نکاتی در خصوص خمیردندان

حین خرید خمیر دندان، لطفاً به این نکته  توجه داشته باشيد

https://fbcdn-sphotos-h-a.akamaihd.net/hphotos-ak-prn1/s403x403/994228_490796814349061_965778516_n.jpg
زمانیکه
شما خمیر دندان میخرید، اگر متوجه قوطی یا لوله خمیر شوید، در پائین آن به یکی از چهار رنگ زیر علامت ...گذاری شده است:اگر علامت رنگ سبز باشد: خمیر دندان از مواد طبیعی ساخته شده است.اگر علامت رنگ آبی باشد: خمیر دندان از مخلوطی از مواد طبیعی و ادویه جات ساخته شده است.اگر علامت رنگ سرخ قرمز باشد: خمیر دندان از مواد طبیعی و مواد کیمیاوی (شیمیایی) ساخته شده است.اگر علامت رنگ سیاه باشد: خمیر دندان کاملاً از مواد کیمیاوی (شیمیایی) ساخته شده است.شما فقط آن خمیر دندان را خریداری کنید که رنگ سبز یا آبی علامت گذاری شده است.

مراسـم خواستـگاری از دیــروز تـا امــروز



خواستگاری به معنای درخواست ازدواج است و عبارت از مجموعه تشریفاتی است که خانواده داماد برای درخواست ازدواج از خانواده دختر انجام می‌دهند. حالا تاریخچه رو ببینید که چی بوده و چی شده ...

در گذشته روش متداول برای انتخاب همسر اینگونه بود که نزدیکان داماد مثل مادر، خواهر و خلاصه زنان فامیل و همچنین زنانی که به یافتن دختر مناسب مشهور بودند و اصطلاحا در امر خیر پیش قدم بودند برای داماد به دنبال دختر مناسب می‌گشتند و بعد از اینکه از طرق مختلف و به لطایف الحیل از زیبایی، سلامتی و بدون عیب و ایراد بودن او اطمینان حاصل می‌کردند، نزد داماد رفته و آنچه از دختر می‌دانستند را به او می‌گفتند و اگر داماد موافقت می‌کرد و علاقه نشان می‌داد به همراه پدر و بزرگان فامیل به خانه دختر می‌رفتند و دختر را از پدرش خواستگاری می‌کردند و شیرینی می‌خوردند و روز بعد برای مراسم بله بران اقدام می‌کردند که مراسم بله بران شرح مفصل مخصوص به خود را دارد.

البته امروزه مراسم خواستگاری سنتی در بسیاری از فرهنگ‌های ایرانی دگرگون شده است و شکلی نوین به خود گرفته است. امروزه همانطور که می‌دانید بعد از اینکه پسر دختر مورد علاقه خود را به تنهایی یا به کمک دیگران پیدا کرد، موضوع را با خانواده و بزرگترهای خود در میان می‌گذارد تا با خانواده دختر تماس بگیرند و در صورت موافقت و صلاحدید طرفین، شبی را تعیین کنند تا برای خواستگاری و اصطلاحا "امر خیر" به منزل دختر بروند.

در شکل امروزی‌تر قضیه که الزاما همیشه هم موفق و صحیح نیست، ممکن است جوانان در محیط کار، دانشگاه و... با یکدیگر آشنا شوند و مدتی نیز با یکدیگر معاشرت داشته باشند و یکدیگر را با این رویکرد که آیا می‌توانند شریک زندگی هم باشند یا خیر، مورد ارزیابی قرار دهند. طی این مدت خانواده‌ها و بزرگترها در حاشیه منتظر می‌مانند تا جوانان خود تصمیم بگیرند.

گاهی این گونه معاشرت‌ها تا ماه‌ها به درازا می‌کشد و چنانچه دختر و پسر ارزیابی مثبت از یکدیگر داشتند، تازه به سراغ طی فرآیند خواستگاری به شکل سنتی می‌روند و اگر ارزیابی منفی بود، رابطه را قطع کرده و منتظر می‌مانند تا فرد دیگری را بیابند. این شکل از روابط در خانواده‌های امروزی جای خود را پیدا کرده است و در صورتی که کنترل شده و با اطلاع خانواده‌ها باشد و به احساسات و عواطف طرفین آسیبی نرسد و نیز منجر به سوء استفاده نشود، می‌تواند روش مناسبی باشد.

:: مقدمات خواستگاری

طبق آداب و رسوم ایرانی، ابتدا یک روز عصر مادر و خواهر بزرگتر داماد و یا یکی دیگر از زنان بزرگتر و صاحب نظر فامیل به اتفاق داماد به منزل دختر می‌روند برای باز شدن باب آشنایی و رفت و آمد. رسم برخی از مناطق بر این است که در این جلسه نیازی به گل و شیرینی از طرف داماد نیست.

البته در این خصوص تعیین کننده عرف آن منطقه است. این جلسه خیلی مختصر برگزار می‌شود و حرفهایی کلی درباره خصوصیات و وضعیت عروس و داماد (وضعیت تحصیلی، اجتماعی، اقتصادی، شغلی و.... عروس و داماد آینده) رد و بدل می‌شود و طرفین به این توافق می‌رسند که در جلسه‌ای مفصل تر برای خواستگاری رسمی به منزل عروس آینده بروند. بهتر است در این جلسه عروس و داماد کمتر صحبت کنند و اجازه بدهند بزرگترها بیشتر با هم آشنا شوند و خصوصیات عروس و داماد را برای هم تشریح کنند.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عشق به استقلاله دیگه!!!

سلام و عرض تبریک دارم به تمام ایرانیای عزیز


دیروز بعد از اینکه از کارم تعطیل شدم از ساعت 16 رفتم ورزشگاه آزادی واسه تماشای بازی استقلال ایران و بوریرام تایلند در مرحله یک چهارم نهایی جام باشگاههای آسیا

بازی ساعت 20:15 شروع میشد، قبل بازی آفتاب حسابی ورزشگاهو داغ کرده بود و تعدادی از تماشاچیان هم به کری خوندن واسه پرسپولیسیا مشغول بودند
تا ساعت 19 خسته کننده بود ولی از اون موقع دیگه بازیکنای دو تیم اومدند واسه گرم کردن خودشون، ورزشگاه هم تقریبا پر شده بود و تشویق هوداران استقلال شور و هیجان خاصی را به ورزشگاه آورده بود

بازیم سر موقع خودش شروع شد و استقلال دقیقه 3 با گل خسرو حیدری پیش افتاد و همه امیدوار شدند که یه بازی جذاب و پرگل از تیم محبوبشون میبیند اما کاملا برعکس شد
 اوایل نیمه دوم باز استقلال بهتر بود ولی دوباره تیم قدرتمند تایلندی بازی را در دست گرفت ولی خدارو شکر که استقلال برنده از بازی بیرون اومد و 95 هزار تماشاگر را ناراحت به خونه نفرستاد

انشاالله تو بازی برگشت بتونه یه نتیجه خوب بگیره و به نیمه نهایی صعود کنه و باعث سربلندی ایران عزیزمون بشه
ساعت 22:20 بازی تمام شد ولی من رسیدم خونه ساعت 00:15 بود یعنی روز بعد از بازی
ولی با تمام این اوصاف خوش گذشت،بعد بازی داداش یحیی را هم تو ورزشگاه دیدم و از ورزشگاه تا میدون آزادی هم باهم بودیم اما بعدش من اومدم خونه و ایشونم رفتند خوابگاه محل کلاسشون


متاسفانه دوربین همراه خودم نداشتم چندتا عکس از این بازی بگیرم و بذارم تو وبم
اینم تقدیم به پرسپولیسیای عزیز:
بازی با توپ آسیا ... حسرت پرسپولیسیا

خـنده بـازار دااااااااااااغ آخـر هـفته


SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون
SaliJooN.Info - گروه اینترنتی سالیجون

رتبه کنکور دختر عموم رو واسش اس ام اس کردن
اومده میگه : نمیدونم کی واسم شارژ ایرانسل فرستاده !!
.
افلاطون را گفتند چرا هرگز غمگین نمیشوی ؟
گفت :
نمیدانـــم 
.
کیه؟ کیه؟ کیه؟
کیه؟…………کیه؟
کیه؟
واکنش اعضای خانواده وقتی شما تلفن وجواب می دی
(نمیذارن نفست بالا بیاد)
.
بعضی هام هستن وقتی دست تو دماغشون میکنن
دهنشون کج میشه و ۱۱۶ تا عصب صورتشون درگیر میشه !
.
داشتم با تبلت پسر عموم “Angry Beards” بازی میکردم !
بابام اومد بقلم نشست ، یه سری تکون داد زیر لب گفت :
” آخرشم کفتر باز دیجیتالی شد”
تو یه روز سرد پیجامه گرمت رو می پوشی و می پری تو تختت
بالشت رو درست می کنی، پتو رو می کشی رو خودت
خودت رو اینور و اونور می کنی، یکمم خودت رو می کشی
حسابی که گرم شدی چشاتو می بندی که بخوابی …
یه دفعه می بینی چراغ اتاق رو یادت رفته خاموش کنی!
.
همسایمون اسمش “طلا”ست
توی “نقره” فروشی کار میکنه
تازگیارفته برنزه کرده…!
فکرکنم اخر با مِسی ازدواج کنه
بچه شم شکل استیلی میشه !
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

روش هایی عمـلی بـرای رسیـدن به آرامـش

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آیا از زندگی روزمره و فشارهای روانی که هر روز متحمل می شوید خسته شده اید؟ آیا می دانید برای رسیدن به آرامش درونی چه کار کنید؟ زندگی هر یک از ما انسان ها مملو از استرس ها، ترس ها و اضطراب هاست. گاه این استرس ها چنان شدید و زیاد می شوند که باورمان می شود زندگی فقط به همین صورت است و صورت دیگری ندارد. اما روان شناسان، روانکاوان و رفتارشناسان همگی بر این باورند که به رغم تمام این استرس ها و دلمشغولی ها می توان لحظاتی را خلق کرد که همراه با آرامش باشد. آنها برای رسیدن به این لحظات چهار نکته را پیشنهاد کرده اند.

