جانشین پاکان

«جانشین پاکان»

"هر کس بمیرد در حالى که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است."(1)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)

ابتدایی ترین مرحله شناخت امام، شناخت ظاهری است. یعنی این که چه کسی و با چه نسبی و با چه ویژگی هایی امام است.

با توجه به این مسأله، عده‌ای از مردم در زمان اهل بیت (علیهم السلام) برایشان مهم بود که امام خود را در حال حاضر و در آینده بشناسند تا با اقتدا به او، از گمراهی و ضلالت رهایی یابند و به مرگ جاهلیت از دنیا نروند. از این رو در این راه تلاش و کوشش فراوان می‌کردند.

یکی از راه‌هایی که مردم از طریق آن امام و پیشوای آینده خویش را می‌شناختند، تصریح و معرفی امامان قبلی (کهامامتشان برای مردم به اثبات رسیده) بوده است؛ زیرا امامی که امامتش به اثبات رسیده، حرف و کلامش حجت است. در همین راستا، دهمین پیشوای شیعیان، امام هادی (علیه السلام) در زمان حیات خویش طى تعلیمات متعددى فرزند خود امام حسن عسکری (علیه السلام) را به مردم معرفی مى کرد و به صراحت، ایشان را جانشین خود می‌نامید. به عنوان نمونه:

1- یحیی بن یسار عنبری می‏گوید:

امام هادی (علیه السلام) چهار ماه قبل از وفات خود، فرزندشان امام حسن عسکری (علیه السلام) را امام و جانشین پس از خود معرفی کرد و من و گروهی از شیعیان را بر این مطلب گواه گرفت.(2)

2- على بن عُمر نَوفَلی می‌گوید: همراه با امام هادی (علیه السلام) در حیاط خانه‏یشان بودم که فرزندشان سید محمد بر ما گذشت. به آن حضرت عرض کردم:

"فدایت گردم! این پسر، امام ما پس از شما خواهد بود؟" فرمود:‏ "امام شما پس از من "حسن" خواهد بود."(3)

3- شاهَوَیه بن عبد الله جَلّاب چنین روایت مى‏ کند:

امام هادى (علیه السلام) نامه‏‌ای بدین مضمون به من نوشت: "خواستار آن بودی که بعد از وفات پسرم سید محمد(4) جانشین من را بشناسی و نگران این مطلب بودی. اندوهگین مباش که «خداوند متعال، قومى را پس از هدایت رها نخواهد کرد؛ مگر آن که آن چه را باید از آن پرهیز کنند، برایشان بیان کند»(5) و امام تو پس از من، فرزندم ابو محمد (حسن عسکرى) است. آن چه بدان نیازمندید، نزد اوست و خداوند هر که را بخواهد، پیش مى ‏اندازد و هر که را بخواهد باز پس نگه می‌دارد که: «آیه ‏ای را نسخ نمی‌کنیم یا نمی‌زداییم؛ مگر آنکه بهتر از آن یا مانند آن را ایجاد کنیم»(6) آن چه را که مورد احتیاج خرد بیدار و ضمیر روشن بود و عقل را قانع می‌‏ساخت، بیان کردم."(7)

4- ابو بکر فَهفَکی می‏گوید: امام هادی (علیه السلام) به من نوشت:

"پسرم ابو محمد (حسن عسکری)، خیرخواه‏ترین ذات خاندان نبوى و استوارترین حجت آنان است. او، بزرگتر فرزندانم و جانشین من است. احکام و سر رشته امامت به او مى‏رسد و هر چه را از من می‌‏پرسیدی از او بپرس که هر چه مورد نیاز است، نزد او وجود دارد."(8)

5- عبد الله بن محمد اصفهانی می‌گوید:

"امام هادی (علیه السلام)فرمود: "امام شما پس از من کسی است که بر من‏ نماز خواهد خواند."

ما تا آن زمان، امام حسن عسکری را نمی‏شناختیم. هنگامی که امام هادی (علیه السلام) در گذشت، امام حسن عسکری (علیه السلام)بیرون آمد و بر او نماز گزارد."(9)

6- صَقر بن دُلَف می‏گوید: شنیدم امام هادی (علیه السلام) می‌فرمود:

"امام پس از من، حسن است و پس از او، فرزندش حجت قائم است که زمین را پس از آن که مملو از ظلم و ستم شده است، سرشار از عدالت و برابری خواهد کرد."(10)

اینها تنها پاره‏‌ای از احادیث و روایاتی بود که افراد ثقه و دینداران پرهیزکار از امام هادی (علیه السلام) درباره امامت فرزند بزرگوارش، امام حسن عسکری (علیه السلام)نقل کرده‏اند.

آری! بر اساس گفتار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، شناخت امام تنها مختص به دورانی خاص نیست، بلکه این موضوع در همه دوران‌ها جاری و ساری است. از این رو بر ماست که ما نیز امام زمان خویش را بشناسیم و در تبعیت و فرمان برداری از او از هیچ کاری کوتاهی نکنیم. همان گونه که در دوران گذشته، شیعیان این گونه عمل نموده اند.

(برگرفته از کتاب: "زندگانی امام حسن عسکری (علیه السلام)، تالیف: "مرحومباقر شریف القَرشی‏ " (با تصرف و اضافات))(11)

وبلاگ ای کلک، فرا رسیدن 8 ربیع الثانی، سالروز ولادت

بنده خالص الهی و پیشوای برگزیده و هدایت گر

پیشوای یازدهم شیعیان

امام حسن بن علی العسکری(علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست عزیز، تبریک و تهنیت می‌گوید.

ادامه نوشته

«پرورش فرزند»

 وبلاگ ای کلک، فرارسیدن 17 ربیع الاول، سالروز میلاد خجسته

پیام آور رحمت و اسوه رأفت،

خاتم الأنبیاء

حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) و امام جعفر صادق (ع)

را به شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.


«پرورش فرزند»

از آن جا که اسلام، دین زندگی است، احکام و تعالیم حیات بخشی را برای انسان فراهم کرده تا او بتواند در هر سطحی، مناسبات خود را به درستی ایجاد و تحکیم کند. این تعالیم، سبب می گردد تا هیچ یک از از ابعاد فردی و اجتماعی حیات بشری از آموزه های وحیانی و تعالیم نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خالی نمانده و جریان عبودیت و بندگی در جای جای زندگی نفوذ داشته باشد. بدین ترتیب، انسان با آموختن و به کار بردن چنین دانش و برنامه ای، حیات طیبی را که پروردگارش برای او شایسته دانسته، تجربه خواهد کرد.

یکی از آن تعالیم جامع، چگونگی تربیت و تعلیم کودکان است؛ زیرا فرزندان، امانت الهی و نعمت و نشانه های خدا هستند(1) و پدر و مادر درباره سلامت، رشد و تربیت آنان مسئول اند.(2) به فرموده قرآن کریم، آنان در برابر تربیت خوب، پاداش(3) و در برابر تربیت بد کودکان خویش کیفر خواهند دید.(4)

بر این اساس، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در تعالیم و آموزه های انسان ساز خویش به ما آموخته که برای فرزند، حقوقی بر عهده پدر و مادر است که باید در انجام آن کوشا و جدی باشند. به عنوان نمونه، برخی از این حقوق مطابق احادیث نبوی عبارتند از:

1- گرامی داشتن فرزند:

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: "فرزندانتان را گرامی بدارید و آنان را نیک تربیت کنید که آمرزیده می شوید."(5)

2- انتخاب نام نیکو برای او:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "حق فرزند بر پدر این است که... نام نیکو بر وی نهد."(6) همچنین ایشان فرمود: "نخستین هدیه هر پدری به فرزندش، نام نیکو بر وی نهادن است."(
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

امام رضـا (ع)، خورشیـد عالمتـابی که در مشرق غـروب کرد


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


تاریخ نگاری از زمان تولد تا شهادت حضرت امام رضا(ع) و بیان ویژگی های رفتاری آن امام همام از منظر امام هشتم(ع) همه پیروان اقلیت های دینی در جامعه حق شهروندی، زندگی، اشتغال، استفاده از کلاس درس و بحث... دارند. امام رضا(ع)، در برابر عقاید دیگران، آن هم در نهایت احترام، تنها به مناظره با دیگران بسنده می کنند و درصدد اقناع آنها مبنی بر اعلام تجلی کامل حق در دین اسلام بر می آیند.

علی بن موسی الرضا(ع) فرزند امام موسی کاظم (ع) شخصیتی بزرگوار، عالیقدر، دانا و فاضل بودند. امام رضا(ع) در یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هجری قمری در مدینه متولد شدند. ایشان در ۳۵ سالگی و با شهادت پدر بزرگوارشان، عهده دار امامت شیعیان شدند. حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی ها و رنج بسیاری را بر امام روا داشتند. حضرت رضا(ع) تا قبل از هجرت به مرو در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند. در طول مدت ۲۰ سال امامتشان، در سه سال آخر یعنی سال ۲۰۰ هجری قمری به دعوت مامون به ایران آمدند و در خراسان ساکن شدند. ولایتعهدی امام رضا(ع) مقارن بود با پنجم رمضان سال ۲۰۱ هجری قمری. امام رضا(ع) بعد از سه سال زندگی در کنار مامون در ۳۰ صفر سال ۲۰۳ در سن ۵۵ سالگی در توس با زهری که مامون لعین به ایشان خورانید به شهادت رسیدند.


 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 
در واپسین روزهای ماه صفر، پس از سپری شدن سالگرد رحلت رسول اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع)، اینک در سوگ شهادت علی بن موسی الرضا(ع) نشسته ایم که بدینوسیله این ایام را به عموم مسلمانان بویژه شما دوستان بزرگوار تسلیت می‌گویم.


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

«سخنانی تاریخی در حج آخر»

باسمه تعالی

«سخنانی تاریخی در حج آخر»

در ماه ذی القعده سال دهم هجری، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد تا در میان قبایل اعلام کنند که آن حضرت، امسال عازم زیارت خانه خدا بوده و این آخرین سفر حج ایشان است‏. طبیعی است که به جهت اهمیت موضوع حج از یک سو و تقارن این سفر (که حجه الوداع نامیده می‌شود)، با ماه‌های پایانی عمر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، انجام این سفر و مطالب بیان شده در آن از اهمیت بالایی برخوردار بود.

اعلام حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در حج، شوق و علاقه فراوانى را در دل گروه عظیمى از مسلمانان برانگیخت و به دنبال آن، هزاران نفر به همراه ایشان برای انجام اعمال حج عازم شدند. آن حضرت پس از انجام اعمال عمره مفرده، در روز نهم ذی حجه وارد ‏عرفات شد. در آن روز، سرزمین عرفه شاهد اجتماعى عظیم و با شکوه بود و مردم حجاز تا به آن روز، چنین اجتماعى را به یاد نداشتند. نداى توحید و شعار یگانه‏پرستى در آن سرزمین طنین‏انداز بود. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، نماز ظهر و عصر را در سرزمین عرفات با صد هزار تن به جا آورد. سپس خطبه تاریخى خویش را در آن روز، در حالى که روى شتر قرار گرفته بود، ایراد فرمود و یکى از یاران او- که صداى بلند و رسایى داشت- سخنان آن حضرت را تکرار کرده و به گوش افراد دور دست مى‏رسانید.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن روز سخنان خود را چنین آغاز کرد و فرمود:

"اى مردم! سخنان مرا بشنوید؛ شاید پس از این، شما را در این نقطه ملاقات نکنم. اى مردم! خون‏ها و اموال شما بر یکدیگر تا روزى که خدا را ملاقات کنید، مانند امروز و این ماه، محترم و هر نوع تجاوز به آن‏هاحرام است."

سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) براى اینکه از رسوخ و تأثیر پیام خود درباره احترام جان و مال مسلمانان مطمئن شود، به «ربیعة بن امیه» فرمود: "از آنان چند مطلب زیر را بپرس و بگو: این ماه چه ماهى است؟" همگى گفتند: "ماه حرام است و جنگ و خون‏ریزى در این ماه ممنوع و قدغن است." سپس به ربیعه فرمود: "به آنان بگو: خداوند خون‏ها و مال‏هاى شما را بر یکدیگر تا روزى که رخت از این جهان بربندید؛ مانند این ماه، حرام کرده و محترم شمرده است."

دیگر بار فرمود: "از آنان بپرس: این سرزمین، چه سرزمینى است؟" همگى گفتند: "سرزمین محترم و خون‏ریزى و تجاوز در آن، شدیدا ممنوع است." آن حضرت فرمود: "به آنان برسان که خون و مال شما، بسان این سرزمین محترم و هر نوع تجاوز به آن‏ها ممنوع است."

آن حضرت مجددا فرمود: "از آنان سؤال کن: امروز چه روزى است؟" گفتند: "حج اکبر است." فرمود: "به ایشان ابلاغ کن که خون و مال شما بسان امروز محترم است ...

شما به زودى به جانب خدا بازمى‏گردید. در آن جهان به اعمال نیک و بد شما رسیدگى مى‏شود. من به شما ابلاغ مى‏کنم: هر کس امانتى نزد او باشد باید آن را به صاحبش بازگرداند.

هان اى مردم! بدانید ربا در آیین اسلام شدیدا حرام است. کسانى که سرمایه‏هاى خود را در راه اخذ ربا به کار انداخته‏اند، فقط مى‏توانند سرمایه‏هاى خود را بازستانند ..

اى مردم! شیطان از این که در سرزمین شما پرستش شود نومید گشته، ولى اگر در امور کوچک از او پیروى کنید، از شما راضى و خرسند مى‏گردد. از پیروى شیطان بپرهیزید ..

هان اى مردم! زنان شما بر شما حق دارند. شما نیز به گردن آنان حق دارید. حق شما این است که بدون رضایت شما، کسى را به خانه نپذیرند و مرتکب خلافى نشوند ... من در این سرزمین به شما سفارش مى‏کنم که به زنان نیکى کنید، زیرا آنان امانت‏هاى الهى در دست شما هستند و با قوانین الهى بر شما حلال شده‏اند.

هان اى مردم! در سخنان من دقت کنید و بیندیشید. من در میان شما دو چیز به یادگار مى‏گذارم که اگر به آن‏ها چنگ بزنید گمراه نمى‏شوید: یکى کتاب خدا و دیگرى عترت من است.(1)

هان اى مردم! سخنان مرا بشنوید و درباره آن‏ها فکر کنید. هر مسلمانى با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یکدیگر برادرند و چیزى از اموال مسلمانان براى مسلمانى حلال نیست، مگر اینکه آن را به طیب خاطر به دست آورده باشد.

