گفتگوی دو برادر
با سلام خدمت برادرم علی اصغر
قبل از اینکه موضوعی را نقد کنم جا داره عرض کنم قصد توهین به هیچ شخص و یا
گروهی را ندارم و ارادتمند همه دوستان دوستدار فرخی و مخصوصا بزرگان دین
وعلم (جامعه روحانیت) هستم
خودم را کوچکتر از این می بینم که به نقد بپردازم اما از اونجا که برادر
علی اصغر هستم نظر و نقد خودم را به نامه ایشون به حاج آقا رییسی بیان
میکنم:
۱- من دوست داشتم از طرف شما(علی اصغر) به مصوبات مجمع عمومی جامعه روحانیت
اعتراضی وارد نمیشد تا نتیجه مصوبات را بعدا می دیدیم، اگر مصوبات جامعه
روحانیت عملی میشد و نیروی انتظامی به چند جشن عروسی میامد و در آن جشنها
عده یی ناراحت میشدند بدون شک هیچکس ایرادی به شما نمیگرفت بابت این مصوبات
واز جایگاه روحانیت در نزد مردم تا حدودی کاسته میشد اما الان که شما نامه
داده اید اگر مقدار خیلی کمی هم از جایگاه روحانیت نزد مردم به دلیل
مصوبات کاسته شده باشد،انگشت اتهام به سمت شماست ،چون بی شک جامعه روحانیت
این عمل شما را نپذیرفته و اگر برخوردی از سمت مردم در فرخی با خود ببینند
شما را آغازگر این اتفاقات میدانند
شما از روی دوستی و ارادت به جامعه روحانیت اینکار را کرده اید اما برداشت آنها چیز دیگری است
۲- با عرض معذرت از بزرگان اهل نظر خدمت شما عرض کنم که انسان کلا باید
دلسوز افرادی باشد که آن افراد ارزش دلسوزی داشته باشند، شما با نامه خود
نقدی به مصوبات داشته ید اما شاهد این هستیم که به غیر چند عزیز ،بعضی
دوستان بجای اینکه نامه شما را نقد کنند دست به نقد خود شما و افرادی از
جامعه روحانیت زده اند که اینکار نشان دهنده طرز تفکر پایین بعضی از اشخاص
است.
۳- و اما در آخر نقد نامه شما: درموردتاسیس حوزه علیمه در فرخی و اینکه خوشحال میشید از تاسیس حوزه در فرخی
۲۸ نفر از روحانیان عزیز و بلندمرتبه شهرمون که در حوزه های علمیه قم و
تهران تحصیل کرده و در دوران تحصیل خود شاگرد مراجع عظام تقلید و بزرگان
علم و دین بوده اند و هم اکنون بعضا در دانشگاه و حوزه تدریس می نمایند یا
به سمتهای مهم اجرایی و قضایی مشغول به خدمت هستند، در روز ولادت ضامن آهو
امام رضا (ع) دور همدیگر جمع میشوند و مصوباتی دارند که باعث می شود شما و
بعضی عزیزان دیگر به این مصوبات اعتراض کنید اما در نامه خود خواستار تاسیس
حوزه علمیه در فرخی شده اید که این جای تعجب دارد!!