1.
نقاط ضعف خود را بپذیرید

به گفته دومینیک میلر، روانکاو: "نگرانی یا اندوه همواره نشان دهنده امری واقعی است که در درون ما می گذرد. بهتر است به جای تلاش برای از بین بردن آنها، سعی کنیم علتشان را بفهمیم." درک عمیق منشأ اضطراب و کار کردن روی خود به ما امکان می دهد مسائل را روشن تر ببینیم. این روانکاو ادامه می دهد: "اگر لحظاتی توأم با آرامش داشته باشیم، می دانیم که این لحظات ادامه دار نیستند. در واقع، به دنبال نبود هرگونه تنش و کشش، درونی بودن اشتباه است و ناآگاهی از طبیعت درون را نشان می دهد، زیرا انسان در عمق وجود خود، آنقدر که مشتاق لحظات هیجان انگیز است، مشتاق آرامش نیست."


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

 ایـمنی کـدام خـودرو ایـرانی بیـشتر اسـت ؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

توجه به وضعیت ایمنی خودرو مثل انتخاب یک دندانپزشک مناسب است؛ شاید در روز اول وجودش آنچنان ضروری به نظر نرسد ولی حتی یک ایربگ اضافه می تواند نقش سوپرمن را هنگام تصادفات برای شما ایفا کند.
مسلما برایتان پیش آمده که هنگام خرید خودرو طیف وسیعی از سوالات گوناگون در ذهنتان رژه میرود و شما را با تردیدهای زیادی روبه رو میکند. تردیدهایی که اغلب ریشه ای اصولی و کارشناسانه نداشته و از طرف اطرافیان با سلیقه های مختلف به شما تحمیل می شوند. با این حال آنچه که در تمامی اظهار نظرها مشترک است توجه به وضعیت ایمنی خودروست. تا جایی که حتی خیلی ها خرید یک خودروی کارکرده با ایمنی بالاتر را به یک مدل صفر که از استانداردهای ایمنی لازم بدور است را ترجیح می دهند.

متاسفانه در ایران هم هیچ موسسه اختصاصی برای رتبه بندی و امتیازدهی به وضعیت ایمنی خودروها وجود ندارد و از سوی دیگر آمارهای منتشر شده هم آنچنان موثق نیستند و نمی توان با اطمینان کامل به آن ها رجوع کرد. با این حال دو راه پیش پای خریداران قرار می گیرد؛ یکی اعتماد به تجربیات شخصی سایر رانندگان است و دیگری توجه به امتیازات کسب شده از سوی خودروها در موسسات معتبر تست ایمنی.

یکی از قابل اتکاترین شرکت هایی هم که در این زمینه فعالیت می کند euroncap نام دارد که نتایج تمامی تحقیقات و تست های خود را با امتیازات کسب شده در سایت های مربوطه به اشتراک می گذارد. بد نیست بدانید اکثر خودروهای در حال تردد در کشور (به غیر از چند مدل خاص)، در اروپا یا آمریکا تست تصادف شده اند و از این نظر می توان نتایج به دست آمده را به عنوان کارشناسی معتبر هنگام خرید خودرو در نظر گرفت. ما هم در این ایمیل تعدادی از پرفروش ترین خودروهای داخلی را از لحاظ ایمنی برای شما لیست کرده ایم تا حداقل بدانید هر روز جان خود را به دست چه خودرویی می سپارید.


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

جمله های عاشقانه شب بخیر گفتن

شبت شیک
شبت بهشت
شبت رنگارنگ
شبت ستاره بارون
شبت پر خاطره

:: :: :: :: :: :: اس ام اس شب بخیر  :: :: :: :::: ::
 
امیدوارم امشب که می خوابی سفر زیبایی داشته باشی به دنیای رویاهاعزیزترینم،
تا برگردی به انتظارت بیدار میمونم . . .شبت بخیر
 
:: :: :: :: :: :: اس ام اس شب بخیر  :: :: :: :::: ::
 
ای گل سرخ پاییزم شبت به خیر عزیزم
بوسه به پات میریزم شبت به خیر عزیزم
وقت لالایی گفتنه تو خوب بخوابی عشق من
عشقو به پات میریزم شبت به خیر عزیزم
 
:: :: :: :: :: :: اس ام اس شب بخیر  :: :: :: :::: ::
 
ﻻ‌ﻻ‌ﯾﯽ ﻻ‌ ﻻ‌ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﺍﯼ ﮔﻞ ﻧﺎﺯﻡ
ﮐﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﺸﺎﯼ ﺗﻮ ﻗﺼﻪ ﻣﯽ ﺳﺎﺯﻡ
ﻻ‌ﻻ‌ﯾﯽ ﻻ‌ ﻻ‌ ﺑﺨﻮﺍﺏ ﺍﯼ ﮔﻞ ﺳﻮﺳﻦ
ﻫﻤﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﻭﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻦ…
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

نامه بسیارزیبا وتاثیرگذاریک مادربه فرزندخویش !

فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی صبور باش و مرا درک کن.
اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم صبور باش و به یاد بیاور که همین کارها را به تو یاد دادم.

اگر زمانی که صحبت میکنم حرفهایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و حرفهایم را قطع نکن و به حرفهایم گوش فرا ده، همانگونه که من در دوران کودکی به حرفهای تکراریت بارها و بارها با عشق گوش فرا دادم.

اگر زمانی را برای تعویض من میگذاری با عصبانیت این کار را نکن و به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، من نیز مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم.
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم پس خشمگین نشو اگر بارها و بارهای مطلبی را برای من تعریف میکنی.

وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن، زمانی را به یاد بیاور که مجبور میشدم با هزار و یک بهانه تو را وادار به حمام کردن کنم.
وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با لبخند تمسخر آمیز به من ننگر.

وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و صبر کن تا بیاد بیاورم، اگر نتوانستم بیاد بیاورم عصبانی نشو، برای من مهمترین چیز نه صحبت کردن ، که تنها با تو بودن و تو را برای شنیدن داشتن است.


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

نـه تـکنیک بـرای افـزایش و ایـجاد اعـتماد به نـفـس

اعتماد به نفس بالا می‌تواند شما را در هر زمینه ای از زندگی شگفت انگیز نشان دهد. از ظاهرتان گرفته تا حتی نحوهٔ خوابیدن شما. این نظریه اثبات شده است که افرادی با اعتماد به نفس بالا، موفق‌تر، شاد‌تر و از زندگی لذت بیشتری می‌برند.
در ادامه ۹ تکنیک برای افزایش اعتماد به نفس را برای شما شرح می‌دهیم:
از مقایسهٔ خود را دیگران دست بکشید.
۱- از مقایسهٔ خود را دیگران دست بکشید.
یکی از بهترین روش‌ها برای افزایش اعتماد به نفس این است که از مقایسهٔ خود با دیگران دست بردارید. مشکل اینجاست که شما فقط قسمت کوچکی از شخصیت آن فرد را که در حال مقایسه‌اش با خودتان هستید می‌بینید. هر شخص به صورت متفاوتی فکر می‌کند، درک می‌کند، احساس می‌کند و یاد می‌گیرد. شما تنها فرد در این جهان هستید که قابلیتی خاص دارید. منظور من توانایی‌های خارق‌العاده نیستند بلکه روش و راهی است که شما برای حل یک مسئله از آن استفاده می‌کنید. یادتان باشد هیچ دو اثر انگشتی یکسان نیستند. وقتی شما خود را با فرد دیگری مقایسه می‌کنید، در ذهنتان او را در تمام مسائل بهتر از خود می‌بینید. این کار به هیچ وجه روش خوبی برای ارزیابی خودتان نیست. به جای این کار بهتر است نگران این باشید که چقدر خودتان را دوست دارید. شما احتمالاً شگفت زده خواهید شد وقتی ببینید افرادی که خود را دوست دارند چقدر شاد تر از افرادی هستند که خود را دوست ندارند.
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

تصاویرمتحرک جالب ودیدنی !

حرکتی جالب

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

وقتی فضولی از حد بگذره ...

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif


ادامه نوشته

پندهاي زندگي


ساعت خوش کردن (نوشته شده توسط دکتر آخوندی)

دست اقای سلیمان جلالی مدیر پرانگیزه و تلاش گر سایت عالی فروی نیوز درد نکنه که با خبرهای به موقع و گزارش های خوب خودش ما شهروندان دور از شهر را در جریان اتفاقات و مسائل و حوادث فرخی قرار می ده. اگر قبلا ما که بیرون از فرخی بودیم برای اطلاع از اوضاع و احوال فرخی باید با خانواده و دوستان حاضر در آنجا تماس می گرفتیم و آخرین خبرها و گزارش ها را به دست می آوردیم، امروزه با تلاش آقای جلالی در فروی نیوز و البته برادران علوی در لابی نیوز، بروز بوده و حتی در بعضی مواقع زودتر از کسانی که در فرخی هستند نسبت به خبرها و گزارش ها اطلاع پیدا می کنیم و حتی در ریز اتفاقات نیز قرار می گیریم. و به همین خاطر دوستان و یا خانواده های درون فرخی به ماها زنگ می زنند و آخرین خبرهای آنجا را جویا می شند!!!؟؟؟ بهر حال تشکر میکنیم.