هان اى مردم! حاضران به غایبان برسانند، بعد از من پیامبرى نیست و پس از شما مسلمانان، امتى نیست.

اى مردم! بدانید من امروز اعلام مى‏کنم که کلیه مراسم و عقاید دوران جاهلى را زیر پاى خود نهاده، بطلان آن را به اطلاع شما مى‏رسانم."(2)

در این هنگام، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سخنان خود را قطع کرد و در حالى که با انگشت سبابه (انگشت شهادت) به آسمان اشاره مى‏کرد، فرمود: "بار الها پیام‏هاى تو را رسانیدم." سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با گفتن سه بار «اللهم اشهد»، گفتار خود را به پایان رسانید.

بدین ترتیب، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در این سفر و در قالب خطابه‌های مختلف، امور سرنوشت ساز و مهم را بار دیگر به مسلمانان یادآوری کرد و این، افزون بر آموزش مناسک حج بود که مورد نظر آن بزرگوار در این سفر بود. در همین راستا نیز، پس از اتمام مناسک حج و در مسیر بازگشت از مکه، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در هجدهم ذی حجه در منطقه غدیر خم توقف نموده و ضمن ایراد خطبه ای، حضرت علی (علیه السلام) را به دستور و حکم الهی به عنوان جانشین خود معرفی کرد.

بر این اساس، در طول این سفر، آن حضرت ضمن آموزش اعمال حج، مهمترین و اساسی ترین آموزه‌های اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی را برای مسلمانان تبیین نموده و نسخه تکمیلی دین را از خود به میراث گذاشت. در نهایت نیز روح مقدس و بزرگ آن سفیر الهی نیمروز دوشنبه 28 ماه صفر سال یازدهم هجری به آشیان خلد پرواز کرد.

(برگرفته از "فروغ ابدیت"، اثر آیت الله جعفر سبحانی (با برخی تغییرات و اضافات))

وبلاگ ای کلک 28 صفر، سالروز رحلت جانسوز

پیامبر رحمت و منادی هدایت

خاتم النبیین و سید المرسلین،

حضرت محمّد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم)

را به همه مسلمانان جهان، به خصوص شما دوست عزیز، تسلیت می‌گوید.

«امام، مراقب شیعیان...»

«امام، مراقب شیعیان...»

على بن يقطين در ظاهر از مقربان و نزديكان هارون الرشيد و در باطن، از شيعیان و محبین امام موسى کاظم (علیه السلام) بود. او پيوسته در خفا با امام کاظم (علیه السلام) مكاتباتی داشت،خمس مال خود و هر طرفه و تبركى كه بدست می آورد برای امام (علیه السلام) به سوی مدينه روانه می کرد.

روزی هارون الرشيد به على بن يقطين خلعتهاى فاخری هدیه داد که در میان آنها، بالاپوشی وجود داشت كه تمامى آن را به طلا بافته بودند و آن بالاپوش،‏ مخصوص خلفا بود  و كسى ديگر از آن جنس در اختیار نداشت.

على بن يقطين آن بالاپوش‏ را به همراه هدایایی دیگر برای امام کاظم (علیه السلام) به مدينه فرستاد. وقتی فرستاده های او نزد امام (علیه السلام) رسيد، آن حضرت همه را قبول کرد؛ ولی آن بالاپوش را برگردانید و برای او نوشت كه، "اين بالاپوش را نيكو محافظت كن كه او  پس از اين، شأن و حكايتى خواهد داشت."

مدتی گذشت. على بن يقطين خدمتکاری داشت که یک روز، نزد هارون الرشيد رفت و به او گفت: "على بن يقطين از شيعیان امام کاظم (علیه السلام) است و خمس مال خود را هر سال برای امام (علیه السلام) ارسال می کند و از جمله، آن بالاپوش را كه خليفه به او داده بود، برای امام کاظم (علیه السلام)  فرستاده است."

هارون گفت: "اگر بالاپوش را فرستاده باشد، درست است كه او شيعه موسی بن جعفر (علیه السلام)  است."

لذا به سرعت على بن يقطين را احضار كرد و گفت: "آن بالاپوش را كه به تو دادم، كجا بردى؟"

علی بن یقطین گفت:" به آن مشک زده‏ام و آن را در صندوقی نهاده ام و هر صبح، صندوق را مى‏گشايم و آن را بر چشم و سرم مى‏مالم و دوباره در جای خودش قرار می دهم."

هارون گفت:" آن را بیاور."

در این هنگام، هارون فرمان داد که به خانه علی بن یقطین بروند و آن صندوق را بياورند. وقتی آن صندوق را آوردند و باز کردند، آن بالاپوش را ديدند که در نهایت تعظيم در صندوق است. هارون خوشش آمد و علی بن یقطین را تحسین كرد.

و بدین صورت، كرامت حضرت امام کاظم (علیه السلام) و مهربانی او، بر علی بن یقطین آشکار شد.

اين روايت نشان می دهد كه امام (علیه السلام) هميشه بر احوال شيعیان و موالیان خود مطلع و ناظر بوده و در سختی ها از آنها مراقبت مى‏فرمود ..

« برگرفته از کتاب " كشف الغمه فى مناقب الائمه "، تألیف علی بن عیسی اربلی (با اندکی تلخیص و اضافات) »

وبلاگ ای کلک ، 7 صفر، سالروز ولادت

اسوه حلم و بردباری و هفتمین پیشوای فلاح و رستگاری،

حضرت امام موسی ابن جعفر الکاظم (علیه السلام)

را گرامی می دارد.

«سه موقعیت، سه عکس العمل»

باسمه تعالی

 

«سه موقعیت، سه عکس العمل»

در طول زندگی، گاهی انسان در موقعیت هایی قرار می‌گیرد که برخی ویژگی‌های پنهان شخصیتی وی آشکار گشته و شناخته می‌شود.

"رضایت"، "غضب" و "قدرت" ازجمله این موقعیت‌ها هستند و حالات انسان در هر یک از این سه وضعیت، گویای شخصیت درونی و میزان خودساختگی اوست.

کسی که در حالت رضایت و خرسندی به سر می‌برد، چه بسا از فرط خوشی و خوشحالی، به گناه و باطل کشیده شود؛ ولی اگر خودساخته باشد، مرز طاعت و گناه و حق و باطل را می‌شناسد. این چنین شخصی نه گناه می‌کند و نه به باطل گرایش پیدا می‌کند.

کسی که خشمگین و عصبانی است، گاهی حرف‌های زشت و ناحقی می‌زند و به حدود دیگران تجاوز می‌کند و بعد هم دچار پشیمانی می‌شود. اما افراد خودساخته در حال خشم هم بر خود مسلطند و به ناحق، سخن نمی‌گویند و تصمیم نمی‌گیرند.

فرد قدرتمند نیز گاهی مفتون قدرت و ریاست می‌شود و به حقوق دیگران تجاوز می‌کند؛ ولی اگر خودساخته باشد، قدرت را وسیله ی آزمایش خود می‌داند و حرمت شکنی و ستم نمی‌کند.

مومن، چون از خدا و روز قیامت می‌ترسد و تقوا دارد و به عواقب کار‌های ناپسند آگاه است، نه درحال رضا به گناه کشیده می‌شود، نه درحال خشم سخن ناروا می‌گوید و نه درحال قدرت، زورگویی می‌کند.

امام محمد باقر (علیه السلام) در روایتی، با اشاره به این مضمون، چگونگی عملکرد یک فرد با ایمان را در هنگامی که در شرایط رضا، خشم و قدرت قرار می‌گیرد همین گونه بیان نموده و می‌فرماید:

" مومن، کسی است که هر گاه خوشنود باشد، رضایت و خشنودی، او را در گناه و باطل وارد نمی‌کند. هنگامی که خشمگین شود، خشمش او را از سخن حق بیرون نمی‌برد و هرگاه قدرت یابد، قدرتش او را به تعدی به چیزی که حق او نیست، نمی‌کشاند." (1)

(بر گرفته از کتاب "حکمت‌های باقری، ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام باقر (علیه السلام)"، تالیف: "حجة الاسلام جواد محدثی")

وبلاگ ای کلک فرا رسیدن سوم ماه صفر،سالروز میلاد خجسته

گنجینه دار دانش و پیشوای اهل بینش،

پنجمین امام شیعیان

حضرت امام محمد بن علی الباقر (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان جهان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.


ادامه نوشته

«امید درماندگان»


«امید درماندگان»

"نا امید و درمانده شده ام. هر راهی را که می‌دانستم پیموده ام؛ سراغ هر کسی که می‌شناختم هم رفته ام؛ اما از آنها هم کاری ساخته نیست. فقط پشیمانم که چرا به کمک آنها دل بسته ام. آخر آنها هم انسانهایی کم و بیش مثل خود من هستند .."

حتما شما هم در زندگانی لحظاتی این گونه را کم یا زیاد تجربه کرده اید. اما به راستی در زندگی باید به چه کسی امید داشت؟ در لحظاتی این چنین باید از چه کسی استمداد طلبید؟ امام سجاد (علیه السلام) در مناجات خود پاسخ این پرسش‌ها را این گونه بیان می‌دارد:

" اى خدایى که هرگاه بنده‏اى از او درخواست کند، عطا فرماید و هرگاه به آنچه نزد اوست، چشم امید داشته باشد، (او را) به آرزویش برساند و هرگاه به او رو آورد، (بنده خویش را) به خود تقرب بخشد و نزدیک سازد و هرگاه آشکارا او را معصیت کند، گناهش را بپوشاند و بر آن پرده‏ افکند و هرگاه بر او توکل کند، او را کفایت نموده و (برای او) بس باشد.

خداوندا! کیست که بر تو وارد شود و از تو درخواست مهمانى کند و تو از او پذیرایى نکنى؟ و کیست که به امید بخشش و عطاى تو به درگاهت فرود آید و تو (او را) محروم گردانى و به او احسان نکنی؟ خدایا! آیا زیبنده است که من از درگاهت نومید برگردم؛ در صورتى که جز تو مولایى معروف به لطف و احسان سراغ ندارم؟ چگونه به غیر تو امیدوار باشم؛ در حالى که هر خیر و نیکى به دست توست؟ و چگونه به کسی غیر از تو امید داشته باشم؛ در صورتى که آفرینش و فرمان هستى به دست توست؟

آیا از تو امیدم را بردارم؛ در صورتى که آنچه را از تو نخواسته بودم، از فضل و کرمت به من عطا نموده ای؟ و یا آن که چگونه مرا به کسی مثل خودم نیازمند مى‏کنى؛ در حالى که من به ریسمان لطفت چنگ زده‏ام؟ اى آن که شیفتگان رحمتش خوشبخت شدند و آمرزش طلبان، به خاطر انتقامش نگون بخت نگردیدند.

خداوندا! چگونه تو را فراموش کنم؛ در صورتى که تو همواره به یادم بوده ای؟ و چگونه از تو غافل باشم؛ در حالى که پیوسته مراقب حالم می‌‏باشی؟ خدایا! دستم را به دامان کرمت آویختم و براى رسیدن به عطا و بخشش تو، سفره آرزویم را گستردم؛ پس خداوندا! مرا به خلوص یکتاپرستى خویش خالص گردان و از بندگان برگزیده ات قرار ده. اى کسى که هر گریزانی، به سوى او پناه مى‏برد و هر که، هر چه بخواهد، به درگاه او امید می‌بندد. اى بهترین کسى که به او مى‏توان امید داشت و اى کریم‏ترین کسى که از او مى‏توان درخواست کرد.

اى خدایى که سائل او از درگاهش (محروم) بازگردانده نشود و آرزومندش نا امید نگردد. اى آن که درگاهش به روى درخواست کنندگان باز و پرده آستانه اش از مقابل امیدواران برداشته است. خداوندا! به کرم و لطفت درخواست دارم که بر من منّت‏گذارى و از عطا و بخشش خویش آن مقدار به من ارزانی داری که دیده ام بدان روشن گردد و از امیدواری به درگاهت آن میزان (به من مرحمت کنی) که قلبم آرام شود و ازیقین بدان اندازه (عطا نمایی) که به وسیله آن رنج مصائب دنیا را بر من آسان گردانی و از دیدگان دلم پرده‏هاى نابینایى را برگیرى‏. به مهربانیت،‌ای مهربان ترین مهربانان"(1)

آری! چگونه او را فراموش کنیم؛ در حالی که او همواره ما را در نظر دارد؟ چگونه از او غافل باشیم؛ در حالى که پیوسته او مراقب حالمان است؟ ..

(برگرفته از کتاب " تحلیلى از زندگانى امام سجاد (علیه السلام) "، تألیف: مرحوم حجت الإسلام باقر شریف القرشى (با برخی اضافات))(2)

وبلاگ ای کلک فرارسیدن بیست و پنجم محرم الحرام، سالروز شهادت

پیشوای عارفان و امام عابدان،

پیشوای چهارم شیعیان،

امام علی بن الحسین (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت عرض می‌نماید

ادامه نوشته

در پـی راز چشمـه آب در زیر حـرم حضـرت ابوالفـضل (ع)

السّلامُ عَلیَکَ یا ابوالفَضلِ العَبّاس

 گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آیت الله العظمی حکیم قدس سره از علمای بزرگ و مراجع بنام تقلید بود که سالها زعامت حوزه کهنسال نجف را به عهده داشت و در راه نگهبانی از دین خدا رنجها به جان خرید. آیت الله سید عباس کاشانی حائری در مورد حضرت ابوالفضل علیه السلام و سرداب و قبر مطهرش داستانی را در خدمت این مرجع بزرگوار مشاهده کرده که اینگونه نقل کرده است :

روزی در بیت آیت الله حکیم بودم که کلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل علیه السلام تلفن کرد و گفت: سرداب مقدس حضرت ابوالفضل علیه السلام را آب گرفته و بیم آن می رود که ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره ها نیز آسیب کلی وارد شود شما کاری بکنید. آیت الله حکیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هر آنچه در توان دارم انجام خواهم داد.

