حرف دل

شکسپیر می گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای
تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن
نگو بار گران بوديمو رفتيم نگو نا مهربان بوديمو رفتيم نگو اينها دليل محكمي نيست بگو با ديگران بوديمو رفتيم
حکایت جالبی است که فراموش شدگان ، فراموش کنندگان را فراموش نخواهند کرد
همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست خیلی ها می روند تا ثابت کنند که عاشقند

مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر بهم نخوره، پس اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر كن
مردان در صيد عشق به وسعت نا منتهايي نا مردند گدايي عشق
مي کنند تا وقتي مطمئن به تسخير قلب زن نشدند اما همين که مطمئن شدند مردانگي را در کمال نا مردي به جا مي آورند(دکتر علي شريعتي)
مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نميخواي از دستش بدي

دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود
شايد آن روز که سهراب نوشت (( تا شقايق هست زندگي بايد کرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست
بانوی آرامش آنقدر خسته است که شاید از عصبانیت مرا ببلعد! کاش برای همیشه لال می بودم « آرامش» تنها به وقت خاموشیست
براي شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم
است . وگرنه هر ماهي مرده اي هم مي تواند از طرف موافق جريان آب حرکت کند

زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم ، دلها تنگ نیست ما تنگش
میکنیم، عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم، دل هیچ کس سنگ
نیست ما سنگش مي کنيم
هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک غزال
شروع به دويدن مي کند و مي داند سرعتش بايد از يک شير بيشتر باشد تا کشته نشود . هر روز صبح در آفريقا وقتي خورشيد طلوع مي کند يک شير شروع به دويدن مي کند و مي داند که بايد سريع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگي نميرد . مهم نيست غزال هستي ياشير ! با طلوع خورشيد دويدن را آغاز کن
نگه داشتن عشق مثل نگه داشتن آب تو دسته فکر مي کني تو دستته اما وقتي دستتو باز مي کني مي بيني هيچي ازش نمونده جز خيسي خاطرات
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ ای کلک خوش آمديد ،امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ داشته باشید.