اما چیزی که باعث نگارش این متن شد دو گزارشی است که در این چند روز از ساعت خوش کردن در فرخی داشتیم. یکی از محمدآباد و یکی هم از اصحابیه. البته هنوز دشت و یا اصطلاح جدیدش کشتخوان فرخی ساعت خوش نکردن. با دیدن این گزارش ها و تصاویر اونها کلی خاطرات در ذهنمون رژه می رن و خودشون رو نشون می دن. اونایی که حدود ۲ دهه از سنشون می گذره خوب به خاطر دارن که در لرد پایین (این اصطلاح برا زمانی بود که فرخی روستا بود، الان شهر شده نمی دونم چی بش میگن) دو تا حوضخانه (استخر خیلی خیلی کوچک که بش میگفتیم حوضو!!) بود برای آب تنی و گذران اوقات فراغت در تابستان. و چقدر همون دوتا و خصوصا حوضو بزرگ برای ماها مفید بود. چرا که در همون ها شنا یاد می گرفتیم. البته شنا با سبکی خاص که در نظام های شنا و آموزش اون در دنیا هنوز روش کار نشده و می تونه به عنوان یک سبک معرفی بشه.(قابل توجه ورزش های همگانی فرخی) اینم که می گم سبک خاص شنا از نحوه نگاه دیگران وقتی در استخری، دریاچه ای، جایی برا شنا میریم به خوبی میشه فهمید. خیلی حاشیه نرم. بهر حال شنا و آب تنی در تابستان یکی از کارهای اصلی و واجب بود برای ماها. لطفش هم در این بود دوستان همکلاسی رو که از نیمه های خرداد دگه تو مدرسه نمی دیدیمشون اونجا می تونستیم ببینیم. آب تنی هر روز ظهر از طرف خانواده آزاد بود تا این موقع های سال که ساعت خوش می کردند. همین که ساعت خوش میکردند دگه اجازه آب تنی تعطیل میشد. وقتی دلیلشو می پرسیدیم می گفتند دیروز ساعت خوش کردن و دگه سرما می خورید.و وقتی دوباره اصرار می کردیم می گفتند اب سیاه شده و این نشانه اینه که هوا برگشته.(هوا سرد شده). و جالب این بود که از اون روز هر وقت به حوضو بزرگ می رفتیم میدیدیم بله آب سیاه شده. (رنگش به سیاهی گراییده). و این معمایی بود برا ما. با خود شرط می کردیم سال بعد از اول تابستون نگاه کنیم ببینیم آب سیاه هست یا نه. ولی یادمون می رفت. کی یادمون میومد همون روزی که ساعت خوش کرده بودند. ما که نمی فهمیدیم چه رابطه ای هست. ولی آب سیاه می شد و هوا هم خنک تر. خیلی جای سوال داشت که بالاخره کدوم یک از این دو یعنی کشاورزی که اون سال می خواست ساعت خوش کنه (که گویا اینم خودش ی قانونی داشت. هردم بیلی نبود هر کس بخواد بتونه) یا هوای خنک از هم دگه خبر داشتن؟ آخه خیلی هماهنگ بودن. همون روز ساعت خوش کردن هم آب سیاه می شد و هم هوا خنک.


منبع:http://akhondy.ir/?p=9068

بقیه متن در ادامه مطلب

ادامه نوشته

10 سرویس گوگل که اصلا نمیشناسید

نام گوگل این روزها بیش از هر چیز به خاطر موتور جستجوی قدرتمند و سیستم عامل اندروید برای موبایل شناخته شده است و معمولا کاربران را به یاد این دو سرویس قدرتمند می اندازد.

درست است که شاخص ترین خدمات گوگلی ها در نظر کاربران اینترنت همین دو سرویس موتور جستجو و اندروید هستند، اما جهت اطلاع شما گوگل خیلی فراتر از این دو سرویس فعالیت دارد.

در گزارش پیش رو به معرفی سرویس ها و خدماتی می پردازیم که گوگل ارائه می کند اما کمتر کسی درباره آنها اطلاعتات دارد:


1. Google Mars


 

این سرویس گوگل درست مثل گوگل ارث است با این تفاوت که با استفاده از گوگل مارس می توانید به رصد سیاره مریخ بپردازید


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

موفقیت غیر ممکن نیست، زمان می برد

شاید بار ها در مسیر زندگی به بیراهه برخورد کردید و عوامل گوناگون باعث دور شدن از هدفتان شدند اما به یاد داشته باشید که با صبر و شکیبایی هیچ موفقیتی دست نیافتنی نیست. هماننند عکس زیر!

موفقیت غیر ممکن نیست، زمان می برد (عکس)

همه چی در ای کلک



این دخترایی که میگن ما هرگز ازدواج نمی کنیم  
همون هایی بودن که سر سفره شام قهر می کردن

 نیم ساعت بعدش تو آشپزخونه شیش برابر می خوردن

دقت کردین تو مادرانه ... 
دست رها که شکسته بود از رو لباس گچ گرفتن ....
جداااااا این صدا سیما تکه....


ادامه نوشته

پارادایم چیست؟

" درمتن زیر نتیجه ی آزمایشات ِایجاد محدودیت برای برخی موجودات زنده عنوان شده، بسیار جالب است ، حتما بخوانید، براستی آنچه تا کنون درباره ناتوانیهای ما به ما گفته شده چه تاثیر عمیق و پنهانی بر ما و ذهن ما دارد:

  نتیجه آزمایشات بر حيوانات به سادگی به ما نشان می دهند که چطور محدوديتهای ذهنی تحميل شده از طرف محیط بر ما تاثیر می گذارد. آزمایشات انجام شده بر کَک، فيل و دلفين مثال خوبی هستند:

ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز می گيرند و خيلي خوب می پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند .اگر يک کک را در ظرفی قرار دهيم از آن بيرون می پرد . پس از مدتي روی ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقی رخ مي دهد .

کک می پرد و سرش به در ظرف می خورد و  پايين می افتد . دوباره می پرد و همان اتفاق مي افتد! اين کار مدتی تکرار میکند . سر انجام در ظرف را بر می داريم و کک دوباره می پرد ولی فقط تا همان ارتفاع! سرپوش برداشته شده درست است و محدوديت فيزيکي رفع شده است ولی کک فکر می کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد!

فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد .

پاي فيلهای سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند می بندند . بچه فيلها را با طنابهای بلند و فيلهای بزرگ را با طنابهای کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهای پرقدرت به سادگی می توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولی اين کار را نمي کنند !

علت اين است که آنها در بچگی طنابهای بلند را کشيده اند و سعی کرده اند خود را خلاص کنند و سرانجام روزی تسليم شده دست از اين کار کشيده اند!
از آن پس آنها تا انتهای طناب می روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند.

دکتر ادن رايل يک فيلم آموزشی در مورد محدوديتهای تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم "می توانيد بر خود غلبه کنيد " است

در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهی که غذای مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود .

دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار ميگيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد .

محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد .

از آنجا که نحوه ی عملکرد مغز جانوران از این نظر بسیار شبیه به هم است ما  می توانيم از اين آزمايشات بفهمیم که ما هم محدوديت هايی را می پذيريم که واقعی نيستند.

به ما می گويند يا ما به خود می گوييم نمي توان فلان کار را انجام داد و اين برای ما يک واقعيت می شود محدوديتهای ذهنی به محدوديتهای واقعی تبديل می شوند و به همان محکمی!

باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که:

چه مقدار از آنچه ما واقعيت می پنداريم، واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست؟!"

نمایش احساس با عکس


همین امروز باید خودم را گم کنم
بروم ثبت احوال و درخواست شناسنامه جدید کنم
فردا با مستعارم قرار بگذارم
که هیچ وقت بی قرارِ " من " نشود
باید بزنم زیرِ این "من "
و بعد بگردم دنبال " تو "
دنبالِ هر" تویی " غیر از " تو "

کریمخان زند


مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند. سربازان مانع ورودش می شوند. خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند. مرد به حضور خان زند می رسد. خان از وی می پرسد که چه شده است این چنین ناله و
فریاد می کنی؟
مرد با درشتی می گوید دزد ، همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم.
خان می پرسد وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟
مرد می گوید من خوابیده بودم.
خان می گوید خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟
مرد در این لحظه پاسخی می دهد آن چنان که استدلالش در تاریخ ماندگار می شود و سرمشق آزادی خواهان می شود .
مرد می گوید : چون فکر می کردم تو بیداری من خوابیده بودم!!!
خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران کنند. و در آخر می گوید این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم

فرخی(از 92/05/16 تا 92/05/19)

اواخر ماه مبارک رمضان بعد از 4 ماه (125روز) 4 روز رفتم به زادگاهم فرخی
4 روزی که خیلی خوش، ولی زود گذشت
بعد از 4 ماه دیدن خانواده و دوستانم تاثیر بسیار خوبی تو روحیه م گذاشت
چند تا عکس از خودم که تو سایت فروی نیوز و وبلاگ داش مصطفی درج شده را میذارم تا تو آلبوم وبم موجود باشه و چشم دوستان به جمال نازنینم روشن شه!!!




 از دوستان معذرت میخوام که تمام عکسها در اماکن مذهبی تهیه شده بود البته از بچه بسیجی انتظاری غیر از اینم نیست !!!

http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

بصیرت افزایی دینی و سیاسی

شرح خدمات: بصیرت افزایی دینی و سیاسی، تعلیم و تربیت دینی و تبلیغ مباحث اعتقادی و دینی، معرفی نهادها و مراکز و شخصیتهای سیاسی و انقلابی و مذهبی
مدت: یک سال

مبلغ: ناقابل پانصد میلیون تومان (سال 1390)
Inline image 1


- - - - - -
لازم به توضیح ست که زاکانی یکشنبه گفته بود ما هیچ وقت چنین مبلغی نگرفته‌ایم؛ اگر اسنادی دارید، حتماً این اسناد را منتشر کنید.
 بيچاره زاکاني که ميخواد بصيرت من و شمارو افزايش بده اونم با اين بودجه ناچيز که همش 9تا صفر جلوشه!!!

 اما خداییش کارهای توپی تو این مملکت میشه انجام داد با بودجه های نجومی که دوزار تخصص هم نخواد!! بعد میگن وضعیت اقتصادی کشور خرابه! اقتصاد به این لارجی کجای دنیا وجود داره؟!