آنگاه گروهی از علمای نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به کربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل علیه السلام رفتیم. آن مرجع بزرگ برای بازدید به طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پی او آمدیم. اما همین که چند پله پایین رفتند دیدم نشست و با صدای بسیار بلند که تا آن روز ندیده بودم شروع به گریه کرد. همه شگفت زده و هراسان شدیم که چه شده است؟

من گردن کشیدم و دیدم شگفتا منظره عجیبی است که مرا هم گریان ساخت. منظره این بود : دیدم قبر شریف ابوالفضل علیه السلام در میان آب بسان جایی که از هر سو به وسیله دیوار بتونی بسیار محکم حفاظت شود در وسط آب قرار دارد اما آب آن را نمی گیرد درست همانند قبر سالارش حسین علیه السلام که متوکل بر آن آب بست اما آب به سوی قبر پیشروی نکرد و آنجا را حایر حسینی نامیدند. سلام خدا بر او و سالارش حسین علیه السلام.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


بنای حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از همان ابتدا بر روی این سرداب و آب بنا شده و این امر تأثیری بر روی استحکام حرم حضرت نداشته است؛ بسیاری از کم‌و‌کیف این امر روشن نیست که این موضوع چیزی جز معجزه نمی‌تواند باشد.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

تعزیـه خوانـی، کهـن ترین صحنـه گردان ایـرانی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 محرم که از راه می رسد بسیاری از سنت ها زنده می شوند. صدای سنج و طبل و دسته های سینه زنی و غذای نذری! یکی دیگر از سنت ها که سالهاست در ایران تداوم داشته، "تعزیه" است اما این هنر از چه زمانی وارد ایران شد و شکل امروزی را به خود گرفت ؟ این عنوان مطلبی است که در ادامه پست تقدیم شما دوستان می شود.

تعزیه در لغت به معنی تسلیت، توصیه به صبرکردن و پرسیدن از بازماندگان در گذشتگان است. اما آنچه امروز به عنوان تعزیه مشهور است گونه ای از نمایش مذهبی منظوم است که در آن عده ای اهل ذوق و کار آشنا در جریان عزاداری ماه محرم و برای نشان دادن ارادت و اخلاص به اهل بیت پیامبر(ص) طی مراسم خاصی بعضی از داستان های مربوط به واقعه کربلا را پیش چشم بینندگان بازآفرینی می کنند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


برخی محققان، پیشینه تغزیه را به آیین هایی چون مصائب میترا، سوگ سیاوش، و... بازمی گردانند و برخی پدید آمدن آن را متاثر از عناصر اساطیری بین النهرین و آناتولی و مصر، و کسانی نیز مصائب مسیح و دیگر افسانه های تاریخی در فرهنگ های هند و اروپایی و سامی را در پیدایی آن موثر دانسته اند. اما در هر حال از برپایی مجالس تعزیه به معنای امروزین آن تا پیش از پایان دوره صفویه اطمینان نداریم; تنها نکته آشکار این است که از زمان تسلط عرب ها بر ایران، ایرانیان همیشه فرصتی می جستند تا خود را از آن سلطه رها کنند.

ادامه نوشته

درسـی که از محـرّم می تـوان آمـوخت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


محرم؛ روز به روز، ‌ساعت به ساعت سال را طی کرده و ‌آمده است و خیمه پهن‌کرده در میدان شهر، در کوچه پس کوچه های محله ها، در گلوی بلندگوهای مساجد که سال تا سال با سکوت همراه بوده است. محرم آمده و همه جا ذکر حسین (ع) است. هر محفلی سیاهپوشی را تجربه می کند. دیوارهای شهر با زبان گریه با ما صحبت می‌کنند. محرم آمده تا صدای طبل و سنج و شیپور، خفتگان خفته را بیدار کند. محرم آمده تا ما دوباره بباریم و آب جلگه‌های پایین دست را حاصلخیزتر کند. این روزها باران حسینی تندتر می‌بارد و رودها همه نژادشان برمی‌گردد به علقمه و دست‌ها در آسمان قد می‌کشند در پی باران خداوندی تا عطشانی خیمه‌های امام حسین (ع) را پاسخی درخور باشند. این روزها ابوالفضل العباس بلندترین نامی است که دهن به دهن می‌گردد و دهان شهر غم آلود را شیرین می‌کند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ماه محرم ماه غم و اندوه دوستداران اهل بیت پیامبر(ص) و علی(ع) است؛ ماهی که از محرم سال ۶۱ هجری قمری تا هم اکنون خیل عاشقان به خاندان مطهر رسول الله صلی الله علیه و آله را عزادار کرده است؛ مصیبتی که بزرگی آن قابل وصف نیست! و چه مصیبتی از این بالاتر که فرزند امام علی علیه السلام که جانشین و برادر و داماد و خلیفه پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله بود یعنی امام حسین علیه السلام را کمتر از پنجاه سال از رحلت نبی خدا صلی الله علیه و آله به مسلخ ببرند؛ آن هم کسانی که خود را از امت رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانستند!

بقیه در ادامه مطلب


ادامه نوشته

گزیـده ای از آمـوزه های اخلاقـی امام حسیـن علیـه السلام


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


با نگاهى اجمالى به ۵۶ سال زندگى سراسر خداخواهى و خداجویى امام حسین (ع)، درمی یابیم که هماره وقت او به پاکدامنى و بندگى و نشر رسالت احمدى و مفاهیم عمیقى والاتر از درک و دید ما گذشته است.

اکنون مرورى کوتاه به زوایاى زندگانى آن عزیز داریم که ایام شهادتش پیش روى ماست :

جنابش به نماز و نیایش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسیارى داشت. گاهى در شبانه روز صدها رکعت نماز می گذاشت و حتى در آخرین شب زندگى دست از نیاز و دعا برنداشت و خوانده ایم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خداى خویش به خلوت بنشیند و فرمود: خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن و دعاى زیاد و استغفار را دوست دارم.

حضرتش بارها پیاده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد. ابن اثیر در کتاب اسد الغابة می نویسد: حسین (ع) بسیار روزه می گرفت و نماز میگذارد و به حج میرفت و صدقه میداد و همه کارهاى پسندیده را انجام میداد. شخصیت حسین بن على (ع) آن چنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتى با برادرش امام مجتبى (ع) پیاده به کعبه می رفتند، همه بزرگان و شخصیت هاى اسلامى به احترامشان از مرکب پیاده شده، همراه آنان راه می پیمودند.

احترامى که جامعه براى حسین (ع) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگى میکرد (از مردم و معاشرتشان کناره نمی جست) با جان جامعه هماهنگ بود، چونان دیگران از مواهب و مصائب یک اجتماع برخوردار بود و بالاتر از همه ایمان بی تزلزل او به خداوند، او را غمخوار و یاور مردم ساخته بود. و گرنه، او نه کاخ هاى مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمی بستند.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عـزاداری برای سیـدالشهدا (ع) در ایـران در گذر تاریـخ


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


حماسه کربلا، بزرگترین واقعه تاریخ است که پس از ۱۴۰۰ سال هنوز هم زنده مانده و پس از چهارده قرن به یاد آن واقعه اشکها ریخته می شود و ناله و فریاد بپاست. به گزارش گروه دین و اندیشه خبرگزاری مهر؛ مراسم عزاداری امام حسین(ع) نخستین بار در روز یازدهم محرم سال ۶۱ هجری در کنار اجساد مطهر شهیدان توسط اهل بیت علیه السلام برگزار گردید.

پس از آن هنگام ورود کاروان اسیران به کوفه، امام زین العابدین(ع) و حضرت زینب(س) و ام کلثوم(س) برای مردم کوفه که برای تماشا آمده بودند، سخنرانی کردند. در پی این سخنرانیها صدای ضجه و گریه از خانه ها و مردم کوفه بلند شد. که به نوعی عزاداری برای شهدا و افشاگری امویان بود.

گرچه عزاداری برای حسین بن علی(ع) و خاندان و یاران او به شکل های مختلفی در طول تاریخ اسلام برگزار می شد، اما این مراسم، آن هم در حدّی گسترده به صورت سازمان یافته و با دستور و حمایت حکومت، از زمان آل بویه در بغداد آغاز گردید. دسته های عزاداری در شکل جدید، نخستین بار در سال ۳۵۲ به وجود آمدند.

به دستور معزّالدوله، در عاشورای سال ۳۵۳ عزای عمومی اعلام شد و از مردم خواسته شد که با پوشیدن جامه سیاه، اندوه خود را نشان دهند. در عاشورای سال ۳۵۲ نیز گریه و ندبه برای امام حسین(ع) و نوحه خوانی و برپایی ماتم برای آن امام برگزار گردید. در این روز با آویختن پارچه های سیاه، اعلام عزا نمودند. در روز عاشورا مردم حتی برخی علمای حنفی مثل خواجه علی غزنوی و امام نجم الدین بلعمانی حنفی، سفیانیان را لعن می کردند، دستار از سر باز کرده نوحه میخواندند و خاک بر سر می افشاندند. در سال ۳۹۸ که روز عاشورا مصادف با عید مهرگان بود، مراسم عید را به تأخیر انداختند.


بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

تنـها اشـک، مقصـد عاشـورا نیـست



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


کربلا و عاشورا را چگونه باید دید؟ از کدام زاویه به این زمین و زمان باید نگریست؟ اگر حسین، مصباح است یعنی در تیرگی های وحشت بار و تاریکی های نفسگیر، تکیه گاه روشن و شفاف و اگر سفینه است یعنی در موج خیز حادثه ها و خیزاب های هولناک، کشتی نجات؛ پس چرا عاشورای او را از منظر روشنگری و راهگشایی و به ساحل رسانی نبینیم؟

چرا در عصر گم شدگی انسان و توفان خیزی و وارونگی زمان، از حسین و عاشورایش، همچون حبلی متین و عروه الوثقایی مبین بهره گیری نکنیم و گذار از جاده های خطر را با این همراه مطمئن آغاز نکنیم؟

عاشورا چه ندارد تا سراغ سرمشق ها و مکتب های دیگر برویم؟ این رستاخیز عظیم، همه درس های لازم برای صلاح و فلاح را دارد.

کربلا قصه زیستن و دیگرگونه زیستن و حیات طیبه را تجربه کردن است. در کربلا، همه عناصر لازم برای سیر به کمال، عزت و رستگاری پیداست.

معنویت، زیبایی، فضیلت های انسانی، حضور همه انسان، حضور بی فاصله خدا، حضور همه ارزش ها و در یک کلام حضور بی پرده خدا، انسان، راستی و درستی و حقیقت زلال قرآن تنها و تنها در همین حادثه یافتنی و ادراک شدنی است.

عاشورا، نه روزی است از جنس روزهای معمولی و نه حادثه ای خزیده در گوشه ای از حافظه تاریخ؛ عاشورا زنده و زاینده است؛ چشمه ساری است که بر همه زمین ها و زمان ها می گذرد و کام تشنگان فضیلت و حقیقت را به جرعه هایی زلال و حیات بخش می نوازد.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سخنان دانشمندان درباره ی قیام ارزشمند امام حسین

ماه محرم آمد
چارلز ديکنز (نويسنده انگليسي):
اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواسته‌هاي دنيايي خود بود، من نمي‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند. پس عقل چنين حکم مي کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاري کرد.


پرفسور ادوارد براون (شرق شناس انگليسي):
آيا قلبي پيدا مي شود که وقتي درباره کربلا سخن مي شنود آغشته به حزن و اندوه نگردد؟
حتي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاکي روحي را که اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انکار کنند… هر کس اندکي حس در نهاد خود داشته باشد نمي تواند از اين غصه غم انگيز متاثر نشود.

کورت فريشلر (مورخ مشهور آلماني و نويسنده کتاب امام حسين و ايران):
تصميم ثابت حســـين براي فداکاري مطلق نه ناشي از لجاجت بود، نه معلول هوي و هوس؛ او با پيروي از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاري کند تا مجبور نشود بر خلاف عقيده و آرمان والاي خود با سازش کاري با يزيد بن معاويه به زندگي ادامه دهد.
بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته



عید غدیر ، عید بزرگ ولایت بر همه دوستان خصوصا سادات بزرگوار مبارکباد

اوصاف علی به هر زبان باید گفت
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت
در جشن ولی عهدی مسعود علی
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
در فصل خطر امیر را گم نکنید
ان وسعت بی نظیر را گم نکنید
تنها ره جنت از علی میگذرد
ای همسفران غدیر را گم نکنید

«سوره هدایت»

باسمه تعالی

«سوره هدایت»

بدون شک یکی از مهمترین ویژگی‌های امام، جایگاه رفیع علم و حکمت اوست. امام باید داناترین مردم زمان خود باشد؛ چرا که بر طبق دلایل عقلی، صحیح نیست که مردم به گرد شخصی حلقه زنند و او را به رهبری خود برگزینند؛ در حالی که فردی داناتر و برتر از او در مجموع امور دین و دنیا وجود داشته باشد.

اگر چه برجستگی علمی، خصوصیت بسیار بدیهی تمامی انبیاء و اوصیاء آنان است، اما در زندگی پیامبر اسلام و اهل بیت ایشان (علیهم السلام) دارای بروز و ظهور بیشتری است.

هیچ یک از اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) را سراغ نداریم که روزی در پاسخ مساله‌ای درنگ کرده باشند یا شخصی با برهانی استوارتر، استدلال ایشان را سست نموده باشد. لذا آنان از تمامی افراد به طور معجزه گونه‌ای پیشی گرفته اند.

این ویژگی در امام هادی (علیه السلام) جلوه بارزتری دارد؛ چرا که ایشان پیش از آن که به سن بلوغ برسند، به مقام امامت دست یافتند و گوی سبقت از تمام علماء و متکلمین عصر خود ربودند و آنان همواره به فضل و برتری ایشان شهادت می‌دادند.

از امام هادی (علیه السلام) مناظرات و احتجاجات گوناگونی در مسائل مختلف نقل شده است و به گواه تاریخ، هیچ مناظره کننده‌ای در مقابل ایشان قرار نگرفت مگر این که به فضل و برتری علمی و معرفتی ایشاناذعان نمود.

به عنوان نمونه، نقل کرده اند که:

"قیصر روم به یکی از خلفای بنی‌ عباس نامه‌ای ارسال کرد و در آن نوشت:

ما در انجیل دیده‌ایم که هر که سوره‌ای را بخواند که خالی از هفت حرف باشد، خداوند جسدش را به آتش جهنم حرام می‌کند(1) و آن هفت حرف، عبارتند از حروف: «ث، ج، ز، ش، ظ، ف»

ما هر چه در تورات و زبور و انجیل جستجو کردیم، آن سوره را که هیچ یک از این حروف در او نباشد، نیافتیم. آیا شما در کتاب خود چنین سوره‌ای را دیده‌اید؟!