آیا فکر کرده اید که اگر حوزه علمیه تاسیس شود و جوانانی به کسب علوم دینی
در حوزه آنجا که به دور از امکانات و اساتید مجرب است بپردازند،۲۰ سال دیگر
که آنها برای تصمیم گیری درباره امور جاری آن زمان دور هم جمع
میشوند،مصوبات آنها چه خواهد بود؟؟
در پایان از همه دوستان معذرت میخوام و
معذرتخواهی ویژه هم از برادرم دارم که بدون اجازه به نقد نامه شون پرداختم
امیدوارم ایشون و همه دوستان من را ببخشند و کسی هم ناراحت نشده باشه
التماس دعا
با سلام خدمت برادر عزیز و دوست داشتنی ام محمد صادق
۱ جای بسی خوشحالی دارد که امروز افراد آگاه بسیاری در جامعه وجود دارند و به نوعی همه آنها نیز از روی دل سوزی و حتی زودتر از من به نقد پرداخته اند.اگر من نیز توفیق نوشتن آن نامه را پیدا کردم از روی همین دلسوزی بوده است.تو بهتر از هر کس می دانی که رشته من الهیات است که همان رشته علوم حوزوی است اما در مقیاس دانشگاهی.و باعث افتخار من است که بیشتر اساتید من روحانیان عزیز و معززی بوده اند که به حضور در کلاس هایشان افتخار می کنم.من با تحصیل در این رشته به صورت مستقیم و غیر مستقیم از حوزه درس روحانیت استفاده کرده ام.انسان های بزرگی چون آیة الله عمید زنجانی، حجج اسلام بی آزار شیرازی، حجتی کرمانی، محمدی عراقی و مهدوی راد و نجارزادگان و…و جند سالی که در قم نیز بوده ام از جلسات تفسیری آیة الله معرفت و سید احمد خاتمی بهره برده ام.به همین خاطر خود را چه در مسائل زندگی و چه در علم و دانش مدیون روحانیت می دانم.من مطمئن بوده و هستم که به جایگاه روحانیت در فرخی آسیبی نخواهد رسید نه با نامه من و نه با مصوبه خودشان.ولی اگر قرار بوده است آسیبی وارد شود پس چه بهتر که من جلو این آسیب را گرفته باشم.
حرف شماره ۲ شما را نیز قبول ندارم زیرا که من با دوستان خود سخن گفته ام و همه آنها برای من اینقدر عزیز و بزرگوار و ارزشمند هستند که بتوانم جان خود را نیز فدای آنها کنم.واما کسانی که به نقد من پرداخته اند. برادر گرامی ام من خدا را شاکرو سپاسگزارم که دوستانی دارم که هر از گاهی و به بهانه ای به نقد من می پردازند و به من یادآوری می کنند که یک بار دیگر به خود بنگرم و عیوب و اشتباهات خود را اصلاح کنم.مگر نه اینکه مولایمان امام جعفر صادق(ع) فرموده است: “بهترین برادران من کسی است که عیب های من را به من هدیه دهد”. پس خدا را شکر که برادرانی دارم در عالم مجازی عیب ها و اشتباهات مرا به من گوشزد می کنند.اگر بعضی نقدهایی که از من می شود نیز گاهی از حد انصاف خارج می شود این من را شادتر می سازد چرا که می بینم زنده ام و دارای حرکت. همین چند روز پیش در وبلاگت سخن شهید مطهری را گذاشته بودی که چرا وقتی قطار در حال حرکت است به او سنگ می زنند.نکند خودت نخوانده ای؟ انتقاد و نقد نشان دهنده این است که در حال حرکت هستیم.همه باید از این بابت خوشحال باشیم.
بگذار سخن که به اینجا رسید مطلب و یا شاید خاطره ای را برایت بیان کنم که فکر می کنم به یاد نداشته باشی.قدیم در لرد پایین مابین موتور آب پدر بزرگمان مرحوم حاج محمد صادق و حوض (حوضوی) بزرگ استخری بود که در زبان محلی به آن سَرخ گقته می شد. که آب موتور در اینجا جمع و سپس به آب جوی فرخی وارد می شد.نزدیک جایی که محل خروج آب بود درخت خرمایی بود که به قول خودمان پیس رس بود و خیلی زود خرما می داد.این درخت دو مشکل برای بچه ها داشت: اول ینکه زود خرما می داد(شایدم این حُسن بود) و دوم اینکه ارتفاع پیدا کرده بود.خوب می دانی که خرمای پیس رس و نوبرانه برای بچه ها بسیار با ارزش بود و چون دستشان نمی رسید که بچینند با سنگ به جان آن درخت می افتادند.شاید حکایت ما نیز برای بعضی ها حکایت همان درخت است. سنگ ها درد دارد ولی شیرین است.درد آن در مقابل شیرینی اش چیزی به حساب نمی آید.