بعد از مـاه رمضـان هم به فکـر سلامتـتان باشیـد



وقتی ماه مبارک رمضان به پایان می رسد و برنامه غذایی افراد به روزهای قبل برمی گردد، خیلی ها دچار مشکل می شوند و نمی دانند چطور باید برنامه خواب و خوراکشان را تنظیم کنند. عده ای پرخوری می کنند و سنگین می شوند و گروهی هم ترجیح می دهند چند روز اول را مثل ماه رمضان بگذرانند و هیچ چیزی نخورند.

متخصصان تغذیه، اما هیچ یک از این روش ها را تائید نمی کنند و نظر دیگری برای اصلاح برنامه غذایی پس از پایان ماه رمضان دارند. آن طور که دکتر لادن گیاهی، متخصص تغذیه به جام جم می گوید: زمانی که ماه مبارک رمضان به پایان می رسد، برنامه های غذایی خانواده ها هم به روال عادی و آنچه پیش از این ماه بوده است، برمی گردد. با این حال، خوب است توجه داشته باشیم و عادات خوبی را که در طول ماه رمضان به دست آورده ایم، حفظ کنیم و مراقب تغذیه صحیح پس از این ماه نیز باشیم.

وی با اشاره به این که افراد به سه گروه مختلف تقسیم می شوند و هر یک باید برنامه غذایی و فعالیت های بدنی خاصی را در نظر داشته باشند، می گوید:

گروه اول؛ کسانی که در طول ماه رمضان از مواد غذایی مناسب برای وعده های سحر و افطار استفاده کرده اند

به اندازه کافی میوه و سبزیجات مصرف کرده و به فکر تامین مواد غذایی و مایعات مورد نیاز بدن هم بوده اند. بنابراین طبیعی است که این افراد در پایان ماه رمضان احساس کنند سبک تر از اوایل ماه هستند و کمی هم اندازه دور کمر یا دور سینه شان کاهش یابد. این افراد کسانی هستند که باید به آنها تبریک گفت، چون با رعایت برنامه غذایی صحیح به حفظ سلامت شان کمک کرده اند و آن طور که این متخصص تغذیه می گوید روزه داری صحیح موجب شده است سموم بدن این افراد تا حدی دفع شود، وضع چربی های خونشان بهتر شده و اگر دچار کبد چرب بوده اند حتما پس از پایان ماه رمضان وضع بهتری پیدا کرده اند.

بنابراین خوب است این گروه از روزه داران، توجه داشته باشند که سطح سوخت و ساز بدنشان نسبت به قبل از ماه رمضان کمتر شده است. به این معنی که با دریافت مقدار مشخصی انرژی که قبل از ماه رمضان هم دریافت می کرده اند و ممکن بود اضافه وزن پیدا نکنند، حالا شاید دچار اضافه وزن شوند. بنابراین باید به این مساله توجه داشته باشیم که سوخت و سوز بدن کاهش می یابد و به همین دلیل نیازی نیست پرخوری کنید تا چاق شوید، فقط کافی است کمی بیشتر از حد معمول روزهای قبل غذا مصرف کنید تا در هفته های اول پس از ماه رمضان چاق شوید.

دکتر گیاهی برای پیروی از یک برنامه غذایی صحیح، به این افراد توصیه می کند: نباید بگذارید مدتی طولانی گرسنه بمانید. چون گرسنگی طولانی مدت باعث می شود سوخت و ساز بدن افت بیشتری پیدا کند. بنابراین حتما باید بین وعده های اصلی غذا، میان وعده هایی کوچک و مقوی نیز در نظر بگیرید.


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

راهکارهایی برای تشخیص برخی تقلبها در صنایع غذایی

تشخیص عسل خوب از بد


 --- برای تشخیص عسل ؛ سر گوگرد دار چوب کبریت را وارد عسل کرده(آغشته به عسل)
سپس با فندک سعی کنید آنرا آتش بزنید . اگر روشن نشد عسل خوبی خریدید

--- یا با قاشق مقداری از آنرا در ظرف آب سرد بریزید طوری که با فاصله از اب وارد اب شود
اگر مستقیم (اصطلاحا نخ عسل) در یک جا جمع شد عسل مرغوبیست

--- یا ظرف شیشه ای حاوی عسل را جلوی نور بگیرید اگر نور براحتی از ان عبور کرد عسل خوبی نیست ، باید تیره باشد
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

  خــــــنده بازار دااااااااااغ آخر هفته.....



بچه که بودم یه بار مامانم خواست منو تنبیه مدرن کنه
منو تو انباری زندونی کرد منم اون تو شروع کردم به آواز خواندن با صدای بلند
یهو دیدم در باز شد مامانم با لوله جاروبرقی اومد دوباره منو تنبیه سنتی کرد!
.
.
من از بچگی ۱ستاره رو نشون کردم تو آسمون
میگفتم این ستاره منه وقتی فهمیدم چراغ دکل مخابراته کمرم شکست 
.
.
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﺪﺭ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﻣﻘﺼﺮ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﻭﻟﯽ ﺍﮔﻪ ﭘﺪﺭ ﺯﻥ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﻨﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﻘﺼﺮﯼ!
پیام اخلاقی سریال مادرانه
.
.
بابام رفته مسافرت، هر شب ساعت ۲ اس ام اس می زنه بهم:
پاشو کولر رو خاموش کن!
.
.
دارم به این فکر میکنم که :
آﺩﻡ ﻣﯿﺘﻮﻧﻪ ﯾﻪ ﺯﻥ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﺑﮕﯿﺮﻩ
ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﻭ ﺟﺮﺍﺣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﻗﻄﻌﺎﺗﺶ ﺭو ﺑﺪﻩ
ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺍﺭﺯﻭﻧﺘﺮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ !
.
.
یه روز بابا اسفنجی میره مصاحبه جلو جنسیت مینویسه سایر موارد :دی
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

واکنش مردم در شبکه های اجتماعی به نطق های این روزهای مجلس؛ شبحی که آرام آرام ایران را فتح می کند

روند تشکیل دولت که از ثبت نام هاشمی رفسنجانی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری آغاز شد و با رد صلاحیت رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و کمپین های انتخاباتی و بعد از آن مناظره ها به اوج رسیده بود این روزها در آخرین مرحله ی خود به گرفتن رای اعتماد وزرای کابینه از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسیده است.

جلساتی که امروز در سومین روز خود، میلیون ها مخاطب ایرانی را پای گیرنده های تلویزیون نشانده و علاقه مندان را پیگیر در شبکه های اجتماعی به نکته سنجی و اظهار نظر می کشاند، بعد از چهار سال دوباره اثبات کرد که جنبش سبز زنده است و رهبران و فعالان آن همچنان خار چشم آنان که مدت هاست تلاش می کنند بگویند جنبش سبز مرده است و فعالان و رهبران آن از یادها رفته اند.

نمایندگان مجلسی که با چشم بر دهان و گوش به فرمان بودن خود این روزها بزرگترین خدمت را به تاریخ کشور و آیندگان کردند که اگر چشم فتنه در ۹ دی کور شده بود چرا هنوز از وزیر شدن کسی وحشتزده می شوند چرا به خانواده ی آسیب دیدگان حوادث و سرکوب های پس از انتخابات سر زده است؟

گوشه ای از پست های کاربران شبکه های اجتماعی را با هم می خوانیم:

این فتنه فتنه حضرات تندروی اصولگرا چیزی است در قد و اندازه اقدام حاج میرزا آغاسی وزیر بی کفایت ناصری در حفر چاه که اگر آب نداشت برای مملکت، برای خیلی ها اما نان داشت

* * *

یادش بخیر. ۱۶ سال پیش در چنین دقایقی در پس حملات تند راست های مجلس پنجم به کابینه معرفی شده محمد خاتمی و بویژه عطاء الله مهاجرانی، سیدمحمود دعایی پشت تریبون رفت و آنچنان دفاع جانانه ای از مهاجرانی نمود که مجید انصاری در مقام رییس فراکسیون اقلیت با خاطری آرام و راحت روانه تریبون گردید.

جای یک رییس فراکسیون اقلیت مقتدر امروز در مجلس به شدت خالی است.

* * *

از «مهدی هاشمی٬ آقازاده‌ی دله دزد» تا «دستمال‌کشِ دولت» این‌ها شده ادبیات نمایندگان ملت در مجلس٬ واقعاً مجلسه داریم؟

حکیمی: صلاحیت آقای روحانی در شورای نگهبان با یک درجه تخفیف تایید شده است. یک درجه تخفیف در تایید صلاحیت چیه دیگه؟ مگه حکم اعدامه


یاد مجلس هفتم افتادم و رفتن احمدی‌نژاد به مجلس برای تقدیم لایحه‌ی بودجه. نماینده‌هه پریده بود پشت تریبون، حمله کرده بود به لیوان آب احمدی‌نژاد، ته‌مانده‌ی آب لیوانش را سر کشیده بود و بعدش چند قطره‌ی باقی‌مانده را شالاپ شولوپ پاشیده بود روی لباس خودش، و زودی گفته بود این آب تبرک است. خواستم بگویم ما دسته‌گل‌های این حضرات را یادمان نرفته. با ژانگولربازی‌های امروزشان کُرک و پَرمان نمی‌ریزد دیگر. 

