j2ukmx0nb5esk2auxia.jpg

سلام به همه دوستان

تشکر میکنم که به وبلاگ من سرزدید

آخرین پنج شنبه ماه مبارک رمضان،برای من با تمام روزای دیگه که تهران بودم فرق داشته،امیدوارم تا آخر شب همین طور باشه

من معمولا هر شب،اولین دقایق هر روز فال روزانه اونروزمو میخونم و وقتی دیشب فال امروزو زدم فالم این بود

يك ملاقات و يا حضور در جمع دوستان برايت خاطره‌انگيز خواهد شد. از طرف دوست يا خانواده‌اي نزديك، خبرهاي خوشي براي تو و خانواده‌ات در راه است. از راه دور خبر بسيار مسرت بخشي خواهي شنيد. موضوع يك مسافرت به خوبي و خوشي به انجام مي‌رسد.

به كمك يكي از دوستانت مشكلي كه آزارت مي‌داد، رفع مي‌شود. در يك آزمون و يا رقابت كاري موفق مي‌شوي و نگراني‌ات بي‌مورد است چون اين موفقيت زمينه‌ساز تحولات اقتصادي بعدي برايت خواهد بود.


صبح که از خونه واسه آزمون رفتم بیرون،اصلا فکر نمیکردم قبل آزمون یکی از دوستای جدیدمو ببینم،ولی برخلاف تصورم ایشونو دیدم و چند دقیقه یی که با هم بودیم خیلی خوش گذشت و کلی حال داد

دوستم بهم امیدواری داد که غیر ممکنه تو آزمون قبول شم و ازم خواست آزمون ندم،من که تا اونموقع زیاد به خودمم امیدوار نبودم واسه رو کم کنی دوستم به خودم امیدوار شدم و رفتم آزمون دادم و قبول شدم (مبارکم باشه)

بعد آزمون یکی از صمیمی ترین دوستام که خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم،زنگ زدو واسه افطار دعوتم کرد که برم خونه شون دورهم باشیم و باهم خوش باشیم،مطمئنم که برم انشاالله خونه شون، خیلی خوش میگذره

معذرت میحوام که خیلی طول کشید تا بیام این پستو تکمیل کنم،دسترسی به اینترنت نداشتم

خدمتتون عرض میکردم:

ساعت 5 بعدازظهر از تهران با یکی از دوستام راه افتادیم به سمت کاشان،واسه افطار خونه دوستم که دعوتم کرده بود بودیم تا ساعت 12 اونجا بودیم خوش گذشت

ساعت 12 شب هم راه افتادیم به سمت زادگاه خودمون;فرخی

ساعت 4:15 صبح و دقیقا موقع سحر رسیدم به خونه،وقتی اومدم خونه همه تعجب کردند چون هیشکی خبر نداشت تو راهم

جای همه دوستان خالی سحریو خوردیم،بعد هم به یاد سالهای گذشته رفتم مسجد جامع فرخی واسه نماز و دیدن دوستان،بعد از نمازم با برا بچ رفتیم به گلزار شهدا