داستان سگ و گربه
سلام
یادتونه کتاب کلاس اول یا دوم ابتدایی یه داستان داشتیم به نام سگ و گربه؟؟

سگ راه می رود... سگ گربه را می بیند... سگ گربه را دنبال می کند... گربه بالای درخت می رود... سگ به دنبال گربه می رود... گربه فرار می کند...
یادتونه کتاب کلاس اول یا دوم ابتدایی یه داستان داشتیم به نام سگ و گربه؟؟

سگ راه می رود... سگ گربه را می بیند... سگ گربه را دنبال می کند... گربه بالای درخت می رود... سگ به دنبال گربه می رود... گربه فرار می کند...
شاید از خودتون بپرسید چی شده حالا یاد اون داستان افتادم؟
وقتی یه داستانی را که تو کتابهای ابتدایی خونده باشی و بعد از 22-23 سال اون اتفاقو میبینی ناخودآگاه به یاد اون داستانهای زیبا میفتی
صبح روز عاشورا بود داشتم واسه عزاداری میرفتم مسجد،که تو مسیر یه سگ خوابیده بود
یه گربه هم با فاصله زیاد داشت قدم میزد،سگه تا گربه رو دید دنبالش کرد و داستان معروف رخ داد
من هم دوربین همراهم بود تا روشن کردم تونستم همین یه دونه تصویرو تهیه کنم که سگ از پای درخت ناامیدانه داشت برمیگشت!!
وقتی یه داستانی را که تو کتابهای ابتدایی خونده باشی و بعد از 22-23 سال اون اتفاقو میبینی ناخودآگاه به یاد اون داستانهای زیبا میفتی

یه گربه هم با فاصله زیاد داشت قدم میزد،سگه تا گربه رو دید دنبالش کرد و داستان معروف رخ داد
من هم دوربین همراهم بود تا روشن کردم تونستم همین یه دونه تصویرو تهیه کنم که سگ از پای درخت ناامیدانه داشت برمیگشت!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 7:57 توسط ای کلک
|
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ ای کلک خوش آمديد ،امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ داشته باشید.