* * *

خلاصه ی تمام جلسات این روزهای مجلس: فتنه هنوز زنده است
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

اس ام اس های عاشقانه جدید


گروه اینترنتی خورشید

باور کن
“من” تنهاترین ضمیر دنیاست و “ او ” خوشبخت ترین ضمیر دنیا
چون “ تو ” را دارد . .
* * * * * *
سخت است
“او” کردنِ “تویى” که همه زندگى “من” بود !
* * * * * *
ﻫﻤــــﻮﻥ ‫‏ﭼﻨﺪ‬ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ
ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ
ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ
ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ
ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . .
* * * * * *
بزرگترین روانشناسان دنیایند ، دو چشمت
این قدر که امیدوارم می کنند ، به زندگی . .
* * * * * *
لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان را
روایت می کند چشمانت آهوی خراسان را
من از هر جای دنیا هرکه هستم عاشقت هستم
به مهرت بسته ام دل را ، به دستت داده ام جان را . .
* * * * * *
به من شلیک کن
حتی اگر به هدف هم نزنی
برایت خواهم مرد . .
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

عاشقانه

قشنگ یعنی چه‌؟
قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه‌ی اشکال
و عشق
تنها عشق
تورا به گرمی یک سیب می‌کند مانوس


سهراب سپهری

هوش احساسی عشق شماچقدراست ؟(تست)

همه مادر مورد ضریب هوشی (IQ) شنیده ایم و شاید تست هایی نیز در این زمینه داده باشیم. اما احتمال دارد برخی افراد چیزی در مورد هوش احساسی یا EQ نشنیده باشند. ای‌کیو در واقع هوشمندی احساسی افراد را اندازه می گیرد و توانایی ما برای درک احساسات و نیازهای روحی خود و اطرافیان است.

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید


بر اساس آخرین مطالعات صورت گرفته در اروپا، افرادی که هوش احساسی بالایی دارند، از روابط احساسی خود رضایت کامل دارند و اصولا والدینی دارند که آنها نیز از نظر احساسی راضی و خوشحال هستند.

برای اینکه بدانید هوشمندی احساسی نامزد/همسرشما چقدر است، تست زیر را انجام دهید.



1. نامزد خود را به دوستان خود معرفی می کنید و نامزد شما:

a. در خانه احساس راحتی می کند.
b. چند دقیقه زمان می برد تا شرایط را درک کند اما سرانجام با موقعیت کنار می آید و لحظه های خوبی در کنار دوستان دارید.
c. مبادی آداب است و در این جلسه دوستانه به هیچ وجه راحت نیست خیلی نزدیک شما باشد.
d. از تماس مستقیم نگاه ها فرار می کند.


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

داستانکی زیبااز یک دختربچه گل فروش !

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...
منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!
ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!
حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!
یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید
تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...

9 کلید طلایی آرامش در لحظات سخت

در طول دهه گذشته من و یکی از دوستانم مراحل سخت و دشواری را طی نمودیم از جمله مرگ ناگهانی یکی از اقوام درجه یک ، از دست دادن یکی از دوستان صمیمی بر اثر بیماری و یا مشکل تامین خرج و مخارج در اثر بیکاری تجربیاتی بی رحمانه بودند که با آنها دست و پنجه نرم می کردیم. هر کدام از این تجربیات به طرز ی باور نکردنی برای برهه ای از زمان روحیه ما را حسابی به زمین زد. اما این تجربیات ما را قوی تر کرده و ما را به سوی آینده سوق داد و باعث شد که برای زندگی ارزش بیشتری قائل شویم.در ادامه شما را با چند درسی که در زندگی فرا گرفتیم آشنا کرده و به شما روش های به آرامش رسیدن در زمان بروز سختی ها را نشان می دهیم.

 1- همواره به خود اعتماد کنید 

گاهی وقتها بد نیست که به این مساله فکر کنید که باید به خود اعتماد داشته باشید این فکر روحیه شما را بهتر کرده و به شما آرامش می دهد. این مساله را همیشه صبح ها به خود یاد آوری کنید. برای اینکهاعتماد ، در نهایت تنها چیزی است که به شما کمک می کند. با همه اعتماد به نفسی که دارید همه سعی و تلاش خود را انجام دهید . و سپس یک قدم با اعتماد بنفس به سمت آینده بردارید. زندگی شما را رها نمی کند. عشق ، پشتکار و تلاش زیاد در صورتی که با همدیگر همراه شوند به ندرت یک شخص را در مسیر زندگی تنها می گذارند.اگر به توانایی های خود اعتماد داشته باشید، اگر مسیر درستی را انتخاب کرده باشید، اگر همه اشتیاق خود را به مرحله عمل برسانید, در نهایت به مقصود و هدف خود خواهید رسید. به عبارت دیگر به محض اینکه به خود اعتماد کنید ، یاد می گیرید که چگونه از پس مشکلات خود بر آیید و به مسیر رشد وارد شوید.

 2- روی آن چیزهایی که فرا گرفته اید، تمرکز کنید 

اشتباهات و عقب نشینی کردن می توانند شکلی از تمرین کردن درس های زندگی باشند.
اگر مسیر زندگی ساده و بدون خطر باشد ، احتمال رفتن به مسیر اشتباه زیاد می شود. مشکلات مسیر هر آنچه که نیاز دارید را به شما یاد می دهد . بعضی وقتها برای رسیدن به راه درست باید از مسیر سخت عبور کنیم.بعضی وقتها لازم است که قبل از حرکت یک یا دو تایر ماشین را عوض کنیم.
قرار نیست سفر شما خیلی آسان باشد ، باید جوری باشد که ارزشش را داشته باشد. درگیر نشدن با مشکلات مساوی است با درجا زدن و رشد نکردن. هیچ مسیر صاف و همواری وجود ندارد که ارزش زیادی داشته باشد.

http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

رمـز و راز واژه های زشـت و زیـبا در زنـدگی !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عاقلانه ترین کلمه "
احتیاط" است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه "محدودیت" است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود

سخت ترین کلمه "غیر ممکن" است
اصلا وجود ندارد

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است
مواظب پل های پشت سرت باش
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

نمایش احساس با عکس

هزار بار هم حاضرم برگردم به کودکی و باز بزرگ شوم
با اینکه سخت ترین کار دنیاست
فقط به عشقِ دستــــان مهربانِ پــــدر

همه چیز از یک جفت جوراب زنانه شروع شد

همه چیز از یک جفت جوراب زنانه شروع شد
هوس زن گرفتن به سرم زده بود. دوست داشتم وضع مالی خانواده همسرم پایین‌تر از خانواده خودم باشد تا بتوانم زندگی بهتری برایش فراهم کنم. مادرم چنین دختری برایم در نظر گرفته بود.  نمی‌دانم این خبر چگونه به گوش رئیسم رسید چون به صرف نهار دعوتم کرد تا نصیحتم کند. اسم رئیس من عاصم است اما کارمندان به او می‌گویند عاصم جورابی! 
سر ساعت به رستوران رفتم. رئیس تا مرا دید گفت: «چون جوان خوب و نجیب و سربه‌راهی هستی می‌خوام نصیحتت کنم.» بعد هم گفت: «مبادا به سرت بزنه و بخوای واسه زنت وضع بهتری فراهم کنی!» و ادامه داد: «اگه به حرفم گوش نکنی مثل من بدبخت می‌شی. همونطور که من بدبخت شدم و حالا بهم می‌گن عاصم جورابی!»
پرسیدم: «جناب رییس چرا شما رو عاصم جورابی صدا می‌کنن؟»
جواب داد: «چون بدبختی من از یه جفت جوراب شروع شد» و بعد داستان زندگی اش را برایم تعریف کرد:
وقتی خواستم زن بگیرم با خودم گفتم باید دختری از خانواده طبقه پایین بگیرم که با دارو ندارم بسازه و توقع زیادی نداشته باشه. واسه همین یه دختر بیست و یک ساله به اسم صباحت انتخاب کردم. جهیزیه نداشت. باباش یک کارمند ساده بود. چهره چندان جذابی هم نداشت و من به خاطر انتخابم خوشحال بودم. صباحت زن زندگی بود. بهش می‌گفتم امشب بریم رستوران؟ می‌گفت نه چرا پول خرج کنیم؟ می‌گفتم: صباحت جان لباس بخرم؟ می‌گفت: مگه شخصیت آدم به لباسه؟
تا اینکه براش به زور یه جفت جوراب خوشگل خریدم. دو ماه گذشت اما همسرم جوراب نو رو نپوشید. یه‌ روز گفتم عزیزم چرا جوراب تازه‌ات رو نمی‌پوشی؟ با خجالت جواب داد: آخه این جورابا با کفشای کهنه‌ام جور در نمیاد! به زور بردمش بیرون و براش یه جفت کفش نو خریدم. فرداش که می‌خواستیم بریم مهمونی باز کفش و جوراب رو نپوشید. بهش گفتم چرا تو کفش و جورابتو گذاشتی توی صندوق و نمی‌پوشی؟ جواب داد: آخه لباسام با کفش و جورابم جور در نمیاد! همون‌روز یک دست لباس براش گرفتم. اما همسرم باز نپوشید. دلیلش هم این بود: این لباسا با بلوز کهنه جور در نمیان! رفتم دو تا بلوز خوب هم خریدم. ایندفعه روسری خواست. روسری رو که خریدم دیگه چیزی کم و کسر نداشت اما این تازه اول کار بود! چون جوراباش کهنه شدن و پیرهنش هم از مد افتاد و از اول شروع کردم به خریدن کم و کسری‌های خانوم! تا اینکه یه روز دیدم اخماش رفته تو هم. پرسیدم چته؟ گفت این موها با لباسام جور نیست. قرار شد هفته‌ای یه بار بره آرایشگاه. بعد از مدتی دیدم صباحت به فکر رفته. بهم گفت: اسباب و اثاثیه خونه قدیمی شده و با خودمون جور درنمیاد. عوض کردن اثاثیه خونه ساده نبود اما به خاطر همسر کم توقعم عوضش کردم. مبل و پرده و میز ناهارخوری و خلاصه همه اثاثیه خونه عوض شد. صباحت توی خونه باباش رادیو هم ندیده بود اما توی خونه من شب‌ها تلویزیون می‌دید! 
چند روز بعد از قدیمی بودن خونه و کثیفی محله حرف زد. یک آپارتمان شیک تو یکی از خیابونای بالاشهر گرفتم. اما این بار اثاثیه با آپارتمان جدید جور نبود! دوباره اثاثیه رو عوض کردم. بعد از دو سه ماه دیدم صباحت باز اخم کرده. پرسیدم دیگه چرا ناراحتی؟ طبق معمول روش نمی‌شد بگه اما یه جورایی فهموند که ماشین می‌خواد! با کلی قرض و قوله یه ماشین هم واسه خانوم خریدم. حالا دیگه با اون دختری که زمانی زن ایده‌ال من بود نمی‌شد حرف هم زد! از همه خوشگلا خوشگل‌تر بود! کارش شده بود استخر و سینما و آرایشگاه و پارتی! دختری که تو خونه باباش آب هم گیر نمیاورد تو خونه من ویسکی می‌خورد. مدام زیر لب می‌گفت: آدم باید همه چیزش با هم متناسب باشه! 
اوایل نمی‌دونستم منظورش چیه چون کم و کسری نداشت. خونه، زندگی، ماشین، اثاثیه و بقیه چیزا رو که داشت. اما بعد از مدتی فهمیدم چیزی که در زندگی صباحت خانوم کهنه شده و با بقیه چیزا جور درنمیاد خودم هستم! مجبور شدم طلاقش بدم. خانه و ماشین و اثاثیه و هرچی که داشتم با خودش برد. تنها چیزی که برام موند همین لقب عاصم جورابی بود! یه جفت جوراب باعث شد که همه چی بهم بخوره. کاش دستم می‌شکست و براش جوراب نمی‌گرفتم!