خلیفه عباسی همه علماء را جمع کرد و از آنان سوال نمود. در آن مجلس هیچ یک جز امام هادی (علیه السلام) نتوانستند پاسخ سوال را بدهند.

حضرت در جواب فرمود: آن سوره، سوره حمد است که هیچ یک از این حروف در او نیست."

جواب امام هادی (علیه السلام) را به سوی قیصر روم روانه کردند. چون جواب به او رسید، بسیار مسرور شد و همانجا اسلام آورد و با اسلام از دنیا رفت.(2)


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

عیـد سعیـد قـربان مبـارک بـاد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgگروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgگروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وبگاه ای کلک،عید سعید قربان، جشن رهایی از اسارت نفس و شكوفایی ایمان را به شما تبریک عرض مینماید.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgگروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.orgگروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مناسک حج، احرام، طواف کعبه، صحرای عرفات، بیتوته در منا، صفا و مروه، قربانی و ... ماجرا دارد این روزها! این روزها که خانه خدا میزبان حاجی ها شد و عید در پیش است. عید سعید قربان! عیدی که ابراهیم(ع) مسبب ایجاد آن شد. آنقدر شنیده ایم که برایمان عادی شده اما اگر کمی فکر کنیم عظمتش آنقدر زیاد هست که در وصف نمی گنجد. آن هنگام که بنده ای با اثبات بندگی اش، روزی از روزهای خدا را به عید تبدیل کرد.

می گویند: هر روزی که در آن گناه نکنی، آن روز عید است. گناه نکردن یعنی بندگی کردن! ما همیشه از خدا می خواهیم که خدایی بکند و کارها را آن طور که ما دلمان می خواهد پیش ببرد. دعا کردن هایمان هم حول محور خودمان می چرخد. بچه من، همسر من، خانه من، کار من، زندگی من... خدایا همه را آن طور که من صلاح می دانم به سرانجام برسان.

درد من را درمان کن! مریض من را شفا بده، گره از مشکل من حل کن! حال روحی من را خوب کن! روزی فراوان به من عطا کن، شغل خوب، همسر خوب، دوست خوب، همسایه خوب، شریک خوب، همکار خوب، فامیل خوب به من عطا کن! اما گاهی یادمان می رود، خدا، خدایی اش را خوب بلد است. این ماییم که در بندگی مشکل داریم. خداوند حاکمیت آسمان و زمین را در اختیار دارد و با این حال ما فراموش می کنیم که تسلیم بودن، مقام ابراهیم(ع) است. آنقدر تسلیم که پس از سال ها آرزومندی سرانجام صاحب فرزندی می شود و آن فرزند تمام وجود ابراهیم(ع) است. ثمره سال های زندگی اش! اما آنقدر تسلیم است که به محض اینکه در خواب می بیند که باید این فرزند را در راه خدا قربانی کند، بهانه نمی آورد. با خدا مجادله نمی کند. ناله و فغان سر نمی دهد. ابراهیم(ع) بنده حقیقی است. آنقدر که می داند، قدرتمندترین انسان ها، انسانی است که توان از دست دادن را داشته باشد. از دست دادن عزیزترین موجود زندگی اش را.
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

«ازدواج توطئه آمیز»

«ازدواج توطئه آمیز»

پس از آنکه مأمون با زهر دادن به امام رضا (علیه السلام) ایشان را به شهادت رساند، سعى داشت جامعه از این جنایت آگاهى نیابد. از همین رو براى پوشاندن جنایات خود تظاهر به اندوه و عزادارى مى‏کرد؛ اما با همه پرده پوشى و ریاکارى، سرانجام بر علویان آشکار گردید که قاتل امام هشتم (علیه السلام) کسى جز مأمون نبوده است. لذا شیعیان سخت دل آزرده و خشمگین گردیدند. بر این اساس، مأمون بار دیگر حکومت خویش را در معرض خطر دید و براى پیشگیرى از عواقب امر، توطئه‌ای دیگر را آغاز کرد.

مأمون با تظاهر به مهربانى و دوستى نسبت به امام جواد (علیه السلام)، تصمیم گرفت تا دختر خود را به ازدواج آن حضرت درآورد تا همانند ولیعهدى تحمیلی بر امام رضا (علیه السلام)، از این وصلت نیز برای اعطایمشروعیت به حکومت خود استفاده نماید. بر اساس همین طرح بود که امام جواد (علیه السلام) را در سال 204 هجری قمری (یعنى یک سال پس از شهادت امام رضا (علیه السلام)) از مدینه به بغداد آورد و دختر خود "ام الفضل" را به همسرى آن حضرت درآورد.

این ازدواج که مأمون بر آن اصرار داشت، کاملاً جنبه سیاسى داشت و مى‏توان دریافت که وى از این کار، چند هدف یاد شده در زیر را تعقیب مى‏کرد:

1 - با فرستادن دختر خود به خانه امام جواد (علیه السلام)، آن حضرت را براى همیشه دقیقاً زیر نظر داشته باشد و از کارهاى او بی خبر نماند. تاریخ شاهد این حقیقت است که دختر مأمون نیز وظیفه خبر چینى و گزارشگرى را به خوبی انجام مى‏داد.

2 - به خیال خام خویش، با این وصلت، امام (علیه السلام) را با دربار پر عیش و نوش خود مرتبط و آن بزرگوار را به لهو و لعب و فسق و فجور بکشاند. مأمون می‌خواست از این طریق بر قداست امام جواد (علیه السلام) لطمه وارد سازد و آن حضرت را در انظار عمومى از مقام ارجمند عصمت و امامت ساقط و خوار و خفیف نماید.


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

شهادت امام محمد تقی(ع)

گروه دین و اندیشه: مأمون خلیفه عباسی که چون سایر خلفای بنی‌عباس از نفوذ باطنی امامان معصوم در بین مردم هراس داشت سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد که یکی از حیله‌های وی برای اینکار ازدواج دخترش با امام بود.

امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع) در سال 195هجری در مدینه ولادت یافت . نام آن بزرگوار محمد و معروف به جواد و تقی است . القاب دیگری مانند رضی و متقی نیز داشته ولی تقی از همه معروفتر است .

امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود و پس از شهادت جانگداز حضرت رضا (ع) مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال یافت .

مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت سعی کرد پسر امام رضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد .

ازدواج امام

مأمون نخستین کاری که کرد، دختر خویش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد .

دلیل دیگری که مأمون دختر خود را به ازدواج امام در آورد کشاندن امام به سمت خود بود، چرا که تصور می کرد امام با این وصلت مجذوب مادیات و جاه و مقام شده، قداست وی خدشه دار و از راه اصلی منحرف، شیعیان متفرق شده و مأمون خود قوی می شود .

ادامه نوشته

« دعایم را اجابت کن ..»


« دعایم را اجابت کن ..»

"احمد بن محمد بن ابی نصر" مانند بسیاری از افراد، مدت‌ها بود هر چه دعا می‌کرد، به خواسته اش نمی‌رسید. کم مانده بود به کلی از رحمت خدا مایوس شود. حس نگرانی و نا امیدی به سراغش آمده بود. لذا روزی تصمیم گرفت تا مساله را با امام رضا (علیه السلام) در میان گذارد.

او می‌گوید به خدمت حضرت شرفیاب شدم و عرض کردم:

"فدایت گردم، من مدتهاست حاجتی را از خدا درخواست کرده ام و از تأخیر اجابتش در دلم شبهه و نگرانی پدید آمده است."

امام هشتم (علیه السلام) در پاسخ به وی، اصل اجابت دعا (خواه به وسیله تحقق در دنیا و یا آخرت) را قطعی دانسته و بر این اساس، یأس از رحمت الهی را توطئه‌ای شیطانی بر می‌شمرد و ضمن بیان یکی از حکمت‌های تأخیر در اجابت دعای مومن، می‌فرماید:

"‌ای احمد! مبادا که شیطان راهی در دل تو باز کند تا تو را (از رحمت خدا) ناامید و مایوس سازد. همانا جدم امام باقر (علیه السلام) می‌فرمود: «همانا مومن حاجتی را از خدا طلب می‌کند، اما خدای متعال پاسخ وی را به خاطر عشق به صدای او و شنیدن ناله هایش به تعویق می‌اندازد.»


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

ولادت حضـرت امام رضـا (ع) مبارک



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 مولای من! تو را امام غریب می‌نامند،
می‌دانم بد میزبانی بودند و در مهمان‌نوازی وفا نكردند.

مولای من! بعد از گذشت روزگار، حال تو میزبان ما هستی؛
تو میزبان گریه‌ها و نیازها؛ غم‌ها و دلتنگی‌های ما هستی.
تو كه غریبی را احساس كرده‌ای!
حال غریبه‌ها به آستان كرم تو چشم دوخته‌اند و به دستان پر مهرت توسل كرده‌اند.

مولای من! می‌خواهم از زائرانی بگویم كه جاده به جاده و شهر به شهر گذشته‌اند،
تا نفسی مهمان شوند و از می عشق تو بنوشند.

مولای من! می‌خواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگویم كه سجده‌گاه قدوم مهمانانت شده است؛
از كبوتران عاشقی كه گرداگرد حرم پاك تو می‌چرخند و تو را طواف می‌كنند؛
از نسیم بگویم كه بیرق گنبدت را بوسه‌ باران می‌كند و عطر دلربای تو و اشك تمنای زائرانت را به اوج افلاك میبرد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مولای من! می‌خواهم از آسمان بگویم كه هر روز نه، هر ساعت نه،
هر لحظه و ثانیه از تو جان می‌گیرد و در پیشگاه شكوه تو جان می‌دهد.

ای آفتاب مهربانی! می‌خواهم از خورشید بگویم كه در هر طلوع
با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ می‌زند و از ضریح تو نور می‌گیرد.
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

  زندگینامه امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد / صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد
نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو / بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزد . . .

وبلاگ ای کلک ولادت مسعود و فرخنده امام رئوف، امام رضا (ع) را به همه بازدیدکنندگان عزیز تبریک وتهنیت عرض مینماید

عیدتون مبارک

امام علی ‌بن موسی‌الرضا (علیه السلام) هشتمین امام شیعیان از سلاله پاک رسول خدا و هشتمین جانشین پیامبر مکرم اسلام می‌باشند.

ایشان در سن 35 سالگی عهده‌دار مسئولیت امامت و رهبری شیعیان گردیدند و حیات ایشان مقارن بود با خلافت خلفای عباسی که سختی‌ها و رنج بسیاری را بر امام رواداشتند و سر انجام مأمون عباسی ایشان را در سن 55 سالگی به شهادت رساند. در این نوشته به طور خلاصه، بعضی از ابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می‌نماییم.

 

نام، لقب و کنیه امام:

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است، که قسمتی از این مناظرات در بخش "جنبه علمی امام" آمده است. این توانایی و برتری امام، در تسلط بر علوم یکی از دلایل امامت ایشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در این مناظرات، کاملاً این مطلب روشن می‌گردد که این علوم جز از یک منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر

تولد حضرت فاطمه معصومه(س) و روز دختر را به همه دوستان مخصوصا دختر خانمای گلی که از وبم دیدن میکنند تبریک عرض میکنم

عزیزان امروز روز شماست ، امیدورام از لحظه لحظه زندگیتون لذت ببرید و به تمام خواسته های زندگیتون برسید و به زودی دماغتونو عمل کنید و در آینده ای نه چندان دور ، پارک دوبل رو هم یاد بگیرید …

حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى القعده سال 173 هـ ق،  25 سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.
از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا  ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.
آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.[1]
حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif
ادامه نوشته

امام صادق و شاخص اسلامیت نظام

امام صادق (ع)، اصحاب و شاگردان زیادی داشتند که تعداد آنها تا چهار هزار نفر هم گفته شده است. ولی این تعداد زیاد همان هایی بودند که در درس های عمومی شرکت داشتند و به فراخور استعداد خود، در فقه، تفسیر، عقاید و علوم دیگر علم آموزی می کردند. سطح مباحث ارائه شده برای این جماعت انبوه، معمولا فراتر از همان مسائل عادی فقه و عقاید و اخلاق که برای همگان قابل بازگو کردن است نبود، ولی در این میان نادر زبدگانی هم بودند که امام، اسرار خود را با آنها در میان می گذاشت، برخی ظرفیت درک اسرار علمی را داشتند، و برخی هم ظرفیت درک اسرار سیاسی را داشتند، یکی از این نوادر، شخصیتی به نام «برید» است. که گاه صحنه های عجیب و یا گفته های استثنائی از امام بازگو می کند، صحنه هایی که فقط او شاهد و ناظر آن بود و امام صرفاً برای او رمزگشایی کرده است. وی گزارشی از یکی از این ملاقات ها ارائه کرده است.

سقوط نظام در درّه

در یکی از مجالس خصوصی که امام با او خلوت کرده بود، حضرت با اشاره به شیوه حکمرانی امیرالمؤمنین (ع) چنان متأثر و ناراحت شد که بی اختیار شروع به گریستن کرد و در حالی که اشک از دیدگانش سرازیر بود و فشار بغض و ناراحتی اجازه سخن گفتن به او نمی داد، پرده از روی حقایقی برداشت. آنچه امام می خواست آشکار کند این بود که در جامعه ما از حقیقت دین چه چیزی باقی مانده است؟

البته مسلمانان ـ و حتی طرفداران خلیفه ـ اذعان داشتند که حکومت بدون عیب و نقص نیست و در گوشه و کنار جامعه، مواردی از خطا یا گناه وجود دارد، نه کسی خلیفه را «معصوم» می دانست، و نه از حاکم «دفاع مطلق» کرده و در کشور پهناور اسلامی، وجود ظلم و احجاف را «به طور کلی» انکار می نمود، ولی سخن توأم با اشک امام صادق (ع)، با وجود این همه قضاوت های به ظاهر منصفانه، کاملا متفاوت بود، نظر امام این بود «همه حرمت»های الهی شکسته شده و «همه پرده ها» را دریده اند، یعنی «هیچ چیز» باقی نمانده است. به کتاب خدا و سنت پیامبر او عمل نمی شود، و از رحلت امیر المؤمنین تاکنون نه «حدّی» اجرا شده و نه به «کمترین حقّی» عمل گردیده است! امام این جملات را نه فقط با گریه ادا می کرد، بلکه با قسم به اسم جلاله هم قرین ساخته بود و سوگند می خورد که چنین است:

«والله ما بقیت لله حرمة الا انتهکت… و لا عُمل بشیء من الحق.»

