جدیدترین موس پد جهان


هنگ کرده
الان ریستِش می کنم 

سیر تکاملی عکس پروفایل فیس بوک دخترا









از قیافش معلومه یه گندی زده 


مادر بزرگم که خیلی مومنه یه روز ماهنامه همشهری دستش بود
گفت وضع مملکت خیلی خرابه و بی حیایی و فساد بیداد میکنه و...،
منم شدم علامت سوال گفتم: چطور مگه؟
گفت: مثلا این عکسارو نیگا کن
اینا چقدر بی غیرتن
نیگا کردم دیدم
صفحه سمت راستی عکس یه مرد
و صفحه چپ مجله هم عکس یه زن چادریه
تعجب کردم گفتم : عزیز این بنده خداها چشونه؟
گفت: ببین الان اگه مجله رو ببندم آقاهه میفته رو زنه
حالا هی با دو دستش مجله رو باز و بسته میکرد میگفت: نیگا


من 



ترکیب آب سرد و گرم با ابتکار دانشمند ایرانی ..


این شیرهای جدید KWC سوییسی همه کپی از این طرح ارزشمندند


رفتم دنبالِ خواهرم از دانشگاه بيارمش
برگشتنی گشت بهمون گير داده ، ميگه خانوم كى باشن؟
منم با حالت عصبانى ميگم خواهرمه! مشكلى هست؟
بعد يهو خواهرم ميگه :
جناب سروان دروغ ميگه !!!
دوست دخترشم ؟؟؟؟
ميگم دروغ ميگه به خدا جناب سروان ؟
يارو هم مدارك ماشينُ گرفت گفت بيا كلانترى معلوم ميشه!!
به خواهرم ميگم مرض دارى مگه؟!!!!
ميگه بريم كلانترى بعد بابا اينا بيان دنبالمون مامورِ ضايع بشه يه ذره بخنديم!!!!


قیافه پسـرا بعد از یه ناهار توپ و قلیون با دوستـان 




کی گفته مردا نمیتونن بچه داری کنن ؟؟

حماسه ای دیگر... خلاقیت دختر ایرونی 



پسره متولد 82 استاتوس زده: غم غربت نگاهت حرامم هرزه...


اونوقت ما تا 12 سالگی برا هلیکوپتر بای بای میکردیم که چراغ بزنه واسمون 



ﻣﺠﯿﺪ ﺩﻟﺒﻨﺪﻡ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟؟؟
- ﻫﯿﭽﯽ، ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺗﻮ ﭘﺎﻟﻪ.
- ﭘﺴﺮﻡ، ﭘﺎﻟﻪ ﻧﻪ ﭼﺎﻟﻪ.
- ﭼﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺍﺳﻢ ﯾﻪ ﻧﻮﻉ ﮔﻠﻪ .
- ﺍﻭﻥ ﻻﻟﻪ ﺳﺖ.
- ﻻﻟﻪ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺩﻭﺭ ﺍﺑﺮﻣﯿﺎﺩ .
- ﺍﻭﻥ ﻫﺎﻟﻪ ﺳﺖ.
- ﻫﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻨﺎﯾﯽ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﻦ.
- ﺍﻭﻥ ﻣﺎﻟﻪ ﺳﺖ.
- ﻣﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﺸﻪ.
- ﺍﻭﻥ ﻧﺎﻟﻪ ﺳﺖ.
- ﻧﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺧﺎﻧﻢ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ.
- ﺍﻭﻥ ﺧﺎﻟﻪ ﺳﺖ.
- ﺧﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻢ.
- ﺍﻭﻥ ﺧﺎﻣﻪ ﺳﺖ.
- ﺧﺎﻣﻪ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺗﻮ ﭘﺎﮐﺖ ﻣﯿﺬﺍﺭﯾﻢ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﯾﻢ ﺗﻮ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﭘﺴﺖ.
- ﺍﻭﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺳﺖ.
- ﻧﺎﻣﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺍﺯﺵ ﻣﯿﭙﺮﻥ .
- ﺍﻭﻥ ﻣﺎﻧﻊ ﺳﺖ .
- ﻣﺎﻧﻊ ﺭﻭ ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻤﻮﻥ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻣﯿﮕﻪ ﺟﺎﻣﺪ ﻣﺎﻧﻊ ﮔﺎﺯ .
- ﺍﻭﻥ ﻣﺎﯾﻊ ﺳﺖ
- ﻣﺎﯾﻊ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻣﯿﺰ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﺎ ﺩﺍﺭﻩ.
- ﺍﯼ ﻭﺍﯼ ﺳﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺖ ﻣﺠﯿﺪ ﺟﺎﻥ ﺍﻭﻥ ﭘﺎﯾﻪ ﺳﺖ ﭘﺎﯾﻪ
ﭘﺎﯾﻪ.
- ﭘﺎﯾﻪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻣﯿﺎﻓﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻪ .
- ﺍﻭﻥ ﺳﺎﯾﻪ ﺳﺖ.
- ﺳﺎﯾﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﮕﻔﺘﯿﺪ .
- ﺍﻭﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺳﺖ.
- ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ .......