جملاتی الهام بخش از بزرگان


مرا بغل کن


روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کرد براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: «مرا بغل کن.»

زن پرسید: «چه کار کنم؟» و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند.

شوهرش با تعجب پرسید: «چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم.»

زن جواب داد: «دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.»

شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى «مرا بغل کن» چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است. عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید.

زنـدگی در حاشیـه ...



شعر بسیار زیبا و معنی گرای زیر سروده ی شاعر فقید دزفولی مرحوم قیصر امین پور است که در کتاب بی بال پریدن آمده است. روح این شاعر بزرگوار شاد باد.


ما حاشیه نشین هستیم.
مادرم می گوید: "پدرت هم حاشیه نشین بود، در حاشیه به دنیا آمد، در حاشیه جان کند و در حاشیه مرد."
من هم در حاشیه به دنیا آمده ام، ولی نمی خواهم در حاشیه بمیرم!
برادرم در حاشیه ی بیمارستان مرد.
خواهرم همیشه مریض است. همیشه گریه می کند، گاهی در حاشیه ی گریه، کمی هم می خندد.
مادرم می گوید: "سرنوشت ما را هم در حاشیه ی صفحه ی تقدیر نوشته اند."
او هر شب ستاره ی بخت مرا که در حاشیه ی آسمان سوسو می زند به من نشان می دهد.
ولی من می گویم: "این ستاره ی من نیست."
من در حاشیه به دنیا آمدم، در حاشیه بازی کردم.
همراه با سگها و گربه ها و مگس ها در حاشیه ی زباله ها گشته ام تا چیز به درد بخوری پیدا کنم.
من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم.
در مدرسه گفتند: "جا نداریم."
مادرم گریه کرد. مدیر مدرسه گفت: "آقای ناظم اسمش را در حاشیه ی دفتر بنویس تا ببینیم!"
من در حاشیه ی روز، به مدرسه ی شبانه می روم.
در حاشیه ی کلاس می نشینم.
در حاشیه ی مدرسه می نشینم و توپ بازی بچه ها را نگاه می کنم، چون لباسم همرنگ بچه ها نیست.
من روزها در حاشیه ی خیابان کار می کنم و بعضی شبها در حاشیه ی پیاده رو می خوابم.
من پاییز کار می کنم، زمستان کار می کنم، بهار کار می کنم، تابستان کار می کنم و در حاشیه ی کار، زندگی می کنم.
من سواد دارم ولی معنی بعضی کلمات را خوب نمی فهمم.
مثلا کلمه "تعطیلات" و "تفریح" و خیلی از کلمات دیگر را که در کتاب ها نوشته اند.
از پدرم هم پرسیدم ولی سواد نداشت!
من در حاشیه ی شهر زندگی می کنم.
من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم.
من در مدسه آموخته ام که زمین مثل توپ گرد است و می چرخد.
اگر من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم، پس چطور پایم نمی لغزد و در عمق فضا پرتاب نمی شوم؟
زندگی در حاشیه ی زمین خیلی سخت است.
حاشیه بر لب پرتگاه است، آدم ممکن است بلغزد و سقوط کند.
من حاشیه نشین هستم.
ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.
از معلم پرسیدم: "حاشیه یعنی چه؟"
گفت:"حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیزی، مثل کناره ی لباس یا کتاب، مثلاً بعضی از کتابها حاشیه دارند و بعضی از کلمات کتاب را در حاشیه می نویسند؛ یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آنجا می ریزند."
من گفتم: "مگر آدمها زباله هستند که بعضی از آنها را در حاشیه ی شهر ریخته اند؟"
معلم چیزی نگفت.
من حاشیه نشین هستم.
به مسجد می روم، در حاشیه ی مسجد نماز می خوانم، نزدیک کفشها؛ در حاشیه جلسه قرآن، قرآن خواندن را یاد گرفته ام.
قرآن کتاب خوبی است. قرآن ما حاشیه ندارد. هیچ کلمه ای را در حاشیه ی آن ننوشته اند.
اگر هم گاهی کلماتی در حاشیه آن باشند، آن کلمات حاشیه هم مثل کلمات دیگر عزیز و خوبند.
من قرآن را دوست دارم، خوب است همه چیز مثل قرآن خوب باشد.

« روز پاداش »


« روز پاداش »

همانطوری که پایان هر روز ماه مبارک رمضان با افطار است، روز عید فطر هم افطاری است که در پایان کل ماه مبارک رمضان قرار دارد. روز عید فطر، روزی است که خدای سبحان آن را عید رسمی مؤمنین قرار داد. این مطلب از دعای نورانی امام سجاد (علیه السلام) در وداع ماه مبارک رمضان و همچنین از دعاهای قنوت نماز عید فطر برداشت می‌شود؛ چون تعابیری نظیر "آنرا برای مسلمین عید قرار دادی"(1) و یا "عیدی برای مومنین"(2) به عید فطر اشاره دارد.

اما نکته مهم، آن است که عید لزوما به معنای نشاط و سرور نیست، چون در صحیفه سجادیّه در مورد عید فطر عبارت "عید و سرور"(3) به کار رفته و دو لغت "عید" و "سرور"، به صورت جداگانه مطرح شده اند. ریشه عید، از مصدر عربی "عادَ" و "عود" به معنای بازگشت و رجوع مجدد است و لغت "معاد" نیز از همین ریشه است. همچنین نام مبارک "مُعید"(4) که از اسامی خدای سبحان است، بیانگر این نکته است که او کسی است که برمی گرداند و رجوع می‌دهد.

با این توضیح، روشن می‌شود که روز عید هم، روز رجوع به خدا و بازگشت به اوست. لذا در دستورها و آداب مربوط به این روز آمده است که وقتی از منزل هایتان به سمت محل نماز عید فطر بیرون می‌روید، حالت زنده شدن از قبر را در نظر بگیرید.(5) این حرکت در حقیقت ترسیمی از معاد و بازگشت به سوی خداست.

کسانی که ماه مبارک رمضان را روزه گرفتند و توفیق انجام وظیفه را داشتند، در این روز به خدا بر می‌گردند و پاداش خود را از خدای سبحان دریافت می‌کنند. لذا شب عید فطر و روز عید فطر به عنوان "لیلة الجوائز"(6) یا "یوم الجوائز"(7)، یعنی شب و روز جایزه‌ها توصیف شده اند.

در این میان، نکته حائز اهمیت آنست که کسانی که به انجام وظایف در این ماه پر فیض موفّق شده اند، متناسب با عمل خود پاداش دریافت می‌کنند. آنها که از ترس آتش دوزخ روزه گرفتند، یا شب‌های این ماه را زنده نگه داشتند، جایزه‌ ای که از طرف خدا از فرشتگان الهی دریافت می‌کنند، نجات از آتش است.

آنهایی که برای رسیدن به بهشت، وظایف ماه مبارک رمضان را انجام دادند، جایزه‌ای که از طرف خدا از فرشتگان رحمت دریافت می‌کنند، وصول به بهشت است.

در نهایت، آنهایی که از روی شوق و محبت به خدا و شکرانه نعمتهای او عبادت کردند، بازگشتشان به سمت خود خدای سبحان است و جایزه را از او دریافت می‌کنند که این جایزه محبوب شدن است. این افراد به مقام شامخ محبّت می رسند و محبوب خداوند می ‌شوند. چنین افرادی که محبوب خدا هستند، هم از گزند دوزخ در امانند و هم از بهشت الهی برخوردار می‌شوند و هم به مقام شامخ محبت رسیده اند.

بنابر این، هر سه گروه از افرادی که خدا را در این ماه عبادت کردند، به سوی او بر می‌ گردند؛ اما هر گروه، پاداش خاصّ خود را بر اساس نیت و عملکرد خویش دریافت می‌کنند.

امیدواریم که در این روز از پاداشی که خداوند به بندگان صالح خود عطا می‌کند بهره مند شویم.

«برگرفته از بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی به مناسبت عید سعید فطر(8) (با برخی تغییرات)»

وبلاگ ای کلک فرارسیدن

هنگامه بازگشت به خدا و روز دریافت جوایز یک ماه عبادت و بندگی،

عید سعید فطر

را به همه مسلمانان، خصوصا شما دوست عزیز تبریک و تهنیت عرض می‌نماید.

ادامه نوشته

مردهاراخوب بشناسید !

