مدرسه: سه سیب داریم، دو تای دیگر از علی می گیریم، حالا چندتا سیب داریم؟  

مشق شب: اگر یک هندوانه سه کیلویی را بین پنج نفر تقسیم کنیم به هر یک چه مقدار می رسد؟  

امتحان: علی 12 موز دارد، قطار او هفت دقیقه تاخیر دارد، وزن خورشید را حساب کنید!


 انکار نکنید همتون حداقل یه بار تو بچگی در یخچال رو آروم می بستین، از لای درش به زور نیگا می کردین ببینین کی چراغش خاموش می شه!


شماره ناشناس

ناشناس : سلام خوشگله ،دوست پسر داری ؟ -بله ،شما؟ -من داداشتم ،صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم .  شماره ناشناس بعدی : -دوست پسر داری؟ -نه نه اصلا -من دوست پسرتم ……واقعا که … -عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی !!! - خوب داداشتم دیگه ،صبر کن خونه برسم من میدونم و تو….


یکی از غذاخوری*های بین*راه بر سر در ورودی با خط درشت نوشته بود:  شما در این مکان غذا میل بفرمایید، ما پول آن را از نوه شما دریافت خواهیم کرد.  راننده ای با خواندن این تابلو اتومبیلش را فوراً پارک کرد و وارد شد و ناهار مفصلی سفارش داد و نوش*جان کرد.  بعد از خوردن غذا سرش را پایین انداخت که بیرون برود، ولی دید که خدمتگزار با صورتحسابی بلند بالا جلویش سبز شده است.  با تعجب گفت:مگر شما ننوشته*اید که پول غذا را از نوه من خواهید گرفت؟!  خدمتگزار با لبخند جواب داد: چرا قربان، ما پول غذای امروز شما را از نوه*تان خواهیم گرفت،  ولی این صورتحساب مال مرحوم پدربزرگ شماست

 

    دوس دارم یه روز آنقد پولدار بشم که وقتی رانی می خورم؛ اون تیکه آخر آناناس که ته قوطی گیر می کنه واسم مهم نباشه!

گویش خانم های جوان در سال 81: عزیزم، چرا ناراحتی؟ قربونت برم 

گویش خانم های جوان در سال 86: عزیزم، چرا ناراحنی؟ قلبونت برم 

گویش خانم های جوان در سال 91: عجیجم، عجقم، چلانالاحتی؟ قلبونت بلم  

گویش خانم های جوان در سال 96: دیبیلم، عولوپولو، بیلی بولوناتانوتوهلو؟


 موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه، دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.


طرف توی کوه داشته قدم می زده. یه زمرد پیدا کرده به وزن یازده و نیم کیلوگرم! بعدش من یه بیست و پنج تومنی توی خیابون دیدم، خم شدم بردارم. شلوارم پاره شد.