این جملات بسیار سنگین و کوبنده بود و چونان پتکی «همه چیز» را نابود می کرد، از یک سو امام اهل اغراق گوئی و سیاه نمائی و گزافه سرائی نبود، و از سوی دیگر مگر می توان همه چیز را «سیاه» دید و برهمه افتخارات رژیم، مهر بطلان زد؟

فهم این معما برای «بُرید» دشوار نبود ولی برای ساده انگارانی که در رونق مساجد و در رواج زیارت خانه ی خدا،” اوج دینداری” را می دیدند، چنین قضاوتی شگفت آور و باورنکردنی بود. آنها در پس ذهن و خیال خود درگیر این مسأله بودند که چرا امام صادق (ع) این همه خدمت دولت عباسی را نمی بیند و برتلاش آنان در عزت بخشیدن به اسلام در جهان ارج نمی نهد؟!

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

«دانشگاه جعفری»



imamsadeghfinal.jpg (550×100)

«دانشگاه جعفری»

اگر حوزه درس امام صادق (علیه السلام) را دانشگاه بنامیم، سخنى گزاف و دور از واقع نگفته‏ایم. این دانشگاه، میراث علمى عظیمى بر جاى نهاد و عالمان بسیارى تربیت کرد و برجسته‏ترین متفکران و زبده‏ترین عالمان را عرضه نمود.

دانشگاه بزرگ مکتب جعفری، امت را به کشف قواعد استنباط، نقد حدیث، کوشش در جهت تألیف و تقسیم‏بندى احکام متوجه کرد. این مکتب، على رغم کوششى که براى جلوگیرى از گسترش و شهرت آن به عمل مى‏آمد، محل برخورد فکرى عالمان و دانشجویان شمرده مى‏شد.

آموزه‌های امام صادق (علیه السلام) تا آنجا عمومیت یافت ‏که کاروانیان نیز احادیثش را نقل مى‏کردند و در تمامى مراکز علمى جهان اسلام، از آراء وى گفتگو بود و صاحب‏نظران در استدلال هایشان به نظر وى استناد مى‏نمودند.

شیخ مفید گوید: «محدثانى از مذاهب مختلف و با آراء گوناگون که موثق شمرده شده‏اند و احادیث امام صادق(علیه السلام) را روایت کرده‏اند، چهار هزار تن بوده‏اند.»(1)

شهید اول نیز نقل می‌نماید که: «چهار صد نویسنده، چهار صد کتاب درباره پاسخ هایى که امام صادق(علیه السلام) به سؤال‌ها داده است، پدید آورده‏اند. چهار هزار تن از راویان و شاگردان امام صادق(علیه السلام) نیز که اهل عراق و شام و حجاز بوده‏اند، شمارش شده‏اند.»(2)

در میان آن راویان، کسانى قرار دارند که بعدها از پیشوایان مذاهب گشته‏اند، مانند:

1-ابو حنیفه(نعمان بن ثابت)، پیشوای مذهب حنفی. این سخن از وى مشهور است که گفت: "کسى داناتر از جعفر بن محمد دیده نشده، او داناترین فرد امت اسلامی است."(3) وى در مدینه و کوفه با امام صادق(علیه السلام) دیدارهاى پراکنده‏اى داشت، اما دو سال متوالى در مدینه بود و از امام(علیه السلام) بهره‏مند شد. این، سخن اوست که گفت: "اگر آن دو سالى که از جعفر استفاده علمى کردم، نبود، هلاک شده بودم."(4)


بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

« روز پاداش »


« روز پاداش »

همانطوری که پایان هر روز ماه مبارک رمضان با افطار است، روز عید فطر هم افطاری است که در پایان کل ماه مبارک رمضان قرار دارد. روز عید فطر، روزی است که خدای سبحان آن را عید رسمی مؤمنین قرار داد. این مطلب از دعای نورانی امام سجاد (علیه السلام) در وداع ماه مبارک رمضان و همچنین از دعاهای قنوت نماز عید فطر برداشت می‌شود؛ چون تعابیری نظیر "آنرا برای مسلمین عید قرار دادی"(1) و یا "عیدی برای مومنین"(2) به عید فطر اشاره دارد.

اما نکته مهم، آن است که عید لزوما به معنای نشاط و سرور نیست، چون در صحیفه سجادیّه در مورد عید فطر عبارت "عید و سرور"(3) به کار رفته و دو لغت "عید" و "سرور"، به صورت جداگانه مطرح شده اند. ریشه عید، از مصدر عربی "عادَ" و "عود" به معنای بازگشت و رجوع مجدد است و لغت "معاد" نیز از همین ریشه است. همچنین نام مبارک "مُعید"(4) که از اسامی خدای سبحان است، بیانگر این نکته است که او کسی است که برمی گرداند و رجوع می‌دهد.

با این توضیح، روشن می‌شود که روز عید هم، روز رجوع به خدا و بازگشت به اوست. لذا در دستورها و آداب مربوط به این روز آمده است که وقتی از منزل هایتان به سمت محل نماز عید فطر بیرون می‌روید، حالت زنده شدن از قبر را در نظر بگیرید.(5) این حرکت در حقیقت ترسیمی از معاد و بازگشت به سوی خداست.

کسانی که ماه مبارک رمضان را روزه گرفتند و توفیق انجام وظیفه را داشتند، در این روز به خدا بر می‌گردند و پاداش خود را از خدای سبحان دریافت می‌کنند. لذا شب عید فطر و روز عید فطر به عنوان "لیلة الجوائز"(6) یا "یوم الجوائز"(7)، یعنی شب و روز جایزه‌ها توصیف شده اند.

در این میان، نکته حائز اهمیت آنست که کسانی که به انجام وظایف در این ماه پر فیض موفّق شده اند، متناسب با عمل خود پاداش دریافت می‌کنند. آنها که از ترس آتش دوزخ روزه گرفتند، یا شب‌های این ماه را زنده نگه داشتند، جایزه‌ ای که از طرف خدا از فرشتگان الهی دریافت می‌کنند، نجات از آتش است.

آنهایی که برای رسیدن به بهشت، وظایف ماه مبارک رمضان را انجام دادند، جایزه‌ای که از طرف خدا از فرشتگان رحمت دریافت می‌کنند، وصول به بهشت است.

در نهایت، آنهایی که از روی شوق و محبت به خدا و شکرانه نعمتهای او عبادت کردند، بازگشتشان به سمت خود خدای سبحان است و جایزه را از او دریافت می‌کنند که این جایزه محبوب شدن است. این افراد به مقام شامخ محبّت می رسند و محبوب خداوند می ‌شوند. چنین افرادی که محبوب خدا هستند، هم از گزند دوزخ در امانند و هم از بهشت الهی برخوردار می‌شوند و هم به مقام شامخ محبت رسیده اند.

بنابر این، هر سه گروه از افرادی که خدا را در این ماه عبادت کردند، به سوی او بر می‌ گردند؛ اما هر گروه، پاداش خاصّ خود را بر اساس نیت و عملکرد خویش دریافت می‌کنند.

امیدواریم که در این روز از پاداشی که خداوند به بندگان صالح خود عطا می‌کند بهره مند شویم.

«برگرفته از بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی به مناسبت عید سعید فطر(8) (با برخی تغییرات)»

وبلاگ ای کلک فرارسیدن

هنگامه بازگشت به خدا و روز دریافت جوایز یک ماه عبادت و بندگی،

عید سعید فطر

را به همه مسلمانان، خصوصا شما دوست عزیز تبریک و تهنیت عرض می‌نماید.

ادامه نوشته

معنویـت نهفتـه در شبـهای قـدر را قــدر بدانیـم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


بیش از دو سوم از ایام ماه مبارک رمضان امسال هم گذشت و حالا با گذراندن شب نوزدهم و شب بیست و یکم، شبی دیگر از لیالی قدر یعنی شب بیست و سوم این ماه خدا را در پیش رو داریم، شبی که انگار جاده آسمان به زمین یکطرفه می شود تا فوج فوج ملائک به زمین بیایند و طبق طبق دعا به آسمان ببرند. شبی که دلمان می خواهد خلوص دعاهایمان دری از رمز و راز هستی را بر دنیایمان بگشاید، آن قدری که خدا را پشت هر اتفاق ببینیم و اگر حکمتش را درک نکردیم چیزی از شکرمان به او کم نشود ...

با تقدیم سلام؛ آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان و نیز عرض تسلیت بمناسبت ایام ضربت خوردن و شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، و با امید به توفیق شب زنده داری در گرامیداشت ادامه ی شب‏های قدر حضور تمامی دوستان اهل دل و ارجمندم را دارم

خداوندا
بگذار خود را معرفی كنم. من مخلوق خالق یكتا، و مملوك مالك بی همتا، و عبد معبودم هستم كه از بندگی تنها نام آن را به دوش می‌كشد. من همان مرزوق روزی دهنده بخشنده و كریمی هستم كه نمك می خورد و نمكدان می شكند. من سائلی هستم كه دست نیاز به سوی خداوند رحمان و رحیم دراز كرده و ضعیفی هستم كه به خانه قوی‌ترین آمده است.


ارالها امشب، شب قدر است و من تصمیم دارم این شب را زنده نگه دارم و با رعایت آداب احیاء، با كسی گفت‌وگو كنم كه مرا، بیشتر از هر كسی دوست می دارد و متأسفانه من چه كم یادش می‌كنم!

دوستان؛ اگر قدر امشب را دانستید تقاضا می کنم ملتمسین دعا و همینطور این بنده حقیر را هم از یاد نبرید ...
بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

«حکومتی عدل پرور»

باسمه تعالی

«حکومتی عدل پرور»

در زمان حکومت و خلافت على (علیه السلام) در کوفه، زره آن حضرت گم شد. پس از چندی، زره در نزد یک مرد مسیحى پیدا شد.

امیرالمؤمنین على (علیه السلام) که خود حاکم جامعه بود، مرد مسیحی را به نزد قاضى برد و علیه او اقامه دعوا کرد که این زره از آن من است؛ نه آن را فروخته ‏ام و نه به کسی بخشیده‏ ام و اکنون آن را در نزد این مرد یافته ‏ام.

قاضى به مرد مسیحى گفت: " خلیفه ادعای خود را اظهار کرد. تو چه می‌‏گویی؟ "

مرد مسیحی گفت: " این زره، مال خود من است و در عین حال گفته مقام خلافت را تکذیب نمی کنم (ممکن است خلیفه اشتباه کرده باشد.)"

قاضى رو کرد به علی (علیه السلام) و گفت: " تو شاکی هستی و این شخص منکر است. در این لحظه بر تو واحب است که شاهدی بر مدعای خود بیاوری."

امیر المؤمنین (علیه السلام) خندید و فرمود: " قاضی راست می‌گوید، اکنون می‌‏بایست که من شاهد بیاورم. ولى من شاهد ندارم."

قاضی روی این اصل که شاکی شاهد ندارد، به نفع مرد مسیحی حکم کرد و او هم زره را برداشت و روان شد.

ولی مرد مسیحی که خود بهتر می‌‏دانست که زره مال کیست، پس از آن که چند گامی پیمود، وجدانش بیدار گردید و برگشت و گفت: " این طرز حکومت و رفتار، از رفتارهای بشر عادی نیست و از نوع حکومت انبیاست."

از این رو اقرار کرد که زره، از برای علی (علیه السلام) است.

طولی نکشید او را دیدند که مسلمان شده و با شوق و ایمان در زیر پرچم امیر المؤمنین على (علیه السلام) در جنگ نهروان مى ‏جنگد.(1)

(برگرفته از کتاب "داستان راستان"، اثر: "استاد شهید مرتضی مطهری(ره)" (با اندکی تصرف))

وبلاگ ای کلک فرا رسیدن ایام شهادت

مظهر عدالت و اسوه شهامت، پدر امت و مقتدای مؤمنین،

امام اول شیعیان

امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب (علیهما السلام)

را به تمامی مسلمانان، خصوصا شما دوست عزیز تسلیت عرض می‌نماید

و

لیالی پر برکت قدر

را گرامی می‌دارد.


پاورقی:

1ـ بحارالانوار، جلد101، صفحه 290 - درر الأخبار، صفحه 728 ـ الامام على صوت العدالة الانسانیة، صفحه 63

شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم v انا انزلناه فی لیلة القدر v و ما ادراک ما لیلة القدر v لیلة القدر خیر من الف شهر v تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر v سلام هی حتی مطلع الفجر

به نام خداوند بخشایشگر مهربان v ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم v و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟! v شب قدر بهتر از هزار ماه است v فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان هر امری را نازل می‌کنند v شبی است سرشار از سلامت تا طلوع سپیده. (قرآن کریم، سوره قدر)

در طول سال، ساعات، روزها، شبها و ماهها و اساساً زمانهای متفاوتی وجود دارد. اما در میان همگی این زمانها، بعضی به واسطه عنایت و توجه خداوند و اثراتی که بر این زمانها مقرر شده یا اتفاقاتی که در آنها روی داده یا می‌دهد، دارای اهمیت، شرافت و عظمت ویژه‌ای هستند. یکی از این زمانها شب قدر است. در آیین اسلام، این شب با ارزش‌ترین و برترین شب در طول سال است. اهمیت این شب تا حدی است که نه تنها آیات مختلفی از سور قرآن کریم درمورد خصوصیات این شب نازل شده، بلکه سوره‌ای مستقل نیز به این نام و در خصوص شب قدر در قرآن کریم وجود دارد.(1)

برای بیان روشنتر اهمیت این شب، می‌توان دو دسته آیات قرآنی که درباره این شب نازل شده‌اند را در نظر گرفت. دسته‌ای از این آیات به بیان عظمت و شرافت فوق‌العاده این شب می‌پردازند و دسته دیگر بیانگر اثرات این شب هستند.