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

مردان همیشه از انتظاراتی كه از زنان دارند سخن می‌گویند و برخی از زنان هم می‌گویند توقع و انتظار دو طرفه است و نباید فقط زن از شوهر یا شوهر از زن توقع داشته باشد. برخی از انتظارات كه مردان از زنان دارند بجا و برخی كمی غیر واقع بینانه است. همچنین برخی از این توقعات تا حدودی وابسته به جنسیت مردانه و بعضی هم وابسته به فرهنگ است. از بین همه‌ توقعاتی كه تقریبا مردان همه‌ كشورها از زنان دارند برخی را كه به نظر خودم و از دیدگاه دانش روانشناسی‌، موجه‌تر و منطقی‌ترند انتخاب كرده‌ام تا در این مطلب نظرتان را به آنها جلب كنم. به این انتظارات توجه كنید:


_ یادتان باشد، مردها هیچ‌وقت اشتباه نمی‌كنند !

با آن كه زنان گمان می‌كنند درگوش كردن به حرفها و احساس دیگران مهارت دارند اما یکی از بزرگترین شکایت‌های مردها این است که زنان شنونده خوبی برایشان نیستند. احتمالا زنان به دلیل شناخت بیشتری كه روی همجنسان خود دارند گوش شنواتری نسبت به شكایات یا درد دل‌های زن‌ها دارند ولی در مورد مردان‌، هنوز لازم است نكاتی را در نظر بگیرند‌. باید به گوش‌هایشان بگویند مانند یك طلبكار كه به در خانه‌ كسی می‌رود تا پولش را بگیرد ، با مردان در ارتباط باشند. بنابراین در زمان گوش دادن به حرف‌های همسرتان به این نكات دقت كنید :


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

خنــــده بـــر هر دردی دواســـت

اگه تو يخچال آب خنک نباشه بخواي از شير آب بريزي، نيم ساعتم وايسي آب خنک نميشه
فقط کافيه آبگرمکن خراب بشه و آب گرم بخواي!
از شير آب يخي مياد که آلاسکا پيشش صحراي کربلاس !!!



رفتم داروخونه يه قرص ضد حساسيت گرفتم.
تو عوارض جانبيش نوشته: سردرد، سرگيجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب، دو بيني، اختلال در تشخيص، نارسايي کبد، نارسايي کليه، نارسايي قلب، سکته قلبي، سکته مغزي، مرگ ناگهاني ! ! !
فکر کنم اگه سيانور مي گرفتم، عوارضش کمتر بود :l


:))))
با اين نرخ سکه ديگه دختر مذهبي هم نميشه گرفت، 14 تا سکه هم زياده!
بايد يکي و پيدا کنيم به 5 تن راضي باشه ..!



يکي از آرزو هام اينه که سوار يه ماشين بشم بگم آقا اون ماشين جلويي رو تعقيب کن،
بعد يارو هم بگه : برو گم شو پايين بابا ، ما دنبال شر نميگرديم …
هيچي ديگه منم پياده شم برم !



بچه داداشم 6 سالشه خورده بود زمين گفتم بيا بوسش كنم خوب شه برگشته ميگه : نميخوام تو زندگي زخم هايى هست كه فقط يه نفر خاص بايد بوس كنه تا خوب شه!!! :)))
اينا بچه نيستن که افعين :|
http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

چهل نکته شگفت انگیز و جالب درمورد مردم ژاپن

http://upload7.ir/images/09749119521326163353.jpg

1-آیا میدانید که دانش آموزان ژاپنی به همراه معلمان خود هر روز مدرسه خود را به مدت 15 دقیقه تمیز میکنند ؟ که منجر می شود به ظهور نسل ژاپنی که فروتن و مشتاق پاکیزگی است .

2-آیا میدانید هر شهروند ژاپنی که سگ دارد یک کیسه مخصوص مدفوع سگ با خود حمل میکند؟ بهداشت و اشتیاق به آن بخشی از اخلاق ژاپنی ها است.

3-آیا میدانید که کارگر بهداشت در ژاپن "مهندس بهداشتی" نامیده می شود و میتواند حقوقی بین 5000 تا 8000 دلار در ماه طلب کند و یک پاک کن موضوع امتحان کتبی و شفاهی است ؟

4-آیا می دانید که ژاپن هیچ منابع طبیعی ندارد و سالانه با صدها زلزله مواجه میشوند اما این جلوی آنها را برای تبدیل شدن به بزرگترین های اقتصاد جهان نگرفته ؟

5-آیا میدانید هیروشیما بعد از افتادن بمب اتم در آن شهر فقط ده سال طول کشید تا به آنچه جنب و جوش اقتصادی قبل از افتادن بمب اتم در آن شهر بود باز گردد ؟

6-آیا می دانید که ژاپن جلوگیری میکند از استفاده از تلفن همراه در قطارها، رستوران ها و اماکن سرپوشیده ؟

7-آیا میدانید دانش آموزان ژاپنی از سال اول تا ششم ابتدایی باید اصول اخلاقی در برخورد با مردم را بیاموزند ؟


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

عید فطر مبارک


وبگاه ای کلک با امید قبولی طاعات و عبادات شما در ماه خدا ،فرا رسیدن عید فطر را به شما تبریک عرض مینماید

رنگ خدا

نیایش امری دستوری نیست. نمی‌شود بدون حال و هوای خوب، به آن دست یافت. جدا از شوق و تمنای درونی، اوضاع و احوال زمانه نیز باید مساعد نیایش باشد.

منظور از مساعدت روزگار این نیست که چرخ همیشه به کام ما بچرخد. در عین حال بدی روزگار نباید ما را آن چنان نا‌امید کند که فکر کنیم از دعا هم دیگر کاری ساخته نیست.

یکی از نیایش‌های مشهور رمضان، تنها به حل گرفتاری های اجتماعی توجه دارد. مثلا سه بار به شکل‌های مختلف درخواست شده است که فقر از ما زدوده شود. سه نوبت به یک موضوع، آن هم در دعایی کوتاه نشان از اولویت آن بر هر چیز دیگر دارد. همچنین در این دعا درخواست می‌کنیم همه کسانی که در کار و زندگی و امور ما اخلال و فساد می‌کنند، اصلاح شوند. یعنی روند امور رنگ اصلاح به خود بگیرد. اتفاقا این خواسته تقریبا در مرکز دعا قرار دارد. شاید بدین دلیل که با اصلاح مفسدان به هر طریق، دیگر معضلات ما نیز مرتفع خواهد شد. جالب است اغلب نارسایی‌هایی که رفع آن در این دعا خواسته شده است، در نتیجه وجود فقر و بیان امروزی، بحران اقتصادی است. غم زدگی و همه چیز رنگ اندوه به خود گرفتن. فقر چهره زندگی را کدر می‌کند و کسانی که زندگی ما را تباه و فاسد کرده‌اند، تا زمانی که شانیت و تسلطی در امور دارند و رنگ اصلاح به خویش نگرفته‌اند، این فقر و تباهی، و به قول دعای یاد شده، بدحالی و سوءسرنوشت نیز تداوم خواهد داشت.

آیا می‌شود که رنگ اندوه از چهره غم زدگان زدوده شود؟ آیا می‌شود همه آنان فساد‌ها و ویرانگری‌ها رنگ اصلاح بگیرند؟ آیا می‌شود تبعید نباشد، زندان نباشد، اعدام بی‌دلیل نباشد، فقر و نداری و غربت نباشد، بدحالی و عریانی نباشد؟ و همه چیز آن چنان باشد که ارواح درگذشتگان، آنانی که تاریخ ما را به ما سپرده‌اند تا آن را برافراشته‌تر و درخشان‌تر کنیم، از رونق روزگار ما، آرام گیرند و مسرور شوند؟

هیچ نیایشی نیست که به قصد برآورده نشدن سروده شود. ما همه این‌ها را از خداوند بزرگ و رئوفمان می‌خواهیم و مصرانه و بی صبرانه از وی انتظار داریم که چنان در ما شایستگی پدید آورد که جمله درخواست‌ها صورت واقعیت به خویش گیرد.

آمین

اسم چس فیل از کجا آمده ؟!!!!

شاید برای شما هم جالب باشه که بدونین چرا ما ایرانیها، به پاپ کرن میگیم چس فیل؟!

چون این خوراکی خوشمزه نه به فیل ربط داره نه به !!
اولین مدل پاپ کرن که وارد ایران شد، مربوط به یک شرکت انگلیسی بود به اسم چسترفیلد (Chesterfield)و چون ما ایرانی‌ها زبان انگلیسی را بسیار عالی بلد هستیم!!، این رو ساده سازی کردیم و گفتیم چس فیل!
شناختن محصولات مختلف به اسم اولین برند، توی ایران خیلی عادیه. مثل: آدامس، تافت، تاید، ریکا، وایتکس، ماتیک، کلینکس و ...
حالا شما میتونین با خیال راحت این خوراکی رو بخورین و نگران چیزی نباشین
هرچی هم دوست دارین صداش کنید:
پاپ کرن، چس فیل، چسترفیلد، ذرت بو داده، گل بلال، یا هر چیز دیگه!

عاشقانه


به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

همیشه از آمدن ِنه بر سر کلماتــــــ مـی ترسیــدَم !

نه داشتن ِ تو نه بودن ِ تو ...

نه ماندن ِ تو ...
.

.

.

کــاش اینبــار حداقل دل ِ واژه برایم می سوختـــــ

و خبــری مـی داد از

نرفتن ِ تـــو

عکس امشبم(1392/05/10)

http://www.upload9.ir/images/2qwvea6ttm5x685msem.jpg

jroxiakzg63iypchz8r4.jpg

بعضیا هستن اینقد ماهن که میخوای هی نگاشون کنی
چیه؟
چرا  زل زدی به من؟

تاثیر دعا

پولداري در کابل در نزديکي مسجد قلعه فتح الله رستوراني ساخت که در آن موسيقي بود و رقص و به مشتريان مشروب هم سرويس مي شد. 

ملاي مسجد هر روز موعظه مي کرد و در پايان موعظه اش دعا مي کرد تا خداوند صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلاي آسماني را بر اين رستوران که اخلاق مردم را فاسد مي سازد، وارد کند.
يک ماه از فعاليت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شديد شد و يگانه جايي که خسارت ديد، همين رستوران بود که ديگر به خاکستر تبديل گرديد.