مجید دلبندم یادتونه؟؟!  
یادش بخیر 



من که قانع شدم شما چطور؟؟ 




یــه بـار هـم مـاشـیـن و بـرداشـتـیـم و بــا بـچـه هـا رفـتـیـم بـیـرون....حـالا صـدای ضـبـط تـا آخـر زیـاد هـمـه هـم داشـتـیـم مـی رقـصـیـدیـم تـو مـاشـیـن، خـلاصـه یـهـو یــه افـسـرِ جـلـومـون رو گـرفـت گـفـت بـزن بـغـل...
مـنـم به بـچـه هـا گـفـتـم ادای ایـن بـچـه بـاحـالا و بـا مـعـرفـتـها رو در بـیـاریـن بـیـخیال شـه جـریـمـه نـکـنـه
خـلاصـه پـلـیـسـه گـفـت ایـن چـه وضـع رانـنـدگـیـه؟ مـاشـیـن بـایـد بـخـوابـه پـارکیـنـگ!!!
یــهـو مـنـم کـف و تـف قـاطـی کـردم گـفـتـم مـیـدونـی مـن کـیـم؟؟؟ اصـلا حـواسـت هـسـت بـا کـی داری حـرف مـی زنـی؟ بـگـم کـیـم ؟؟؟ بــــــگـــــــم؟؟؟
رفیـقام هـم اومـدن جـلـو دهـنـمـو گـرفـتـن گـفـتـن بـیـخـیـال نـگـو بـهـش گـنـاه داره اخــراج مـیـشه....
افـسـره هـم رنـگشـو بــاخـت و آب دهـن قـورت داد گـفـت: نـه نـمـیـدونـم، بـبـخـشـیـد شـمـا کـی هــسـتـیـن؟؟؟
مـنـم بـا یـه صـدای خـسـتـه بـش گـفـتـم: مــن یــه پــرنــدم، آرزو دارم تـــو بــاغــم بــاشــی...
مــن یــه خــونــه ی سـرد و تــاریــکــم......(بـچـه هـا هـم دس مـیـزدن)
هـیـچـی دیـگه هـمـگـی دور هــم بـا افـسـره کـلـی خـنـدیـدیـم و گـفـت بـاهـاتـون کـلـی حـال کـردم بـچـه هـای بـاحـالـی هـسـتـیـن آخـر سـر هـم 50 تـومـن جـریـمـه شـدیـم و مـاشـیـن هـم رفـت پـارکـیـنـگ و بــانـدهـاش هـم بـاز کـرد و خــودمـون هـم بـردن تست اعـتـیـاد دادیـم و هــمـه چــی بـه خـیـر و خـوشـی تـمـوم شـد!!!! 



رو در مسجد نوشته بودن:

اگر از گناه خسته شدی ، وارد شو !

یکی زیرش نوشته بود:

اگر نشدی با این شماره تماس بگیرید 


یـــکـﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳــﺘـﺎﻡ ﻋـﺎﺷـﻖ ﯾـﻪ دخـتـره ﺑــوﺩ؛ ﺧـــعــﻠـﯽ ﻫــﻤـﻮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷــﺘـﻦ ﺑـﻌـﺪ ﺍﺯ ﯾـﻪ ﻣـﺪﺕ دخـتـره ﭘــیـچــﻮﻧـﺪ ﺭﻓـﺖ ﺑـﺎ ﯾـﮑـﯽ ﺩﯾـﮕـﻪ .... ﺩﻭﺳــﺘـﻢ ﺍﻭﻣـﺪﻩ ﺑـﻮﺩ ﭘـﯿــشــم سرشو گـذاشـتـه بــود رو زانــوهـام ﮔـﺮﯾـﻪ ﻣﯿـﮑـﺮﺩ ﻭ ﻣـﯿـﮕـﻔـﺖ: ﻋـﺸـﻖ ﻭ ﻋــﺎﺷـﻘـﯽ ﻫـﻤـﺶ ﺩﺭﻭﻏـﻪ منصور!!!
ﺩﯾــگـﻪ ﻣـﯿـﺨــﻮﺍﻡ مــثــل تـو بـاشـم ﻋــﺎﺷـﻖ ﻧـﺸـﻢ؛ ﻭﺍﺑـﺴـﺘـﻪ ﻧــﺸـﻢ؛
ﭘــَسـﺖ ﺑـﺎﺷـﻢ
ﺁﺷـﻐـﺎﻝ ﺑـﺎﺷـﻢ؛
ﻋـﻮﺿـﯽ ﺑـﺎﺷـﻢ،
مــثــل لاشــخــورا زنـدگـی کــنــم!!! 

قیافه من 



کیا پاستیل دوس دارن؟



این بود فرهنگ ما ایرانیان ...

در بناهای بزرگ دنیا مانند دیوار چین و اهرام ثلاثه مصر
کتیبه هایی یافت شده که این عبارات در آن حکاکی شده بود:
اگر برده ای در هنگام کار آسیب دید او را گردن بزنید!

ولی در پارسه (تخت جمشید)
در کتیبه های یافت شده نوشته شده:
اگر کارگری (فرق کارگر با برده بسیار است) در هنگام کار در این بنا آسیب دید شاهنشاهی هخامنشی موظف است تا آخر عمر وسایل امرار معاش او را بدون هیچ منت و چشم داشتی پرداخت کند!


جلد مجله تایم ویژه انفجار بوستون



کاریکاتور فوق العاده که همدردی مردم ایران زمین رو برای زلزله های اخیر به تصویر کشیده .. 

کاری از علی شافعی




آرزو به دلمون موند یه بار خبر بنویسیم: در اثر فلان اتفاق، مردم در خیابانهای شهرهای مختلف ایران ساعتها رقصیدند و خندیدند.

آخرین باری که مردم خوشحال بودن بازی ایران - آمریکا جام جهانی 98 بود



شهرزاد دختری ۲۵ ساله است که از چندی پیش به بیماری سرطان خون مبتلا شده و نیاز به کمک به خصوص از سوی‌‌ ایرانیان دارد. طریقه این کمک بسیار ساده است و از طریق نمونه برداری از بزاق دهان می‌باشد.



عزیزانی که مایل به کمک هستند، در تهران با مراجعه به بیمارستان شریعتی‌ و در خارج از کشور میتوانند با تماس با مراکز مربوطه، درخواست کیت مخصوص را کنند و دی ان‌ای خود را در بانک جهانی‌ اهدا ثبت کنید تا شهرزاد و شهرزاد‌ها بتوانند در صورت نیاز به آن مراجعه کنند.

هفته پیش، بهرام رادان در کنار گلشیفته فراهانی فیلمی کوتاه در مورد شهرزاد تهیه کردند که به زودی برای تماشای عموم پخش خواهد شد.




به اميد سلامتي شهرزاد و مخصوصا اون بيمار سرطاني که توي ايران گوشه بيمارستان افتاده و هيچ بازيگر و خواننده اي سراغش نميره و اون بچه هاي بيمارستان محک...



 تجربه مواجه شدن با یه بیماری ترسناک تجربه عجیبیه... انگار صبح از خواب پا میشی مببینی با مایک تایسون تو رینگ بوکسی... تو این لحظه فقط در صورتی میتونی داغونش کی که چارلی چاپلین باشی...



من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز، دگر نیست دگر هیچ مگو
چهره ی زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
درد بی حد بنگر، بهر خدا هیچ مگو
دل پر خون بنگر، چشم چو جیهون بنگر
هر چه دیدی بگذر چون و چرا هیچ مگو
گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو
ای نشسته تو در این خانه پر نقش و خیال
خیز از این خانه برون رخت ببند هیچ مگو


(غزل شماره 2219 دیوان شمس مولانا)