همه چی در ای کلک
موبایل رو داخل ماشین حساب قایم کرده !!!
لحظه تولد مار کبری
جایی دعوت بودیم، بعد یه دختر کوچولو داشتن،
منم مغزم به خاطرِ یه موضوعی کلاً هنگ بود.
بچه رو به روم رو پای مامانش
نشسته بود، نمیدونم چی شده بود محبتم گل کرده بود هی میگفتم بیا پیش عمو
سارا جان، بیا عزیزم، بیا یه بوس بده به عمو. خلاصه در حال بفرما زدن بودم
که با ضربه ی آرنج مامانم مواجه شدم،...
گفتم چیه؟ گفت: احمق سارا اسم مامانست،
اسمش ساریناست
فک کن مامانه میومد بغلش میگفت بوسم کن 
کیا فهمیدن جنس کفشا از چیه؟ 

کلا پسرا اول اعتماد به نفس بودن بعد دست و پا در آوردن
یه ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍیی ﺍﻭﻣﺪﻩ ﭘﺴﺖ ﺯﺩﻩ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ:
ﮔﻠﯿﻦ ﮔﺌﺪﺍﺥ ﺁﻏﻠﯿﯿﺎﺥ، ﺍﻭﺭﻣﻮ ﮔﺆﻟﻮﻥ ﺩﻭﻟﺪﻭﺭﺍﺥ
(یعنی: ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﻛﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺷﻜﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ ﺭﺍ ﭘﺮ ﮐﻨﯿﻢ)
ﺯﯾﺮﺵ ﯾﺎﺭﻭ ﮐﺎﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ: ﺁﯼ ﺑﺮﯼ ﺑﺎﺥ ﺑﺮﯼ ﺑﺎﺥ!!!
سـوار تاکسی بودم ، دیـدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته. پیـاده شد ، دست کرد تو کیفش ، گفــتم مهمون ما باش خانوم خوشگله :)) دیـدم از تو کیفش یه قبض در آورد داد به راننده گفت:
" ایـن قبضو بگیر بابا ، وقت برگشتن برو عکسهای منم از آتلیه بگیر "
یعنی.. به خودم ، هـی سرخ و سفید می شدم ، خواستم جمعش کنم، گفتم : "
دخـترتون هستن ، مـاشالا چقد حالت چشما و فرم صورتشون شبیه شما بود "
رانـنده گفت :
" دیگه ... بخوری فایده نداره ، الان مهمون کردنو بهت نشون میدم "
ظهر تو خونه دراز کشيده بودم و تلویزیون ميديدم
که متوجه شدم که يه نفر از تو کوچه داره
اسممو با بلندگو صدا ميزنه
اولش فکر کردم شايد با کس ديگه ای کار داشته باشه اما
بعد از چند ثانيه اسم و فاميلو با هم صدا زد
رفتم تو کوچه ديدم يه وانت سبزی فروشی
جلو در خونه ايستاده بهش گفتم منو از کجا ميشناسي
گفت مامانت سر کوچه ازم
سبزی خريد و گفت بيام اينجا صدات کنم که بيای بگيری.
آخه ببین چطور با آبرو آدم بازی می كنن من تو اين محل دوس دختر دارم 
حالا خوب سمسار نبوده. بگه مامانت گفته یه عتیقه تو خونه داریم بیا ببرش 
پسرا هیچوقت عوض نمیشن
ﭘﺴﺮﻩ ﯾﻪ ﺁﯾﻔﻮﻥ 4 ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮﻟﺪﺵ !!!
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺁﻩ ﺩﺭ ﺑﺴﺎﻁ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ
ﺍﯾﻨﻮ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺍﻭﺭﺩﯼ ؟؟؟
ﻣﯿﮕﻪ : ﺗﻮ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺩﻭ ﺑﺮﺩﻣﺶ !!!
ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺩﻭ؟! ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ؟ ﺣﺘﻤﺎ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ !
ﻧﻪ ﺧﯿﺮﻡ ﺳﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ :
ﻣﻦ 
ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ
ﭘﻠﯿﺲ
فورشرد(4shared) فک میکنه ما رو ۲۰ ثانیه معطل کنه ما میریم اکانت پریمیوم میخریم.
نه آقا. ما رو از ۲۰ ثانیه میترسونی، ما عمرمونو باختیم پای دایلآپ، از خدا بترس !!!! 
«فرزاد
حسنی» و «آزاده نامداری» دو مجری جوان و خوشنام تلویزیون ایران که چندی
پیش پای سفره عقد نشستند، میهمان کنسرت فرزاد فرزین در تاریخ 31 اردیبهشت
ماه بودند.
علی پروین و خانواده
نهایت خوششانسی و سرعت عمل!