ملاي مسجد روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبريک گفت و علاوه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چيزي بخواهد، از درگاه خدا نااميد نمي شود.

 

اما خوشحالي مومنان و ملاي مسجد دير دوام نکرد. صاحب رستوران به محکمه شکايت کرد و از ملاي مسجد تاوان خسارت خواست.

ملا و مومنان البته چنين ادعايي را نپذيرفتند.

قاضي هر دو طرف را به محکمه خواست و بعد از اين که سخنان دو جانب دعوا را شنيد، گلو صاف کرد و گفت:

نمي دانم چه حکمي بکنم. من دعوي هر دو طرف را شنيدم. از يک سو ملا و مومناني قرار دارند که به تاثير دعا و ثنا باور ندارند از سوي ديگر مرد مي فروشي که به تاثير دعا باور دارد…

از کتاب : " پدران . فرزندان . نوه ها " 
اثر : پائولو کوئيلو
 

ماندلا

برایش آرزوی مرگ کردم،

وقتی نوه‌اش در تلویزیون می‌گفت دعایش کنیم که درد نکشد. ماندلا را می‌گویم. قد بلند‌ترین آدمیزاد یک قرن گذشته روی زمین.


قرنی که آتاتورک، چرچیل، دوگل، استالین، هیتلر، موسولینی، ادنائر، هوشی مین، چوئن لای، مصدق، نهرو، تیتو، لومومیا، سوکارنو، سیهانوک، کاسترو، عبدالناصر، جان کندی، برانت، آلنده، اولاف پالمه، ماهاتیر محمد، گورباچف و واسلاوهاول در آن یک چند رییس دولت بوده‌اند، خوب و بد نامی از خود به یادگار گذاشته‌اند. همزمان ده برابر این‌ها، آدم‌های کوچک هم فرصت اداره کشور‌ها را به دست آورده‌اند، در کشورهائی به بزرگی آمریکا و روسیه و هم در کشورهای کوچک آفریقائی و آسیائی.

برخی از این نام‌ها با کودتا سرنگون شدند، برخی در‌‌ همان خلعت ریاست دولت کشته شدند مانند آلنده، کندی، لومومبا و پالمه، بعضی مانند ماهاتیر محمد سال‌ها ماندند و قدر دیدند و سرنوشت کشور خود را تغییر دادند، یکی مانند مصدق دو سالی هم دوام نیاورد، چند تایشان در کشتار هزاران تن سهم داشتند، کسانی مانند برانت و پالمه و هاول هم بودند که جز صلح برای بشر نخواستند. برخی مانند هیتلر، چرچیل، موسولینی و استالین آوازه‌شان از جنگ بود، چندتائی در دوران قدرت، از جهان تحسین شنیدند و قدر دیدند، مانند گورباچف و چرچیل که عنوان‌های دست نیافتنی گرفتند [مرد قرن یا مرد هزاره‌ها] اما مردم کشور خودشان دیگر به آن‌ها رای ندادند. اما ماندلا از همه جداست، نه به خاطر
۲۷ سال زندانی که کشید، و نه حتی انقلاب بزرگی که رهبری کرد و لکه ننگ آپارتاید را از دامن بشریت برداشت بلکه به خاطر درس‌هائی که برای بشریت گذاشت، درس‌هائی از جنس مروت و گذشت، خیرخواهی و صلح‌دوستی و پرهیز از خشونت.

وقتی در بیست و هفتمین سال حبس، نماینده بانک جهانی به دیدارش به زندان مخوف جزیره روبن رفت تا از او بپرسد آیا حاضر هست با رهبر آفریکانر‌ها برای رسیدن به یک راه حل آرام در جهت تشکیل یک دولت همه‌رنگ هم‌سو شود، لحظه‌ای از پنجره سلول به آسمان نگریست و گفت حتما آقای رییس حتما... در کتاب خاطراتش نوشته آن روز رو به آسمان‌ها گفتم از‌‌ همان اولین روزی که به زندان افتادم می‌دانستم روزی کسی در سلول را می‌گشاید و خبر پیروزی هم‌رنگ‌های مرا می‌آورد، در طول سال‌ها حبس، هرچه این لحظه عقب افتاد به خودم گفتم برای آن است که پخته شوی، برای این‌که بخوانی و فکر کنی تا بدان‌جا برسی که هیچ رگه‌ای از خشم و کینه در وجودت نماند.


http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

ای کـاش زن زنـدگی ام ایـن رازها را می دانـست!


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


1. مرا تحسین کن.

2.
می دانم که همیشه با من موافق نیستی و برخی از تصمیم هایم را نمی پسندی، اما همیشه تاکید کن که عاشقم هستی.

3.
سعی کن نیازهای مهم مرا با صداقت برطرف کنی.

4.
مرا همین طور که هستم بپذیر و سعی نکن مرا تغییر دهی.

5.
طوری با من رفتار کن که احساس کنم بی همتا هستم. گاهی مردها مثل پسربچه ها می شوند.

6.
اگر می خواهی با من حرف بزنی، اول از من بپرس که در حال و هوای گفت و گو هستم یا نه. اگر نیستم، اصرار نکن.

7.
ما مردها گاهی به غار خودمان پناه می بریم. کمی به من زمان بده تا از غارم بیرون بیایم؛ آنگاه خودم به سوی تو خواهم آمد.

http://s1.picofile.com/file/7112948488/adame.gif

ادامه نوشته

تفاوت خوابیدن زن و مرد و یك نتیجه گیری واقعی

یعنی من فقط مُرده این نتیجه گیری هستم

تفاوت خوابیدن زن و مرد و یك نتیجه گیری واقعی

مامان و بابا داشتند تلویزیون تماشا می کردند که مامان گفت:"من خسته ام و دیگه دیروقته، میرم که بخوابم"

مامان بلند شد، به آشپزخانه رفت و مشغول تهیه ساندویچ های ناهار فردا شد، سپس ظرف ها را شست، برای شام فردا از فریزر گوشت بیرون آورد، قفسه ها رامرتب کرد، شکرپاش را پرکرد، ظرف ها را خشک کرد و در کابینت قرار داد و کتری را برای صبحانه فردا از آب پرکرد. بعد همه لباس های کثیف را در ماشین لباسشویی ریخت، پیراهنی را اتو کرد و دکمه لباسی را دوخت. اسباب بازی های روی زمین را جمع کرد و دفترچه تلفن را سرجایش در کشوی میز برگرداند. گلدان ها را آب داد، سطل آشغال اتاق را خالی کرد و حوله خیسی را روی بند انداخت. بعد ایستاد و خمیازه ای کشید. کش و قوسی به بدنش داد و به طرف اتاق خواب به حرکت درآمد، کنار میز ایستاد و یادداشتی برای معلم نوشت، مقداری پول را برای سفر شمرد و کنارگذاشت و کتابی را که زیر صندلی افتاده بود برداشت. بعد کارت تبریکی را برای تولد یکی از دوستان امضا کرد و در پاکتی گذاشت، آدرس را روی آن نوشت و تمبرچسباند؛ مایحتاج را نیز روی کاغذ نوشت و هردو را درنزدیکی کیف خودقرارداد. سپس دندان هایش رامسواک زد.

باباگفت: "فکرکردم، گفتی داری میری بخوابی" و مامان گفت:"درست شنیدی دارم میرم."

سپس چراغ حیاط راروشن کرد و درها را بست.

پس ازآن به تک تک بچه ها سرزد، چراغ ها راخاموش کرد، لباس های به هم ریخته را به چوب رختی آویخت، جورابهای کثیف را در سبد انداخت، با یکی از بچه ها که هنوز بیداربود و تکالیفش را انجام میداد گپی زد، ساعت را برای صبح کوک کرد، لباسهای شسته را پهن کرد، جاکفشی را مرتب کرد و شش چیز دیگر را به فهرست کارهای مهمی که باید فردا انجام دهد، اضافه کرد. سپس به دعا و نیایش نشست.

درهمان موقع بابا تلویزیون راخاموش کرد و بدون اینکه شخص خاصی مورد نظرش باشد گفت: "من میرم بخوابم" و بدون توجه به هیچ چیز دیگری، دقیقاً همین کار را انجام داد!


نتیجه گیری در ادامه مطلب

ادامه نوشته

کلک تاریخی با ریشه هندی

چگونه می توان بین زمین و آسمان مدتها معلق بود؟




اگردقت کنید همه آنها عصایی به دست دارند و پایه عصا بر روی چیزی مانند  سجاده قرار گرفته است
بقیه  قضایا فقط سلب توجه بیننده از همین دو نکته است
Inline image 2
بقیه در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

این باغبان عجب خوش سلیقه است

هر گل که بیشتر صفا میدهد به باغ....گلچین روزگار امانش نمیدهد

با نهایت تأسف خروج جوان کام گرفته،صاحب هاله،بسیار فرنگ رفته،مادر بزرگترین چریک‌های قرن را بغل کرده،آن از چین و چروک به عینک و بوتاکس رسیده،آن روی هر تپه که رسیده ،چیزیده،آن با خبر از حال ممه،آن ریخته آب را روی اونجای سوخته همه،آن تالار افتخارات متحرک،آن...(بازم بگم؟...بگم؟)کلا خروج او را از داخل ملت تبریک و تسلیت عرض مینماییم.به همین مناسبت مجلس یادبودی هر شب در صدا و سیما بر پا می‌باشد.

این باغبان عجب خوش سلیقه است...می‌چیند آن گل که به گلزار نمونه است
از طرف خانواده‌های داغدار،زندانی،بیکار،معتاد،ورشکسته،به خاک سیاه نشسته،روزنامه نگاران مهاجر،فیلمسازان در غربت،هنرمندان تحقیر شده،اقتصاد دانان مبهوت و سایر آشنایان با شعور و با شرف این مرز و بوم