از دیدگاه قرآن کریم عظمت و شرافت این شب آن قدر والاست که خداوند می‌گوید: "و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟"(2) با کمی دقت در آیاتی از قرآن کریم که در آنها نیز این گونه خطاب به کار رفته است، درمی‌یابیم که خداوند هنگام اشاره یا تذکر به امور بسیار پر‌اهمیت به این صورت، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را مورد خطاب قرار داده است. به عنوان مثال وقتی صحبت از قیامت و عظمت این روز به میان آمده و آگاهی و جلب توجه مردم به اتفاقات بسیار بزرگ آن روز مورد نظر بوده، از این نوع خطاب استفاده شده است.(3) در آیه شریفه سوره قدر هم اگر خداوند برترین مخلوق خود و آخرین فرستاده خویش را اینگونه مورد خطاب قرار می‌دهد، به دنبال بیان عظمت فوق‌العاده این شب است.

در آیه‌ای دیگر خداوند این شب را از (حدود) سی هزار شب که شب قدری در آنها وجود ندارد، برتر دانسته است.(4) به وضوح این مقایسه و برتری شگفت‌انگیز، به طور ملموس‌تری عظمت این شب را برایمان روشن می‌کند.

در دسته دوم از آیات قرآن کریم، خداوند به بیان خصوصیات این شب می‌پردازد. دارا بودن چنین خصوصیاتی موجب می‌شود که این شب اثرات خاص و منحصر به فردی را در میان تمامی شبهای سال داشته باشد. به عنوان نمونه این شب شبی «مبارک» خوانده شده است.(5) مبارک به معنای پرخیر و برکت است و به کار بردن این تعبیر در خصوص شب قدر به این مفهوم است که این شب بلند مرتبه، گنجایش و ظرفیت خیر کثیری را دارد. تا حدی که به تصریح آیات قرآن کریم، نزول قرآن در این شب صورت گرفته است.(6)(7) همچنین به سبب خیر و برکت فراوان در این شب رحمت و مغفرت خداوند به سوی بندگان نازل می‌شود.


ادامه نوشته

مولود رمضان



وبلاگ ای کلک ولادت مولود رمضان ،کریم اهل بیت (ع)، امام حسن مجتبی (ع) را به همه بازدید کنندگان وبلاگ،مخصوصا روزه داران عزیز تبریک عرض نموده و قبولی طاعات و عبادات شما را از خداوند متعال خواستار است

ای مولود خجسته رمضان! ای بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترین فرزند رمضانی و آسمان، در پیشگاه كرم و بخشش تو، با این همه ابرهای باران زایش، گمشده ای غریب بیش نیست. رسول رحمت، تو را بر شانه های خویش سوار می كرد و بر تو مباهات می نمود. تو ادامه محمد (ص)  و كرانه علی (ع) هستی. تو امام مایی و ما مُرید و دلداده تو. و اینك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبری تو می بالیم و بر نامت كه زینت همه خوبی ها و نیكی هاست، افتخار می كنیم.

پیشواى دوم جهان تشیع كه نخستین میوه پیوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پیامبر اسلام (ص)  بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.(1)

حسن بن على (ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بیشتر درك نكرد زیرا او تقریباً هفت سال بیش نداشت كه پیامبر اسلام بدرود زندگى گفت. پس از درگذشت پیامبر (ص) تقریبا سى سال در كنار پدرش امیر مومنان (ع)  قرار داشتو پس از شهادت على (ع) (در سال 40 هجرى) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت

http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

این سفره ها برای شما هم آشناست



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


از کمی قبل از غروب آفتاب، یک سفره با هزار رنگ چیده می شود. چای، شیرگرم، نان و پنیر و سبزی و گردو، گوجه و خیار، خرما، زولبیا و بامیه، شله زرد، سوپ و... تازه این بخش افطاری سفره است، نیم ساعت دیگر قرار است زرشک پلو و مرغ، پلو و خورش​ با سالاد فصل و سالاد شیرازی و ماست و خیار و... در همین سفره به زحمت جا پیدا کنند. سفره ای که برای پنج مهمان چیده شده است، اما کفاف ۵۰ نفر را هم می دهد!

برای امسال خانه ام قانونی وضع کرده ام، می خواهم سفره های افطارم ساده باشد و برای شام یک نوع غذا بیشتر درست نکنم. شاید وقتی خویشاوندانم را برای افطار دعوت کردم و آنها سادگی سفره ام را دیدند، خودشان هم، همین تصمیم را بگیرند. می خواهم با سادگی سفره ام، بگویم که دوست داشتم در ثواب روزه هایشان شریک شوم، بی هیچ تجمل و تکلفی. من می خواهم از خودم شروع کنم، شما چطور؟

اس ام اس های ویژه ماه مبارک رمضان

گروه اینترنتی خورشید

آمد رمضــــــــان و التــــــــهابــــــــی ست به لــــــــب
هر لحظـه مــــــــرا حسرت آبــــــــی ست به لــــــــب
با شــــــــوق لــــــــب تــــــــو “ربنــــــــا” می خوانـــم
هر بوسـه به پــای تـــــو دعای مستجابی ست به لــب
اللهــــــــم عجــــــــل لــــــــولیــــــــک الفــــــــرج
 * * * * * * 
رمضان خوش آمدی من به تو عادت دارم
از تو با نغمه ی پرسوز شفاعت دارم
گرچه دیریست خدا رفته زیاد دل من
من به ایام خدا ولی ارادت دارم . . .
فرارسیدن ماه رحمت و مغفرت الهی مبارک باد
 * * * * * * 
اولی :امسال روزه می گیری؟
دومی :آره اگه خدا بخواد…
اولی :منم میگیرم ولی آخه کدوم پزشکی این همه سختی رو برای بدن تایید میکنه؟
دومی :همونی که وقتی همه پزشکا جوابت کردن برات معجزه میکنه …
 * * * * * * 
روزه هنگام سوال است و دعا
پر زدن با بال همت تا خدا
شهر بی رنگی و بی آلایشی
ماه تقصیر و گنه فرسایشی
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif
ادامه نوشته

«عبادت هوشمندانه»

«عبادت هوشمندانه»

"چه بسیار روزه دارانى که از روزه خود جز گرسنگى و تشنگى بهره اى نمى برند و چه بسیار شب زنده دارانى که از قیام شبانه خود جز بى خوابى و خستگى ثمره اى نمى گیرند. آفرین بر خواب هوشمندان و افطارشان!"(1)

در فرهنگ دینی ما، عبادات نیز همانند انسان دارای روح و جسم هستند؛ یعنی ظاهرى دارند و باطنى و یا به بیان دیگر، صورتى دارند و سیرتى. صورت عبادات، افعالى است که در ظاهر باید انجام شود؛ ولى باطن آنها، فلسفه هاى تربیتى است که نتیجه آن قرب به خدا است. براى رسیدن به این نتایج، تنها انجام ظاهر عبادات کافى نیست؛ بلکه توجه به آداب آن نیز لازم است. مثلا در نماز اگر حضور قلب نباشد و انسان اذکار و افعال نماز را در حالى به جا آورد که فکر او مشغول برنامه هاى دنیوى و مادى است، به یقین از نتایج تربیتى آن که باز داشتن از گناه (نهى از فحشا و منکر)(2) و قرب به خدا (3) و شستشوى دل از زنگار گناه است،(4) محروم خواهد ماند.

همچنین روزه نیز برنامه هایى ظاهرى (مانند خوددارى از خوردنى و نوشیدنى و بعضى دیگر از لذات نفسانى) دارد و در کنار آن، دارای فلسفه اى است که عبارت از تقویت ایمان و اراده و مبارزه با هواى نفس و شیطان است. طبیعی است که اگر فلسفه روزه حاصل نشود، نتیجه روزه که تقوا است،(5) محقق نمى گردد و لذا این گونه عملی انسان را از عذاب الهى باز نمى دارد و سپرى در برابر آتش نمى شود.(6) به همین دلیل در روایات اسلامى تأکید زیادى بر توجه به روح نماز و روزه و سایر عبادات شده است تا فرد علاوه بر رفع تکلیف از طریق انجام ظاهر عبادت، عبادتش نیز به درجه قبولى در نزد پرورگار برسد.

وبلاگ ای کلک فرارسیدن هنگامه طاعت، ماه عبادت و بهار رحمت و مغفرت،

 ماه مبارک رمضان

را به همه مسلمانان جهان، خصوصا شما دوست عزیز تبریک عرض می‌نماید.


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

باز آمـدن رمضـان و فصـلی بـرای آغـازی دوبـاره


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


روز اول ماه مبارک بود، چیزی تا افطار نمانده بود، برادرم بی حال روی تخت دراز کشیده بود و چشمانش را بسته بود، می دانستیم با اضافه وزن و علاقه وافری که به خوراکی ها دارد، روزه گرفتن برایش کمی سخت تر است. مادرم در آشپزخانه مشغول آماده کردن بساط افطار بود، من هم کنترل تلویزیون را به دست گرفته بودم و بین شبکه ها می گشتم. پدرم که تازه از راه رسیده بود، نان بربری را به دست مادرم داد و رو به من گفت: "اذان هر پنج شبکه با هم پخش می شود، اینقدر این کانال، اون کانال نکن!" لبخندی زدم و دست از سر تلویزیون برداشتم، سراغ مادرم رفتم تا کمی کمکش کنم.

مدت ها بود همه با هم سر یک سفره ننشسته بودیم، اذان که گفتند، برادرم بدون یک لحظه مکث لیوان شیری را که از قبل آماده کرده بود سرکشید، پدرم زیر لب دعای افطار را زمزمه کرد و آرام گفت: قبول باشد!

این داستان ماه های مبارکی است که هر سال فارغ از هر اتفاقی ما را دور هم جمع می کند. ماه های مبارکی که آغاز و پایانش به دست طلوع و غروب خورشید رقم می خورد و هیچ قانونی جز قانون هستی آن را اداره نمی کند. ساعت افطارش به ساعت اضافه کاری اداره ربطی ندارد و ساعت سحرش پیر و جوان نمی شناسد. ماهی که فرصت می دهد هم به خودمان برسیم و با خودمان خلوت کنیم، هم جویای احوال آشنایانی شویم که قدیم ترها با آنها دوست بوده ایم!

ماه رمضان با آمدنش شیوه اغلب زندگی ها را دگرگون می کند، نوع تغذیه، الگوی استراحت و خواب، میزان ساعات کاری و حتی شیوه مصرف و خرید هم در این ماه تغییر می کند، در واقع تغییر در سبک زندگی، یکی از سوغاتی های این ماه است که می تواند زمینه ساز تغییرات دیگر شود.

حلول ماه مهمانی خدا مبارک

68173913625937789806 حلول ماه مهمانی خدا مبارک

حلــول مـاه مبارکــ رمضانـ ،ماهـ عشقـ و عرفانـ،

 
فیضـ و احسانـ ،عــتــرتـ و قــرآنـ


برشما مبارکــ باد

www.Pichak.net75 حلول ماه مهمانی خدا مبارک

رمضــان آمد و مهمــانـی آن یار رسید

خوان گــسترده ی آن یار،چه پر بار رسید 

فرصتی آمده تا نـوبت دیـــدار شـــــود
 
خبر بخشــــــش خــاطی و گنهکـار رسیـــد
 

روزه حقیقت کمال انقطاع

درباره این دعا [مناجات شعبانیه] وارد شده که این مناجات حضرت امیر ـ علیه السلام ـ و فرزندان آن حضرت است؛ و همه ائمه طاهرین ـ‌علیهم السلام ـ با آن خدا را می‌خوانده‌اند؛ و کمتر دعا و مناجاتی دیده شده که درباره آن تعبیر شده باشد که همه ائمه(ع) آن را می‌خوانده‌اند و با آن خدا را مناجات می‌کرده‌اند. این مناجات در حقیقت مقدمه‌ای جهت تنبه و آمادگی انسان برای پذیرش وظایف ماه مبارک رمضان می‌باشد؛ و شاید برای این باشد که به انسان آگاه ملتفت، انگیزه روزه و ثمره پر ارج آن را تذکر دهد. (جهاد اکبر، ص ۲۳)

زبان دعا و مناجات با خداوند، زبان عاشقانه و زیبای دل و دردهای آن با معشوق است. تصویر عاشقانه امام از مناجات شعبانیه و گشودن بابی برای ورود به ماه مبارک رمضان، رمز و رازی است که در نگاه امام نهفته است و آن را در آستانه ماه مبارک رمضان، در نجف اشرف که خود در حال و هوای آمادگی ورود به این ماه بوده است، به زبان آورده و با شاگردان خود در میان گذاشته است. چنان‌که در ادامه کلمات حضرت امام(س)، این حال و هوا به خوبی روشن است، زیرا آن را با تصویری عرفانی و معنوی و چنان دلسوزانه مطرح می‌کند که به جان آدمی، صفا و نیرو می‌بخشد.

ایشان بعد از قرائت بخشی از مناجات شعبانیه که با جمله «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک…» آغاز می‌شود، می‌فرماید:

این جمله «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک» شاید بیانگر این معنا باشد که مردان آگاه الهی، باید پیش از فرا رسیدن ماه مبارک رمضان خود را برای صومی که در حقیقت انقطاع و اجتناب از لذات دنیاست (و این اجتناب، به طور کامل همان انقطاع الی الله می‌باشد) آماده و مهیا کنند. (همان، ص ۲۴)

روزه در نگاه امام خمینی(س) یکی از مصداق‌های کمال انقطاع به سوی خدا، بلکه حقیقت انقطاع است، که جز با جدا شدن از لذات دنیوی حاصل نمی‌شود. روزه اولیای خدا که تنها گرسنگی و تشنگی نیست. بندگی خدا و سرّ عبودیّت و اطاعت است و لذّتی است که در گرمای آفتاب داغ حاصل می‌شود. گذشتن از غیر خداست که نه آسان و سهل، بلکه بسیار مشکل و گاه طاقت فرساست. لکن زیبایی طراوت آن و شادابی و نشاط روحی آن، قابل مقایسه با هیچ لذت دنیوی نیست.

امام خمینی(س) رسیدن به کمال انقطاع را به راحتی میسّر نمی‌داند و تذکر می‌دهد که رسیدن به این کمال، جز با ریاضت و تمرین‌های فوق العاده، حاصل نمی‌شود. باید تمام قوای خویش را به کار بست تا به کمال انقطاع و جدایی از غیر خدا، به خدا رسید.

