رفت و نرفت از دلم
رفت و نهان شد ز چشم،روی دلارای او
رفت و نبوسیده ماند،خاک کف پای او
آمد و ننشست و رفت آن مه و بر جای ماند
در سر سوداییم آتش سودای او
آنکه سراپای اوست جلوهگه مهر و ناز
رفت و نرفت از دلم شوق سراپای او
گشته ز دیدار او سینهی من جای عشق
گشته ز سودای عشق دیدهی من جای او
او همه لطف است و حسن،ما همه شوریم و سوز
اوست تمنای ما،چیست تمنای او
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 12:16 توسط ای کلک
|
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ ای کلک خوش آمديد ،امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ داشته باشید.