روز پدر مبارک
روزی پدری دست خود را روی شانه پسر خود گذاشت و گفت: من قویترم یا تو؟
پسر گفت: من.
پدر جا خورده و دوباره پرسید: من قویترم یا تو؟ پسر گفت: من.
پدر بغض کرد و دوباره پرسید: من قویترم یا تو؟ پسر گفت: من.
پدر از جا بلند شد چند قدم با ناراحتی و اشک از پسرش دور شد و دوباره پرسید: من قویترم یا تو؟
پسر گفت تو …
پدر گفت: چون من ناراحت شدم گفتی من قویترم ؟
پسر گفت: نه، آن سه باری که گفتم من از تو قویترم چون دستت روی شانه ام بود پشتم به کوهی مثل تو گرم بود اما وقتی دستت را برداشتی دیدم بی تو چیزی نیستم . . .
پدرم روزت مبارک باد
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 12:13 توسط ای کلک
|
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ ای کلک خوش آمديد ،امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ داشته باشید.