کمال انقطاع به این سادگی حاصل نمی‌شود. احتیاج فوق‌العاده به تمرین، زحمت، ریاضت، استقامت و ممارست دارد تا بتواند با تمام قوا از ما سوی الله منقطع گردد و به غیر خداوند توجهی نداشته باشد. تمام صفات وارسته انسانی در انقطاع کامل الی الله نهفته است؛ و اگر کسی بدان دست یافت، به سعادت بزرگی نایل شده است؛ لیکن با کوچکترین توجه به دنیا محال است انقطاع الی الله تحقق یابد؛ و کسی که بخواهد روزه ماه مبارک رمضان را با آن آدابی که از او خواسته‌اند انجام دهد، لازم است انقطاع کامل داشته باشد تا بتواند مراسم و آداب مهمانی را به جا آورد، و به مقام میزبان تا آنجا که ممکن است عارف گردد. (همان)

بر اساس این فرمایش حضرت امام، روزه‌ای به کمال انقطاع منجر می‌شود که با تمام آداب و مراسم آن انجام گیرد و در واقع تمام اعضا، جوارح، خون و پوست روزه‌دار، روزه باشند.

ایشان برای رسیدن به این حقیقت، ماه مبارک رمضان را که ماه مهمانی خداست و طبق فرمایش پیامبر اکرم(ص)، دعوت همگانی خداوند است: «ایها الناس، انه قد اقبل الیکم شهر الله…. و قد دعیتم فیه الی ضیافه الله» (وسائل الشیعه، ج ۷، ب ۱۸، ح ۲۰) را بهترین زمان برای سازندگی انسان، اصلاح نفس و رسیدن به کمالات نفسانی و در نهایت انقطاع الی الله می‌داند و می‌فرماید:

شما در این چند روزی که به ماه مبارک رمضان مانده به فکر باشید؛ خود را اصلاح کرده، توجه به حق تعالی پیدا نمایید؛ از کردار و رفتار ناشایسته خود استغفار کنید؛ اگر خدای نخواسته گناهی مرتکب شده‌اید، قبل از ورود به ماه مبارک رمضان توبه نمایید. زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید. مبادا در ماه مبارک رمضان از شما غیبتی، تهمتی و خلاصه گناهی سر بزند و در محضر ربوبی با نعم الهی و در مهمانسرای باری تعالی آلوده به معاصی باشید. شما در این ماه شریف به ضیافت حق تعالی دعوت شده‌اید: «دعیتم فیه الی ضیافه الله» خود را برای مهمانی با شکوه حضرت حق آماده سازید. (همان، ص ۲۵)

بار الها! ما را به درک حقایق روزه نائل فرما؛

خداوندا! روزه ما را زمینه اصلاح نفوس‌مان قرار ده؛

پروردگارا! آنچه در این ماه به اولیا و صالحان عنایت می‌فرمایی به ما کرامت نما. یا ارحم الراحمین

منبع: جماران

بهترین ماه خدا

خطبه پیامبر(ص) در وصف ماه رمضان

ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی کرده است. ماهی که نزد خدا برترین ماه‌هاست و روزهایش بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعت‌هایش بهترین ساعت‌هاست.

ماهی است که در آن شما را به میهمانی خدا خوانده‌اند و از کسانی قرار داده شده‌اید که از کرامت خدا بهره می‌برند. نفس‌های شما در آن تسبیح و خوابتان عبادت است و کارهای شما در آن مورد قبول و دعاهایتان در آن مستجاب است. پس از خدا با نیت‌های راستین و دل‌های پاک بخواهید که در این ماه توفیق روزه داری برای او، و تلاوت کتابش(قرآن) را به شما بدهد.

بدبخت کسی که از آمرزش خدا در این ماه محروم بماند!

با گرسنگی و تشنگی (به واسطه روزه) گرسنگی و تشنگی روز قیامت را به خاطر آورید. بر فقیران و خانه نشستگان(مساکین) صدقه بدهید.

بزرگان خود را گرامی بدارید و به کوچکتران خود محبت کنید و به خویشان خود مهر بورزید. زبان‌های خود را از آنچه نباید گفت نگاه دارید و چشمان خود را بر حرام بپوشانید و گوش‌های خود را از شنیدن ناشنیدنی‌ها حفظ کنید.

با یتیمان مردم محبت بورزید تا بعد از شما به یتیمان شما محبت کنند. از گناهان خود به سوی خدا توبه کنید. هنگام نماز دست‌هایتان را به دعا بلند کنید‏؛ زیراکه وقت نماز بهترین وقت‌هاست. در این اوقات خداوند با رحمت به بندگان خود نظر می‌کند و هرگاه با او مناجات کنند‏‏ جوابشان می‌دهد و هرگاه او را ندا دهند به آنان لبیک می‌گوید و اگر او را بخوانند (دعایشان را) مستجاب می‌کند.

ای مردم! جان‌های شما در گروی کارهای شماست. پس جان خود را با طلب آمرزش (از بند) رها سازید. پشت‌های شما از بار گناهان گران است؛ پس با طول دادن سجده‌ها آن‌ها را سبک کنید و بدانید که خداوند به عزت و جلال خود قسم یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان در این ماه را عذاب نکند و در روز قیامت آن‌ها را از آتش جهنم نترساند.

ای مردم! هر که در این ماه مومن روزه داری را افطار دهد ثواب آن برابر آزاد کردن برده و آمرزش گناهان گذشته خواهد بود.

بعضی از اصحاب گفتند که ما توانائی افطار دادن را نداریم‏. پیامبر فرمودند: “از آتش جهنم، با افطار دادن ولو با نصفه‌ای از خرما و یا شربتی از آب دور بمانید همانا این پاداش کسی است که بر بیشتر از این توانائی نداشته باشد.”

ای مردم! هر که اخلاق خود را در این ماه خوب کند، در روزی که قدم‌ها بر صراط می‌لغزد از آن به راحتی می‌گذرد و هر که کار خدمت گزار یا کنیز خود را سبک گرداند خدا در قیامت حساب او را راحت می‌کند و هر که در این ماه شر خود را از مردم باز دارد خداوند در قیامت غضب خود را از او باز می‌دارد.

هر که در این ماه یتیمی را گرامی دارد خداوند او را در قیامت گرامی می‌دارد و هر که با خویشاوندان خود دیدار کند (صله ارحام)، خداوند او را از اتصال به رحمت خود در قیامت منقطع نخواهد کرد. هر که در این ماه سنتی را به پا دارد خداوند برای او برات دوری از آتش جهنم را می‌نویسد. هر که در این ماه نماز واجبی بخواند خداوند برای او ثواب هفتاد نماز(ماه‌های دیگر) را می‌نویسد. هر که در این ماه بر من صلوات بفرستد، خداوند ترازوی اعمالش را برای روزی که ترازوی اعمال سبک است سنگین می‌گرداند و کسی که در این ماه یک آیه از قرآن را بخواند ثواب کسی را دارد که در ماه‌های دیگر ختم قرآن کرده باشد.

ای مردم! همانا در این ماه درهای بهشت باز است؛ پس از خدا بخواهید که آن‌ها را بر روی شما نبندد و درهای جهنم در این ماه بسته است پس از خدا بخواهید که آن‌ها را بر روی شما باز نکند. شیاطین در این ماه در زنجیرند پس از خدا بخواهید که آن‌ها را بر شما مسلط نگرداند

به نام حضرت دوست که هر چه داریم از اوست

وبلاگ ای کلک،ولادت منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) را به همه بازدیدکنندگان وبلاگ تبریک عرض مینماید

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.orgای مهدی، بیا که کودکان ما به گل نوجوانی شکفته اند، جوانان ما راهِ پیری را پیش گرفته اند، بسیاری از سالخوردگان ما رفتند و صد افسوس که تو را ندیدند!

مولای من، حسرتِ یک لحظه ی دیدار، دلهای شیفتگانت را گداخت و امید وصل تو جانهای به لب رسیده را به نسیم لطف بنواخت، گوشها منتظر انتشار سرود ظفر و چشمها در اشتیاق دیدارت، نَفَسها در سینه حبس و تو ای حبیب، همچنان در پس پرده ی غیبت، نهانی و نمی دانیم تا کی، آخر تا کی در پس این حجاب میمانی ....


بیا بیا که سوختم ز هجر روی ماه تو

بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو

تمام عمر دوختم چشمانم به راه تو

به این امید زنده ام که افتم به پای تو


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org



دلم به یاد تو امشب بهانه می‌گیرد

نشان وصل تو را عاشقانه می‌گیرد

ز خوان عشق تو ای یوسف اهورایی

کبوتر دل من آب و دانه می‌گیرد

اگر فراق تو از دیده روشنی برده است

شرار عشق تو در دل زبانه می‌گیرد

شده است ساغر جان پر ز خون دل شاید

کمان عشق تو دل را نشانه می‌‌گیرد
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
نیمه شعبان؛ سالروز میلاد با سعادت یگانه منجی عالم بشریت، مهدی موعود (عج)
را به تمامی محبان و منتظران آن حضرت صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.

ادامه نوشته

کاش حال و هوای همیشه دلمان به رنگ نیمه ی شعبان باشد ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


هر ساله نزدیک نیمه شعبان که می شود ایران حال و هوای دیگری دارد. کوچه محله ها آذین بندی می شوند. همه جا را ریسه می کشند. اهالی شهر، جلوی در خانه هایشان را آب و جارو می کنند. خیابانها چراغانی می شود. انگار خبری در راهست ... انگار همه انتظار دوستی را می کشند که عشقی دیرینه را در قلب ها دارد ...


ای عزیز سفر کرده، ای سرور عالمیان، ای رویای صادق

دوباره همه از تو می گویند و می شنوند مولا جان

شیرینی نام تو و شهد یادت به کامها می نشیند

دوباره طاقها برای نصرت تو قد علم می کنند

کاغذهای رنگی به شادباش تو در باد می رقصند

و دوباره همه ی دیوارهای شهر با سر انگشتان احساس چراغانی می شوند.

امّا... ای دستگیر واماندگان، ای دلگرمی بی پناهان

ای مأوای بال و پر شکستگان، ای چراغ راه گمگشتگان

ایکاش گفتن و شنودن از تو سهم همه ی ثانیه ها باشد

و یاد آوریت همه ی دقایق را پر کند و خدمت به تو انگیزه ی همه ی حرکتها شود

کاش سینه مان صندوق صدقه ای شود و قلبمان سکّه ای برای نذر سلامتت!

کاش دردمان همیشه با توسل به تو آرام گیرد و دستمان جز به دعا برای توسل به آسمان نرود

کاش انتظار تو زنگی باشد که از نافرمانیت بازمان دارد

کاش حال و هوای همیشه دلمان به رنگ نیمه ی شعبان باشد ...

دوبـاره بـاز خواهـم گشـت ...


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 دوباره باز خواهم گشت
نمی دانم چه هنگام، از کدامین راه
ولی یکبار دیگر، باز خواهم گشت
و چشمان تو را، با نور خواهم شست
و از عرش خداوندی، شما را هدیه های تازه خواهم داد
به دستان برادر، دست خواهم داد
به زلف کودکان، گیلاس خواهم زد
نوازش های مادر را، دوباره زنده خواهم کرد
زن همسایه را، نور و هوا و آفتابی تازه خواهم داد
به ننوی یتیمان، من تکان از عرش خواهم داد
به لب های فرو بسته، امید خنده خواهم داد
به دیوار حریم عشق، یکبار دگر، من تکیه خواهم زد
به گندم، من حدیث نو شکفتن، یاد خواهم داد
به شمع روشن محفل، رموز همنشینی با پر پروانه را، من یاد خواهم داد
گل نرگس به دشت مهربانی، هدیه خواهم برد
کمرهای خمیده از شقاوت، راست خواهم کرد

ادامه نوشته

اس ام اس و جملات تبریک نیمه شعبان

http://upload7.ir/images/82860759465540645601.jpg

میلاد حجت خدا ، دوازدهمین ساغر الهی بر منتظران جمالش مبارک باد . . .
 
http://upload7.ir/images/46105041632172478879.gif
سلام ای انتظــار انتظـــارم  / سلام ای رهبر و ای یادگارم
سلامم بر تو ای فرزند زهرا /  سلامم بر تو ای نـــاجی دنیا . . .
ولادت حضرت حق مهدی صاحب الزمان بر شما مبارک
http://upload7.ir/images/46105041632172478879.gif
دل شود امشب شکوفا در زمین
می زند لبخند شادی بر زمین
آسمان ِ دل تبسم می کند
روی ماهت را تجسم می کند . . .
ولادت حضرت مهدی (عج) مبارک
http://upload7.ir/images/46105041632172478879.gif
امشب ز کَرَم حق گُهرى داد به نرجس/  وز برج ولایت قمرى داد به نرجس
خوش باش که حق بال و پرى داد به نرجس /  برخیز که زیبا پسرى داد به نرجس
میلاد صاحب الزمان بر شما مبارک

ادامه نوشته

« عزت به شرط ذلت! »

« عزت به شرط ذلت! »

تعادل بین حالات درونی و حرکات بیرونی انسان، موضوعی است که سبب می‌شود آدمی بتواند ویژگی‌های مثبت خود را در مقابل رویدادهای خوب و بد حفظ کند. این تعادل به معنی آن است که انسان، نه دچار خودبزرگ بینی و تکبر گردد و نه آنقدر خود را کوچک ببیند که عزت نفسش را از دست بدهد.

برقراری این تعادل از توانایی‌های یک انسان آراسته به مکارم اخلاقی است. اما چگونه می‌توان به این تعادل دست یافت؟ توجه به دعاها و نیایش‌های منقول از اهل بیت (علیهم السلام) یکی از راه‌هایی است که از طریق آن می‌توانیم شیوه دستیابی به اصول و معیارهای اخلاقی و از جمله تعادل درونی را بیاموزیم.

از برجسته ترین مجموعه ادعیه‌ای که در اختیار مسلمانان قرار دارد، صحیفه سجادیه است که شامل 54 دعا از امام سجاد (علیه السلام) است. آن حضرت در صحیفه سجادیه و در دعای مکارم الاخلاق، درمان تکبر و خود بزرگ بینی را ذلت باطنی و به معنای دیگر، تواضع بیان می‌کند. تواضع به معنای شکسته نفسی است تا مانع شود انسان خود را از دیگران برتر ببیند. در فرازی از این دعا آمده است:

«خدایا! بر محمد و آلش درود فرست و من را میان مردم هیچ درجه‌ای بالا مبر؛ جز آن که مرا معادل آن، در نزد خودم پست گردانی.»(1)

از این فراز، می‌توان این گونه برداشت کرد که مقام ظاهری و دنیایی یا به عبارت دیگر، عزّت ظاهری ممکن است انسان را دچار خودبزرگ بینی و تکبر نماید و تواضعی را که چه بسا او نسبت به مردم رعایت می‌نمود، از یادش برده و سبب شود که آدمی از این پس، مردم را با چشم حقارت و پستی بنگرد.