و اما شماره ۳، این حوزه که درباره اش سخن گفته شده است قرار نیست در آن تا پایان دروس حوزوی تدریس شود بلکه یکی دو سطح در آنجا تدریس خواهد شد.اما اگر چنین برکتی نیز داشته باشد که تا پایان دروس حوزوی را داشته باشد چه بهتر.البته نوع نگاه شما به این مسئله جالب بود. اما به عنوان شوخی شاید برای تدریس از ما نیز دعوت شود آن وقت به گونه دیگری تدریس خواهد شد.
در ضمن من از این جهت به این حوزه علاقه مند هستم که خود یک مرکز فرهنگی معنوی خواهد بود. و از این مراکز هر چه بیشتر باشد نوجوانان و جوانان ما بیشتر بیمه خواهند شد. مگر نه این است که خانه ای که در سال ۷۲ با کمک دو تن از دوستان و با دستانی خالی با نام خانه قرآن تأسیس کردیم امروز بحمدالله به همراه مرکز ثامن الائمه دارای برکات بیشماری شده است. در مورد این مدرسه علوم دینی نیز به همین گونه. حد اقل مرکزی خواهد بود که دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان به تحصیل دروس عربی خواهند پرداخت.
شرمنده از مزاحمت.
التماس دعا
آدینه چهاردهم مهر نود و یک
برادرت علی اصغر
برگرفته از سایت برادرم:http://akhondy.ir/
_________________________________________________________________
محمدصادق
سلام
من این نقدو نوشته بودم واسه سایت فروی نیوز،اما بعدش پشیمون شدم ولی گفتم واسه خودتون بفرستم
میخواستم پیام بهتون بدم که تایید نکنید اما ما بجای شما ناراحت میشیم وقتی
بعضی اظهار نظرها رو می بینیم یا وقتی میبینم بعضی دوستان که میخواهند
نامه شما رو تو وبلاگ خودشون درج کنند از عکس شما کنار دریا یا کوه استفاده
می کنند در صورتی که تو سایتتون عکس هایی از خود در حرم امام رضا(ع) یا
صحن مسجد مقدس جمکران هم دارید
اما وقتی تصاویر شما در کنار دریا یا کوه درج میشه ،فردی که از شما شناختی
نداشته باشه احساس این بهش دست میده که شما همیشه در حال تفریح هستید هر
چند با خواندن نامه میتونه متوجه شه باید در این زمینه سر رشته داشته باشید
محتاج دعای فراوان
ali
فکر کنم نمی خواستی این نوشته را تأیید
کنم ولی نظر خوبی است.برگرد به مثال درخت خرما و روی آن فکر کن یا داستان
قطار شهید مطهری.اونوقت جایی برای ناراحتی وجود ندارد.
اما عکس ها.به نظر من انتخاب های بسیار جالبی است.بار دیکر به صحنه ها نگاه
کن.از اینکه فضای پشت سرت کوه و باز باشد ببیننده چه حس خوبی پیدا می کند.
دوستان در این انتخاب ها خیلی دقت می کنند.فضای کوهستان با کوه های بلند و
طبیعت اطراف آیا نشانه بزرگی صاحب فکر نیست؟آیا منظور انتخاب کننده این
نیست که این نامه از ذهن باز و بزرگی سرچشمه گرفته است.ودقیقا دریا.آرامش و
بیکران بودن فضای ذهنی نویسنده را نشان می دهد.پشت سر مقداری ابرو غبار
نیز وجود دارد این غبار فضای جامعه است ولی نویسنده در این فضا از آرامشی
دریا گونه برخوردار است.
چقدر خود شیفتگی؟نه….

با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ ای کلک خوش آمديد ،امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ داشته باشید.