشینه واسم بیار

ازم پرسید ماشینمو میدونی چیه؟ منم از رو حدسم گفتم آره،اونم فقط گفت خاکستری رنگه

سوئیچو گرفتم رفتم کارمو انجام دادم برگشتم یادم اومد باید دسته کلیدو ببرم بالا

از رو حدسم که فکر میکردم ماشین بابای رییس شرکتمون پارسه و خودشم گفت رنگش خاکستریه، سوئیچو انداختم به ماشین پارس خاکستری که اونجا بود ولی باز نشد، زنگ شرکتو زدم که خودش آیفونو برداشت،پرسیدم ماشین شما پارس نیست؟ گفت :نه 206 و بغل ماشین آرش گذاشته(آرش پسرش و رییس شرکته)

منم یه نگاه انداختم یه 206 سفید بود،موندم چرا به سفید به این تابلویی میگند خاکستری؟!!؟

سوئیچ انداختم در ماشینو باز کردم،همزمان با سوئیج انداختن شروع کرد آژیر بکشه ولی من فقط یه سوئیچ ماشینو داشتم و در جستجوی دسته کلیدی بودم که باید میبردم بالا،از دست بابای  رییس که هم صدای آژیرو قطع نمیکرد و هم نگفته دقیقا دسته کلید کجاست داشتم عصبانی میشدم که یهویی متوجه شدم سرشو از پنجره آورده بیرونو داره هرچی میگه

توجه کردم دیدم داره میگه چرا در این ماشینو باز کردی؟؟؟؟؟

پرسیدم مگه ماشین شما همین نیست؟؟؟؟

گفت نه اونطرف ماشین آرش گذاشته،خاکستریه

منم در این 206 سفیدو بستم اما نشد قفلش کنند

سریع رفتم در اون ماشینیو باز کردم و دسته کلیدو برداشتم،رفتم بالا که اگه صاحب اون ماشینی پیداش شه من دیگه اونجا نباشم

اینم بگم از اونجا که رییس ماشین لکسوسRX350  داره که شاسی بلنده،اصلا ماشین 206 خاکستری پیدا نبود و من ندیده بودمش

اتفاق جالبشم اینجا بود که با یه سوئیچ ماشین 206 ،در دوتا ماشین 206 که اونجا بود باز شد و چقدر دلمون خوشه ماشینمون بیرون گذاشته و سوئیچش تو جیب خودمونه و به این راحتیا نمیشه بازش کرد و....