مطلبی که در ادامه می‌خوانیم، ماجرای افسر متدینی است که در هنگام مطالعه ی همین فراز از دعای مکارم الاخلاق، سؤالی برایش پیش آمده بود. این افسر به خدمت یکی از بزرگان رسید و سؤالش را این چنین مطرح کرد:

"بعد از نماز صبح در حال مطالعه ی دعای مکارم الاخلاق بودم که عبارتی در دعا توجه ام را جلب کرد. در این عبارت، کلمه ی درجه آمده بود که در شغل ما تعیین کننده ی جایگاه افراد به حساب می‌آید؛ چرا که افسران نظامی با گرفتن درجه، رفعت مقام پیدا می‌کردند. در ذهنم این سؤال ایجاد شد آیا درجات نظامی ما و این تعبیری که در دعا از درجه شده با هم ارتباطی دارد؟ "

آن عالم در جواب، بیان داشت که: "درجه در این قسمت از دعا عزّت ظاهری و احترامی است که مردم نسبت به شخص عالی مقام می‌گذارند. اما به عنوان یک مصداق ساده، مفهوم این عبارت امام سجاد (علیه السلام) را می‌توان در کار شما این گونه بیان کرد:

مثلاً اگر درجه‌ای که شما دارید سرهنگی است، افراد عادی که به اطاق شما می‌آیند، باید در مقابل آنها متواضعانه بایستید به آنان دست بدهید و آنها را دعوت به نشستن کنید، وقتی نشستند، شما هم بنشینید. اگر ارتقاء درجه گرفتید و سرتیپ شدید، باید خضوع شما در نفستان بیشتر گردد و آنها را بیشتر احترام نمایید. وقتی فردی به شما مراجعه می‌کند، از پشت میز برخیزید، به خارج میز بیایید، با او دست بدهید و پس از نشستن او، شما هم بنشینید.

اگر درجه ی بالاتر گرفتید و سرلشگر شدید، باید فروتنی شما زیادتر گردد. از روی صندلی خود برخیزید تا وسط اطاق بیایید و با او دست بدهید. وقتی که نشست، شما هم روی صندلی مقابل او بنشینید و پشت میز نروید.

خلاصه هر قدر درجه ی ظاهری شما بالاتر رفت، خودتان در نزد خودتان کوچکتر و در باطنتان پست تر باشید. در این صورت است که مقام بالاتر، شما را از مسیر فضیلت منحرف نکرده و از وظایف انسانی و کرامت خُلق باز نمی‌دارد."

بنابر این عزت و محبوبیت ظاهری که بر اثر علل و رویداد هایی نصیب انسان می‌شود، از نعمت‌های خداوند است. کسی که از این نعمت برخوردار می‌گردد، باید قدرشناس آن باشد و به وظیفه دینی و عقلی خود عمل نماید و توجه کند که این نعمت همانند دیگر نعمتهای دنیا، موقت و زودگذر است. لذا از ابتدا باید به زوال آن بیاندیشد و از خداوند بخواهد که معادل این عزت ظاهری، او را پیش نفس خودش کوچک و ذلیل نماید.

بزرگترین ویژگی چنین عزتی که در کنارش احساس ذلت باشد، این است که مایه ی غرور نمی‌شود؛ چرا که انسان به خاطر دارد با یک تحول کوچک، ممکن است وضع دگرگون شود.

(برگرفته از کتاب "شرح و تفسیر دعای مکارم"، تألیف: "مرحوم حجة الإسلام محمد تفی فلسفی")

وبلاگ ای کلک فرارسیدن پنجم شعبان، سالروز میلاد

زینت عابدان و پیشوای ساجدان

امام چهارم شیعیان

امام علی بن الحسین (علیه السلام)

را به تمامی مسلمانان، به خصوص شما دوست گرامی تبریک و تهنیت می‌گوید.

تبریک شعبان المعظم

حلول ماه شعبان المعظم، ماه رسول اعظم (ص) بر همه جویندگان و پویندگان راه رستگاری مبارک باد

shaban0 تبریک شعبان المعظم

ماه شعبان یکی از عزیزترین ماه های اسلامی و یادآور خاطره های بزرگ است که از همه مهمتر خاطره میلاد سالار شهیدان کربلا، امام حسین (ع) در سوم ماه و میلاد فرخنده حضرت بقیة الله مهدی منتظر در پانزدهم ما که فضای این ماه را به بوی ولایت عطر آگین ساخته است.

در فضیلت این ماه همین بس که ماه پیامبر اکرم (ص) نامیده شده و هنگامی که آن حضرت هلال ماه را مشاهده می کرد دستور می داد کسی در سراسر مدینه ندا دهد که: ای مردم این ماه ماه من است خدا رحمت کند کسی که مرا بر ماه من یاری دهد، یعنی روزه بدارد.

مفایتح نوین، ۶۶۶

The Unschooled Messenger: Eid Mabas

باسمه تعالی

« رسول درس ناخوانده »

یکی از نکات روشن زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، این است که آن حضرت درس ناخوانده و مکتب نادیده بود و نزد هیچ معلمی نیاموخته و با هیچ نوشته و دفتر و کتابی آشنایی نداشت.

به طور کلی مردم حجاز، در آن عصر بی‏ سواد بوده و افرادی از آنها که می‏توانستند بخوانند و بنویسند، انگشت‏ شمار و انگشت نما بودند. پس ممکن نیست که شخصی در آن محیط، این فن را بیاموزد و در میان مردم به این صفت معروف‏ نشود.

از سوی دیگر، مخالفان‏ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز اگر چه در آن زمان او را به اخذ مطالب از دیگران متهم کردند، ولی ایشان را متهم ننمودند که چون با سواد است و خواندن و نوشتن‏ می‏داند، کتابهایی نزد خود دارد و در مطالبی که می‏آورد از آن کتابها استفاده‏ می نماید. یقینا اگر آن حضرت کوچکترین آشنایی با خواندن و نوشتن داشت، قطعا مورد این اتهام نیز واقع می‏شد.

لذا هیچ شاهدی وجود ندارد که ایشان حتی یک سطر خوانده و یا یک کلمه نوشته باشد؛ بلکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه گروهی "دبیر" داشت که این دبیران، نگارش وحی خدا، سخنان آن حضرت و موارد دیگر چون پیمان نامه‏های پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و نامه‏های‏ فراوان آن حضرت به اطراف و اکناف را بر عهده داشتند.

خاور شناسان و تاریخ نویسان غربی نیز - که غالباً با دیده انتقاد به تاریخ اسلامی می‏نگرند-  کوچکترین‏ نشانه‏ای بر سابقه خواندن و نوشتن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیافته اند. طبیعی است که اگر کوچکترین نشانه‏ای در این زمینه وجود می‏داشت، از نظر مورخان کنجکاو و منتقد غیر مسلمان پنهان نمی‏ماند. لذا بسیاری از ایشان اذعان کرده اند که‏ آن حضرت، مردی درس ناخوانده بود و از میان ملتی درس ناخوانده برخاست.

به عنوان نمونه، کارلایل در کتاب معروف خود می‏گوید: "یک چیز را نباید فراموش کنیم و آن اینکه محمد هیچ درسی از هیچ‏ استادی نیاموخته و در آن زمان صنعت خط، تازه در میان مردم عرب پیدا شده بود. به عقیده من حقیقت این است که محمد با خط و خواندن آشنا نبود و جز زندگی صحرا، چیزی نیاموخته بود."(1)

ویل دورانت نیز در تاریخ تمدن می‏گوید: "ظاهرا هیچ کس در این فکر نبود که به او خواندن و نوشتن بیاموزد. در آن موقع هنر نوشتن و خواندن در نظر عربها اهمیتی‏ نداشت. به همین جهت، در قبیله قریش بیش از هفده تن، کسی دیگر خواندن و نوشتن نمی‏دانست. لذا معلوم نیست که محمد شخصا چیزی‏ نوشته باشد. او برای پیامبری کاتب مخصوص داشت. با این وجود، معروف‏ترین و بلیغ‏ترین کتاب زبان عربی به زبان وی جاری شد و دقایق امور را بهتر از مردم آموزش دیده، شناخت."(2)

در نتیجه احدی از مورخان - مسلمان یا غیر مسلمان- مدعی نشده است که آن حضرت‏ در دوران کودکی، جوانی و یا دوران رسالت، نزد کسی خواندن یا نوشتن آموخته باشد.

حال باید به قضاوت نشست و به فراست دریافت که کتابی بلند مرتبه چون قرآن کریم، چگونه می‌تواند توسط شخص محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) به جهانیان ارایه شود؛ در حالیکه تاریخ گواهی می‌دهد وی نزد هیچ آموزگاری درس نیاموخته و در سرزمینی رشد یافته که از تمدن و دانش به دور بوده است. جوابی برای این معما نمی‌توان یافت مگر اینکه ایشان را مرتبط با حقیقتی فرا مادی و پیغام بری الهی بدانیم.

«برگرفته از کتاب "پیامبر امی"، تألیف: "استاد شهید مرتضی مطهرى(ره)"(همراه با تلخیص و اضافات)»

وبلاگ ای کلک فرارسیدن 27 رجب،

سرآغاز نزول قرآن و سالروز بعثت خاتم پیامبران،

حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)

را به تمامی آزادگان جهان، به خصوص شما دوست گرامی، تبریک و تهنیت می‌گوید.

 

بخوان به نام پروردگارت



وبلاگ ای کلک عید بزرگ مبعث را به همه بادیدکنندگان وبلاگ تبریک عرض می نماید


«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ * خَلَقَ الْانسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْانسَانَ مَا لَمْ یَعْلَم»
 (1)

و این چنین است که جمله آغازین آخرین کتاب آسمانی خالق، برای بشریت، آن هم هنگام اولین دفعه نزول بر آخرین سفیر، جمله ی «إقر» می باشد!


ادامه نوشته

امام خمینی سال ۵۷: امام موسی کاظم را ده سال حبس کردند چون مخالف دستگاه ظلم بود

امام با اشاره به زندگی ائمه (ع)، دلیل حبس امام موسی کاظم را خطرناک بودن ایشان برای دولت و قدرتمندان دانستند.

به گزارش جماران، در سال ۵۷ پیش از عزیمت به ایران، امام در دیدار با جمعی از ایرانیان و دانشجویان مقیم خارج در نوفل لوشاتو در خصوص ویژگی زندگی ائمه اظهار داشتند: ائمۀ ما ـ علیهم السلام ـ که همه‏ شان کشته شدند، برای این[بود]که همۀ اینها مخالف با دستگاه ظلم بودند. اگر امام های ما تو خانه‏ هایشان می‏ نشستند و عرض می ‏کنم، آنطوری که اینها می‏ گویند … مردم را دعوت می‏ کردند به بنی‏ امیه و بنی‏ عباس؛ اینها که محترم بودند، روی سرشان می‏گذاشتند آنها ائمه ما را، لکن آنها می‏دیدند هر یک از[ائمه]حالا که نمی‏تواند لشکرکشی کند، از باب اینکه مقتضیاتش فراهم نیست، دارد زیرزمینی اینها را از بین می‏ برد اینها را می‏گرفتند، حبس می‏کردند.

وی در ادامه گفته است: ده سال در حبس آنها بودند. برای نماز و روزه بود که حبس کردند حضرت موسی بن جعفر را؟ چون نماز می‏ خواند؟ چون روزه می‏گرفت؟ چون مردم را دعوت می‏کرد به[پیروی از]هارون‏ الرشید و …[که]شما بروید و با آنها بسازید؟ هرچه آنها ظلم می‏کنند شما حرف نزنید؟! یا قضیه این نبوده است آنها از باب اینکه می‏ دیدند این خطرناک است برای دولت خطرناک است، برای قدرتها اینها خطرناک بوده‏ اند برای اینها؛ از این جهت، اینطور شد که آنها را حبس کردند، کشتند،[اذیت]کردند، تبعید کردند

شهادت امام موسی کاظم(ع) را تسلیت عرض میکنم

روايتى از امام كاظم عليه السلام نقل شده است كه فرمود: كسى كه هر روز به محاسبه نفس نمى پردازد، از ما نيست . (در صورتى كه محاسبه كند) اگر عمل نيكويى از او سر زده باشد؛ از خداوند طلب زيادى اش كند و اگر عمل نادرستى از او سرزده باشد، استغفار نموده ، توبه كند.

وفات حضرت زینب(س) را تسلیت عرض میکنم


A Mysterious Attraction: B. Amir-al-Momenin Ali (as)


3.jpg (550×100) 

«جاذبه ای راز آلود»

از امتیازات عجیب نهج البلاغه این است که همانند منبع اصلیش قرآن کریم، على رغم کهنه و فرسوده شدن مکتبهاى گوناگون فکرى، سیاسى و اخلاقى با گذشت زمان، بیانات و تحلیلها و منطقش چنان تازه و شاداب است که گویى همین امروز و براى امروز و فردا، از زبان مولا امیر المؤمنین، على (علیه السلام) تراوش کرده است.

تمام کسانى که با نهج البلاغه سر و کار داشته و دارند - اعم از شیعیان و سایر علمای اسلامى و حتی دانشمندان مسیحى- بدون استثنا از جاذبه نیرومند نهج البلاغه سخن گفته‏اند و خود را تحت تأثیر و نفوذ آن دیده‏اند. این جاذبه نیرومند که در خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار امیر المؤمنین (علیه السلام) کاملا محسوس است، انگیزه اصلى گروهى از دانشمندان، براى شرح نهج البلاغه یا نوشتن کتاب و مقاله درباره شخصیت امیر المؤمنین (علیه السلام) بوده است.

اما به راستی سر این جاذبه در چیست؟ شاید مهمترین دلایل این جذبه را بتوان این گونه برشمرد:


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

روز پدر مبارک

سلام بابا جون
امیدوارم همیشه خوووووب باشی و سایه ات بالا سرم باشه
روز پدر رو بهت تبریک میگم



خدایـــا
!!!


به بزرگیـــــت قســـم.....


توعکس های دست جمعی....


جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار.....


آمیـــــن

و برای پدرانی ک اسیر خاکن ی صلوات بفرستین