راننده
اتوبوس متوجه روبرویش نبود و با سرعت تمام به سمت کامیونی حرکت می کرد که
تیر های فلزی را بار زده بود و ناگهان اتوبوس با تیرهای فلزی برخورد کرد.
ببینید راننده چقدر خوش شانس و البته سریع است که فقط چند لحظه قبل از
برخورد با تیر فلزی خود را به سمت دیگری پرت می کند.
کمربند این شخص فقط روی شکمش است. اگر کمربندش از نوعی بود که شانه هایش را هم نگه میداشت هرگز نمیتوانست خودش را نجات دهد
دو اسب زیبا که اولی به عنوان زیباترین اسب جهان شناخته شده. در ترکیه هم هست
سیمین: تو یه دلیل بیار چرا باید بمونیم؟
نادر: من هزار تا دلیل برات میارم.
سیمین: یکیشو بگو.
نادر: یکیش پدرم. من پدرمو نمیتونم ول کنم، بازم بگم!
سیمین: اون میفهمه که تو پسرشی؟
نادر: من که میفهمم اون پدرمه!
بابا پول میخوام
بابا موبایل میخوام
بابا لب تاپ میخوام
بابا میخوام برم مسافرت پول بده
بابا لباس ندارم
بابا برای دانشگاه پول لازم دارم
بابا بابا بابا
چرا یک مرتبه هم گفته نمیشه
بابا همین که پیشم هستی برام کافیه...
بودن در کناره تو برای من یک دنیاست!
گاهی دلت میخواهد به بعضی ها بگویی
باش حتی اگر من دیگر نباشم!
پـــــــــــــــــــــدرم یکی از آنهاست...
به سلامتی کسی که از وقتی به دنیا اومدیم کلی مسئولیت پیدا کرده و خودش رو یادش رفته.
به سلامتی کسی که دوسمون داره ولی خیلی به زبون نمیاره.
به سلامتی کسی که همیشه بهش نق زدیم از نداشته هامون و از چیزایی که دلمون میخواسته، ولی هیچوقت ازش نپرسیدیم دلش چی میخواد.
به سلامتی کسی که نقشی توی زندگیمون داره که آسون نیست.
به سلامتی همه ی پدرها...
با بابام قهر بودم (سر مسائل مالی) دیگه طوری شده بود به هم سلامم نمیدادیم. امشب حالم خوب نبود ضعف کرده بودم خواب بودم دیدم بابام بیدارم کرد برام جوجه کباب کرده بود بخورم
سلامتی همه باباهای مهربون
ﯾــﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺯﻡ ﻣﯿﭙــﺮﺳﯿﺪﻥ ﺑــﺎﺑــﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻣـﺎﻣــﺎﻧﯽ؟!
ﻣﻨــﻢ ﻣﯿﮕﻔﺘـﻢ ﻣﺎﻣﺎﻧــﯽ!!!
ﺑﯿــﭽﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭﻡ ﯾﻪ ﻟﺒــﺨﻨﺪ ﺗﻠﺦ ﻣﯿﺰﺩ ﻭ خجالت ميكشيد ﺟﻠــﻮ ﻫﻤﻪ 
ﺍلاﻥ ﻣﯿﻔﻬــﻤﻢ ﭘــﺪﺭ چقدر زحمت میکشید ﻭ خسته ميشد ﺗــﺎ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﻪ ﺍﺵ ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻦ ...
ﺑﻪ ســــﻼﻣﺘــﯽ ﻫﻤــﻪ ﺑــﺎﺑــﺎﻫــﺎﯼ ﺯﺣﻤــت ﮐﺶ
به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐـﻪ ﺭﻭﺯ ﭘـﺪﺭ ﺑـﯿـﺸـﺘـﺮ ﺍﺯ ﯾـﻪ ﻓـﺎﺗـﺤـﻪ ﭼـﯿـﺰﯼ ﻧـﻤـﯿـﺘـﻮﻧـﻦ ﺑـﻪ ﭘـﺪﺭﺷـﻮﻥ ﮐـﺎﺩﻭ ﺑـﺪﻥ ...
و سلامتی اونایی که با دیدن فیلم بابا اشکشون سرازیر میشه....
مادرا مثل مداد می مونن هر لحظه تراشیدن و تموم شدنشون و می بینی ولی پدرا مثل خودکار می مونن شکل ظاهریشون تغییر نمی کنه فقط یه دفعه می بینی که دیگه نمی نویسن...
پس تا وقتی که هستن قدرشون رو بدونیم قبل از اینکه جلوی قاب عکسشون آه بکشیم




















با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به وبلاگ ای کلک خوش آمديد ،امیدوارم لحظات خوبی را در وبلاگ داشته باشید.