فرهنگی برای دوست داشتن
فرهنگی برای دوست
داشتن
تمام عوامل
قوام بخش رابطه نزدیک میان زوجین و ازدواج در یک بستر
فرهنگی مشخص صورت می گیرد که متغیرهای آن در کیفیت و
چگونگی آن رابطه موثر هستند. هنجارهای فرهنگی در جوامع
مختلف تفاوت دارند و در هریک از این جوامع نیز تغییر می
یابند. مثلا در ایالات متحده امریکا تعداد افرادی که
ازدواج می کنند کاهش یافته است و از سوی دیگر زمان دوره
قبل از ازدواج افزایش یافته است. همچنین تقریبا نصف ازدواج
ها به طلاق منتهی می شوند. نتیجه این تغییرات آن است که
امروزه تقریبا اکثر نوجوانان و کودکان امریکایی در خانه
هایی زندگی می کنند که در آن تنها یک والد(مادر یا پدر)
حضور دارد.
از سوی دیگر
رشد اقتصادی- اجتماعی، افزایش فردگرایی و تکنولوژی مدرن
نیز تاثیرات خاص خود را بر استحکام و دوام ازدواج گذاشته
است. به عنوان مثال نسبت زن به مرد یکی از این متغیرهاست.
در جوامعی که
نسبت زنان در دسترس برای ازدواج زیادتر باشد رفتارهای سنتی
و محافظه کارانه در رابطه با ارتباط زن و مرد کاهش یافته،
سست تر می شود و برعکس. تجربیات قبلی افراد در رابطه با
اشخاص مهم زندگی عامل دیگر شکل گیری نوع روابط بعدی است.
تعاملات کودکان در هنگام کودکی با والدین (پدر و مادر یا
جانشین آنها) موجب می شود که سبک های متفاوت
دلبستگی(attachment) یا تعلق خاطر به وجود آید. کسی که در
دوران نوزادی و کودکی از مادر و پدری پذیرا، مهربان، مسئول
و مراقب برخوردار است و در این رابطه در دوران کودکی احساس
ایمنی می کند، در روابط بعدی نیز با احساس ایمنی درونی
وارد رابطه می شود.
سبک تعلق خاطر
یا دلبستگی این فرد سبک ایمن (secure)خوانده می شود. این
افراد در رابطه با دیگران شادند و از توانایی اعتماد کردن
برخوردارند و می توانند به دیگران تکیه کنند. متقابلا
دیگران نیز در رابطه با آنان چنین ویژگی هایی را لمس می
کنند.
صمیمیت بین زوجین
در مقابل کسی
که از نعمت وجود مادر یا پدری مهربان، مراقب، دلسوز و
دارای احساس مسئولیت برخوردار نبوده و مثلا مادری فاقد
ثبات احساسی و نامطمئن و بیمناک داشته سبک دلبستگی یا تعلق
خاطر مضطرب(anxious) یا دوسویه(ambivalent) از لحاظ احساسی
را اتخاذ می کند.
ترس از صمیمیت
سومین سبک
دلبستگی یا تعلق خاطر، سبک اجتنابی (avoidant)است. کسانی
که در دوران نوزادی یا کودکی توجه لازم به آنها مبذول نشده
یا با اکراه ارائه شده و مادرانی طرد کننده و دشمن خو و
پرخاشگر داشته اند، انتظار وقوع احساس یا چیزی خوب و
خوشایند در رابطه با دیگران را ندارند. لذا از بقیه فاصله
می گیرند. اینها در روابط بعدی اغلب سوءظن دارند و نسبت به
دیگران خشمگین می شوند و نمی توانند به آسانی به آنان
اعتماد کنند.
مراقب گلتان باشید
در پایان باید
اشاره کرد که رابطه میان دو نفر مانند گیاهی است که احتیاج
به توجه و مراقبت دارد. صرف وجود یک رابطه خوب در ابتدای
دوستی یا ازدواج بقای همیشگی آن را تضمین نمی کند. طرفین
باید نگاهی پویا به رابطه فیمابین داشته باشند و رابطه را
به مثابه یک هستی ارگانیک در نظر بگیرند که باید دائما از
آن مراقبت و بر روی آن کار آگاهانه صورت گیرد. همان طور که
یک گیاه اگر از نور، آب ، تغذیه و رسیدگی محروم بماند خشک
می شود و می پوسد، رابطه نیز به کوشش آگاهانه طرفین و
احساس مسئولیت آنان نیاز دارد تا زنده بماند، رشد کند و
تداوم یابد. رابطه نیز مانند یک موجود زنده مراحل رشد
مختلفی را سپری می کند که نوع برخورد با آن در هر دوره و
مرحله ای با مرحله قبلی متفاوت است و عدم توجه به ظرافت
برخورد با عناصر سازنده و پویای آن و غفلت از انجام فعالیت
های لازم برای تداوم آن موجب نابسامانی و یا خاتمه یافتن
آن می شود.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 21:56 توسط ای کلک
|
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ ای کلک خوش آمديد ،امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ داشته باشید.